فهرست کتاب


سوگنامه امام علی (علیه السلام) - 400 داستان از مصایب امام علی علیه السلام

عباس عزیزی

45- نماز بر جنازه پیامبر (ص)

روزی عباس خدمت حضرت علی (ع) رسید و عرض کرد: مردم متحد شده اند که بدن شریف حضرت رسول خدا (ص) را در قبرستان بقیع دفن کنند و ابوبکر نیز بر او نماز گزارد، چون حضرت علی (ع) متوجه شد که آن منافقان، اراده نفاق دارند، از خانه بیرون آمد و فرمود: ایها الناس، رسول خدا (ص) در حال حیات و ممات، امام است و خود ایشان فرمودند که: من در بقیع دفن می شوم. و چون ایشان در (اهل مدینه) غصب خلافت به خواست خود رسیده بودند لذا در این جهت با علی (ع) موافقت نمودند و گفتند: آنچه را که می دانی عمل کن. سپس حضرت در جلو جمعیت ایستاد و بر رسول خدا (ص) نماز خواند. پس از نماز صحابه را مرخص نمودند که ده نفر ده نفر داخل بقعه شریف می شوند و علی (ع) این آیه را تلاوت می کرد: ان الله و مالئکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیماً سپس صحابه نیز آیه را می خواندند و بر محمد (ص) و آل محمد صلوات می فرستادند و از بقعه بیرون می آمدند، تا این که همه اهل مدینه بر آن حضرت صلوات فرستادند.(48)

46- کیفیت غسل و نماز پیامبر (ص)

سلمان می گوید: نزد علی (ع) آمدم در حالی که پیامبر (ص) را غسل می داد. پیامبر (ص) به علی (ع) وصیت کرده بود که کسی غیر او غسلش را بر عهده نگیرد. وقتی عرض کرد: یا رسول اللّه، چه کسی مرا در غسل تو کمک خواهد کرد؟
فرمود: جبرییل.
علی (ع) هیچ عضوی (از اعضای حضرت) را اراده نمی کرد مگر آن که برایش گردانیده می شد.
وقتی پیامبر (ص) را غسل و حنوط نمود و کفن کرد من و ابوذر و مقداد و حضرت زهرا (س) و امام حسن (ع) و امام حسین (ع) را به داخل خانه برد، و خود جلو ایستاد و ما پشت سر او صف بستیم و بر آن حضرت نماز خواندیم. عایشه نیز در حجره بود ولی متوجه نشد چرا که خداوند چشم او را گرفته بود.
سپس ده نفر از مهاجرین و ده نفر از انصار را به داخل می آورد. آنان وارد می شدند و دعا می کردند و خارج می شدند، تا آنکه هیچ کس از حاضرین از مهاجرین و انصار باقی نماندند مگر آن که بر آن حضرت نماز خواندند.(49)

47- تدفین پیامبر

چون مسلمانان از نماز فارغ شدند، به عادت اهل مکه عباس بن عبدالمطلب کسی را فرستاد تا عبیدة بن جراح مکی ها و ضریح ساز آنها را حاضر کند و نیز به دنبال ابو طلحه زید بن سهل، حفار مدینه فرستاد تا بیاید و لحدی برای رسول خدا (ص) ترتیب دهد ابو طلحه حضور یافته و لحدی برای پیغمبر ترتیب داد و علی و عباس و فضل و اسامه به دفن پیغمبر پرداختند.
انصار از پشت دیوار حجره صدا زدند: یا علی تو را به خدا سوگند امروز راضی مشو حقی که ما به رسول خدا (ص) داریم نابود گردد. یکی از ما را هم اجازه بده تا در دفن پیغمبر (ص) شرکت نماید. علی (ع) فرمود: اوس بن خولی بیاید و در تدفین آن حضرت شرکت کند. اوس مردی فاضل و از مردم بنی عوف خزرج بوده و پیکار بدر را هم دریافته چون وارد شد، علی (ع) فرمود: وارد قبر شو چون داخل شد علی (ع) بدن مبارک را به دست وی داد و دستور داد چگونه بدن آن حضرت را روی خاک بگذارد، چون آن بدن پاک را در روی خاک قبر گذارد، حضرت امیر فرمود: خارج شو، آنگاه خود وارد قبر شده بند کفن پیغمبر را گشود و طرف راست صورت نازنینش را رو به قبله گذارده خشت بر روی بدنش چید و خاک بر روی آن ریخت.(50)