فهرست کتاب


سوگنامه امام علی (علیه السلام) - 400 داستان از مصایب امام علی علیه السلام

عباس عزیزی

36- ملایکه تسلیت دهنده علی (ع)

حضرت صادق (ع) روایت کرده است که چون رسول خدا (ص) به عالم بقا رحلت نمود، جبرییل و ملایکه و روح که در شب قدر بر آن حضرت نازل می شدند نازل شدند، پس حق تعالی دیده امیرالمؤمنین (ع) را منور گردانید که ایشان را از منتهای آسمانها تا زمین می دید، و ایشان یاری آن حضرت می نمودند در غسل دادن رسول خدا و نماز کردن بر او و قبر شریفش را حفر می کردند، و به خدا سوگند که کسی به غیر از ملایکه قبر آن حضرت را نکند، تا آن که امیرالمؤمنین (ع) آن حضرت را به قبر برد، ایشان با آن حضرت داخل قبر شدند، و رسول خدا را در قبر گذاشتند.
پس حضرت رسول (ص) با ملایکه با سخن آمد، و حق تعالی گوش امیرالمؤمنین را شنوایی آن سخنان داد، و شنید که حضرت رسول (ص) ملایکه را سفارش علی (ع) می کند، پس حضرت گریان شد و شنید که ملایکه در جواب گفتند: ما در خدمت و کمک کردن و یاری و خیر خواهی او تقصیر نخواهیم کرد، و اوست صاحب و امام و پیشوای ما بعد از تو، پیوسته به نزد او خواهیم آمد ولیکن او به غیر این مرتبه ما را نخواهد دید و صدای ما را خواهد شنید.
چون امیرالمؤمنین (ع) به عالم قدس رحلت نمود، جبرییل و ملایکه و روح باز بر حسن و حسین (ع) نازل شدند، و ایشان ملایکه را دیدند، و واقع شد آن چه در وفات حضرت رسول (ص) واقع شده بود، و دیدند که حضرت محمد (ص) ملایکه را در غسل و کفن و دفن امیرالمؤمنین (ع) یاری می دهد.(41)

37- آگاهی به همه حوداث

علی (ع) فرمود که پیامبر خدا (ص) به من فرموده بود، که برای غسل او از چاه (غرس آب تهیه کنم، آن هم به مقدار هفت مشک، و نیز فرموده بود: چون کار غسل پایان گرفت هر که را در منزل بود، بیرون بکن و آنگاه نزدیک جنازه من بیا و دهان خود را بر دهان من بگذار و از هر چه می خواهی پرسش کن، از رخدادها و حوادثی که تا روز قیامت در پیش است (که همه را به تو خواهم گفت).
من نیز چنان کردم و او هم از هر چه که دانستنی بود پرده برداشت و از حوادث آینده تا لحظه برپایی قیامت آنچه که مربوط به فتنه ها و آشوب ها بود آگاهم کرد. اکنون هیچ گروهی نیست جز آن که پیروان حق آنها را از باطلشان می شناسم.(42)

38- فرشتگان یاری دهنده علی (ع)

علی (ع) فرمودند: پیامبر گرامی (ص) در حالی جان به جان آفرین تسلیم کرد که سر بر سینه من داشت. او در دست هایم جان سپرد، دستم را (به منظور تیمّن و تبرّک) بر چهره خویش کشیدم.
این، من بودم که او را غسل دادم و فرشتگان یاریم کردند.
فقدان رسول گرامی (ص) در و دیوار را به شیون آورد و آشنا و بیگانه را به ماتم نشاند. فرشتگان دسته دسته در رفت و آمد بودند. و گوش من حتی برای لحظه ای از سر و صدای وردها و دعاهای آنها آسوده نبود. و این وضع همچنان - تا لحظه ای که آن حضرت را به خاک سپردم - ادامه داشت. پس آیا چه کسی سزاوارتر از من به رسول خدا (ص) در حیات و ممات است؟!(43)