فهرست کتاب


سوگنامه امام علی (علیه السلام) - 400 داستان از مصایب امام علی علیه السلام

عباس عزیزی

60- چگونه صبح کردن علی (ع)

حنش بن معتمر گوید: بر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) در حالی که در رحبه (محلی در کوفه) تکیه زده بود داخل شدم و گفتم: السلام علیک یا امیرالمومنین و رحمة الله و برکاته، چگونه صبح کردی؟
حضرت سر بلند کرد و جواب سلام مرا داد و فرمود: صبح کردم در حالی که دوست دار دوستان، و صبر کننده بر دشمنی دشمنانمان هستم، همانا دوست ما در هر شبانه روز منتظر راحتی و گشایش است، و دشمن ما بنای کار خود را بر پایه ای نهاده که سخت نااستوار و لغزان است، این بنای او بر لب پرتگاهی است که وی را در آتش دوزخ می افکند.
ای ابا المعتمر به راستی که دوست ما نمی تواند ما را دشمن بدارد، و دشمن ما نمی تواند ما را دوست بدارد، همانا خدای متعال دل های بندگان را بر دوستی ما سرشته، و دست از یاری دشمن ما شسته، پس دوست ما توان دشمنی ما، و دشمن ما توان دوستی ما را ندارد، و هرگز دوستی ما و دوستی دشمن ما در یک دل نگنجد. زیرا که خداوند برای یک مرد دو دل در درونش ننهاده است تا با یکی، گروهی را و با دیگری دشمنان همان گروه را دوست بدارد.(64)

61- ستم های وارده به علی (ع)

مسیب بن نجبه گوید: علی (ع) مشغول سخنرانی بود که مرد عربی فریاد مظلومیت برداشت، آن حضرت به او فرمود: نزدیک بیا. امام فرمود: به من به اندازه ریگ های بیابان و موهای بدن حیوانات ستم شده است.(65)

62- دشمنی دختران خلفاء با علی (ع)

چون علی (ع) در ذی قار فرود آمد عایشه نامه ای به حفضة، دختر عمر، نوشت که بدان علی به ذی قار آمده و چون خبر سپاهیان بسیار و جماعت انبوهی که با ما هستند بدو رسیده از ترس در همانجا توقف کرده و همانند اسب قرمز رنگی است که راه پیش و پس ندارد، اگر قدم به پیش نهد پی شود و اگر به عقب برگردد او را نحر کنند!
حفضه که این نامه را خواند، دستور داد زنان خواننده ای را نزد وی بیاورند و برایش آواز خوانی کرده و بنوازند و در وقت خوانندگی و دف زدن این شعر را بخوانند:
ما الخبر ما الخبر؟ - علی فی السفر!
کالفرس الاسقر! - ان تقدم عقر
و ان تأخر نحر!
این خبر به گوش زنان بنی امیه و بنات الطلقاء رسید و برای شنیدن آن به خانه حفصه آمده و در آنجا اجتماع می کردند و خوانندگان و نوازندگان نیز با همان اشعار به خوانندگی و دف زدن می پرداختند.
ام کلثوم دختر علی (ع) از جریان مطلع شد و جامه برتن کرده و به طور ناشناس و روبسته به خانه حفضه رفت و چون وارد شد روی خود را باز کرد و چون حفضه او را شناخت شرمنده شد و عذر خواهی کرد.
ام کلثوم بدو گفت: اگر شما دو نفر امروز با علی به مخالفت و دشمنی برخاسته اید پیش از این نیز به دشمنی با برادرش (رسول خدا) برخاستید تا آنکه خداوند درباره شما آن آیات را نازل فرمود!
حفضه شرمنده شد و از وی خواست تا از ادامه آن گفتار خودداری کند و نامه عایشه را طلبید و آن را پاره کرده و از خدا طلب آمرزش کرد.(66)