فهرست کتاب


سوگنامه امام علی (علیه السلام) - 400 داستان از مصایب امام علی علیه السلام

عباس عزیزی

54- شباهت کار علی (ع) به پنج پیامبر

بعد از بیعت اجباری علی (ع) به خانه خود رفت و از مردم کناره گرفت، و بعد به پیروان خود فرمود: من به پنج پیغمبر در پنج مورد، اقتدا کرده ام (کار من شبیه کار آنها است):
1- از حضرت نوح (ع) آن جا که به خدا عرض کرد:
رب انی مغلوب فانتصر: پروردگارا من مغلوب این قوم (طغیانگر) شده ام، انقام مرا از آنها بگیر (قمر - 10).
2- از حضرت ابراهیم (ع) آن جا که به مشرکان فرمود: و اعتزلکم و ما تدعون من دون الله: و از شما و آنچه غیر از خدا می خوانید کناره گیری می کنم (مریم - 48).
3- از حضرت لوط (ع) آن جا که به قوم سرکش خود فرمود: لو ان لی بکم قوة او آوی الی رکن شدید: ای کاش در برابر شما، قدرتی داشتم، تا تکیه گاه و پشتیبان محکمی در اختیار من بود (هود 80).
4- از موسی (ع) که به فرعونیان گفت: ففرت منکم لما خفتکم: پس از شما فرار کردم هنگامی که از شما ترسیدم (شعرا - 21).
5- و هارون (برادر موسی (ع)) که به موسی (ع) گفت: ان القوم استضعفونی و کادو یقتلوننی: مردم مرا تضعیف کردند و نزدیک بود که مرا به قتل رسانند (اعراف -150).
سپس به جمع آوری و تنظیم قرآن پرداخت و آن را در جامه ای پیچید و آن را بسته و مهر نمود و به مردم فرمود: این کتاب خدا است که آن را طبق امر و وصیت پیامبر(ص) همان گونه که نازل شده است جمع آوری نموده ام.
بعضی از حاضران گفتند: قرآن را بگذار و برو.
فرمود: رسول خدا(ص) به شما فرمود: من در میان شما دو یادگار گرانمایه می گذارم، کتاب خدا و عترت من، و این دو از هم جدا نمی شوند تا این که در کنار حوض کوثر بر من وارد گردند پس اگر سخن پیامبر (ص) را قبول دارید، مرا با قرآن بپذیرید، که بر اساس دستورات قرآن بین شما حکم می کنم.
قوم گفتند: ما نیازی به تو و قرآن تو نداریم، اکنون آن قرآن را بردار و ببر و از آن جدا نشو.
حضرت علی (ع) از قوم، روی گردانید و به خانه اش رفت، و شیعیان او نیز خانه نشین شدند، زیرا رسول خدا(ص) از آنها پیمان گرفته بود که چنین کنند.
ولی آن قوم، دست نکشیدند، به خانه علی (ع) هجوم آوردند و در خانه اش را سوزاندند و آن حضرت را با اجبار به سوی مسجد بردند، و فاطمه (س) را در کنار در خانه، در فشار قرار دادند به طوری که فرزندش محسن، سقط گردید.
به علی (ع) گفتند: بیعت کن، او بیعت نکرد و گفت: بیعت نمی کنم، گفتند: اگر بیعت نکنی تو را می کشیم.
فرمود: اگر مرا بکشید، من بنده خدا و برادر رسول خدا(ص) هستم، دستش را باز کردند ولی آن حضرت دستش را بست، باز کردن دست او بر آنها سخت شد، در حالی که دستش بسته بود، (دست ابوبکر را) بر دست او مالیدند.(58)

55- گریستن رسول خدا(ص)

ابو عثمان نهدی از علی بن ابی طالب (ع) روایت کرده که فرموده: با رسول خدا (ص) از باغی می گذشتیم که من گفتم:ای رسول خدا، این باغ چه زیباست!
فرمود: تو را در بهشت بهتر از آن است؛ تا به هفت باغ - و به روایت احمد بن زهیر نه باغ - گذشتیم و من همان سخن را تکرار کردم و پیامبر هم می فرمود: تو را در بهشت بهتر از آن است. آن گاه رسول خدا (ص) مرا در آغوش کشید و گریست.
گفتم،ای رسول خدا، علت گریه شما چیست؟
فرمود: کینه هایی که برای حکومت پس از من، از تو در سینه هایی مردانی نهفته است که بر تو آشکار نمی کنند.
گفتم: آیا در آن هنگام دین من در سلامت است؟
فرمود: آری تو در سلامت است. (59)

56- ملاقات با برادر

عقیل به حضور علی (ع) آمد، علی (ع) را نگران دید، پرسید: چرا گریه می کنی؟ خداوند چشم های تو را نگریاند.
حضرت علی (ع) در پاسخ فرمود: برادرم! سوگند به خدا گریه ام در مورد قریش و طرفداران آنها است که راه گمراهی را پیمودند و از حق روی برتافتند، و به فساد و جهالت خود بازگشتند، و به وادی اختلاف و نفاق و در بیابان سرگردانی افتادند، و برای جنگیدن با من همدست شدند، چنان که قبلاً برای جنگیدن با رسول خدا (ص) همدست گشتند، خداوند آنها را به مجازات برساند که رشته قرابت با مرا پاره کردند و حاکمیت پسر عمویم پیامبر(ص) را از دست ما بیرون بردند، آن گاه بلند گریه کرد و فرمود: انا لله و انا الیه راجعون و این اشعار را به عنوان تمثیل خواند:
فان تسلینی کیف انت فاننی - صبور علی ریب الزمان صلیب یعز علی ان تری بی کابة - فیشمت عاد اویساء حبیب
اگر از حال من بپرسی که چگونه ای؟، می گویم: در سختی های روزگار صبر می کنم و در دشواری ها به سر می برم، بر من سخت است که آثار اندوه در من دیده شود تا دشمن شادی کند و دوست ناراحت شود.(60)