شنیدنیهای تاریخ «داستانها و حکایتهای کتاب المحجة البیضاء»

نویسنده : سید مهدی شمس الدین

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از راههای آشنائی با معارف اسلامی و تعلیمات قرآنی - و نیز آگاهی یافتن بر سایر علوم و دانشهای بشری و آشنا شدن با افکار و نظریات دانشمندان - مطالعه و خواندن کتب و مقالات می باشد، و امروز اثر خواندن و مطالعه کردن بر کسی پوشیده نیست، و اهل تحقیق و مشتاقان یافتن مطالب آموزنده و مباحث علمی جدید از هر قشر و گروه و ملتی که باشند در طول سال میلیونها کتاب و جزوه و مقاله را مورد مطالعه قرار می دهند، و تیراژ بالای کتابها، مجلات، روزنامه ها و مقالات گوناگون بهترین گواه بر این مطلب است.
در این میان آنچه بیش از سایر موضوعات - البته غیر از مسائل علمی و تخصصی - مورد توجه قشر عظیمی از افراد بشر در سطوح مختلف علمی و در شرائط متفاوت سنی - در گذشته و حال - بوده است، رمانها، داستانها و حکایتهای شیرین و مهیج می باشد، و این جهت است که ذوق و طبیعت انسان با مطالب داستانی هماهنگی خاصی دارد و علاقه مندی او به شنیدنیهای شیرین طبیعی و ذاتی است.
و البته اثرات بسیار و معجزه آسای داستانسرائی و شنیدن و خواندن حکایات و داستانها قابل انکار نمی باشد، و معمولا نتایج مورد نظر به طور کامل و بسیار زود بدست می آید، و از این جهت می توان ویژگی خاصی برای قصه و داستان قائل شد.
کتابهای متعددی که سوی دانشمندان اسلامی و غیر اسلامی به صورت داستان و قصه در موضوعات گوناگون و با اهداف متفاوت به رشته تحریر در آمده همگی نشانگر همین امر است.
و شاید به همین جهت باشد که قرآن مجید نیز حاوی داستانها و قصه ها و حکایتهای جالب و متعددی می باشد، و البته پر واضح است که هدف قرآن مجید داستانسرائی تو افسانه بافی نیست، بلکه تنها دلیل ذکر اینگونه امور در کتاب آسمانی اسلام، هدایت و تربیت مسلمانها می باشد و غالباً مسائل مهم و سرنوشت ساز در غالب آن داستانها و حکایات ذکر شده و معمولا بعد از بیان قصه و حکایتی و پس از ذکر سر گذشت قوم و ملتی، به نتیجه گیری و برداشت تربیتی پرداخته است و عبرت انگیز بودن آن حکایت و قصه برای خواننده را تذکر داده است.
ولذا مشاهده می شود که قرآن مجید، مسلمانان را توصیه به تفکر و تعمق و مطالعه و قرأت دقیق و عمقی قرآن و حکایات می باشد شادی یا حزن، و هیجان و التهاب برخاسته از داستان و قصه سراسر وجودش را فرا می گیرد و پس از آن به حالت عادی بر می گردد و اثری کم رنگ و محو شدنی - البته در زمانی به اقتضای جذابیت داستان - در او باقی می گذارد.
در این زمینه به عبارت دو تن از نویسندگان اسلامی اشاره می کنیم تا مطالب فوق بیشتر روشن شود:
شواهد تاریخی نشان می دهد که داستان و داستانسرائی از قدیم الایام در جوامع بشری رایج بوده است و معمولا در هر زمان، نقالانی حرفه ای وجود داشته اند که در مجامع عمومی برای مردم قصه می گفته اند.
در قرآن نیز با ده ها قصه و تمثیل زیبا، جالب و آموزنده رو به رو هستیم.
داستانهائی واقعی که ضمن استفاده از جاذبیت داستان، هدف آن تربیت انسانهاست آن گونه که در قرآن آمده است:
لقد کان فی قصصهم عبرة لا ولی الالباب
قرآن در ضمن بیان سرگذشت اقوام و ملل، چند چیز را مورد نظر دارد:
الف - آگاه کردن افراد از آنچه پسندیده یا ناپسندیده است.
ب - روشن کردن نقش افراد و مسؤولیت آنها در انجام کارها.
ج - تجسم آثار و نتایج هر عمل.
د - طرح معیارهای اساسی.
ه- ترغیب افراد به تعقل و تفکر درباره داستانها و اقدام به تربیت خود
بسیاری از ادیبان، نویسندگان، فیلسوفان و عالمان اخلاق نیز که به قدرت زبان قصه آگاه بوده اند، افکار خود را در این قالب بیان کرده اند، بوعلی از جمله این کسان است که در قصه حی بن یقضان بسیاری از مصامین بلند عرفانی را آورده و یا غزالی در کتاب کیمیای سعادت فراوان از حکایت و تمثیل بهره جسته است.
از قصه، استفاده های دیگری هم می شده است. مثلا در گذشته در برخی از بیمارستانهای کشورهای اسلامی از قصه برای تجدید روحیه و سرگرمی بیماران استفاده می کردند و آن طور که می نویسند، در این بیمارستانها قصه گوئی برای افرادی که مبتلا به بی خوابی بوده اند رواج داشته است.
بهر حال داستان و قصه از دیرباز در بین جوامع بشری مطرح بوده و دارای آثار گوناگون و مفیدی نیز می باشد.
یکی از مواردی که داستان و قصه در آن کاربرد فراوانی دارد، مباحث و کتب اخلاقی و تربیتی می باشد که در فصلهای مختلف به عنوان تأیید اصل مطلب از داستان استفاده های بسیاری می شود و حقاً در تفریب مطلب به ذهن بسیار مفید است.
یکی از کتابهای اخلاقی که از این مهم مستثنی نیست کتاب شریف المحجتة البیضاء می باشد که مرحوم مولی محسن فیض کاشانی آن را تألیف نموده است.

پیرامون کتاب المحجة البیضاء:

کتاب شریف المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء دارای 8 جلد و از تألیفات عالم جلیل، نابغه قرن یازدهم، مرحوم مولی محسن فیض کاشانی می باشد. او در قم پرورش یافت، سپس به کاشان و بعد از مدتی به شیراز نقل مکان نمود، پس از چندی دوباره به کاشان بازگشت و در آنجا زیست و در سال (1091 ه .ق) از دنیا رحلت فرمود و مزار شریف او در کاشان معروف و محل زیارت علاقه مندان به اسلام و عالمان شیعه (ره) می باشد.
مرحوم فیض (ره) دارای تألیفات بسیاری است که در مقدمه کتاب المحجة البیضاء به حدود (90) کتاب از تألیفات او اشاره شده است.
کتاب فوق از تألیفات مهم و معروف آن عالم والا مقام است و همانگونه که از اسم آن معلوم می شود این کتاب خلاصه شده و تهذیب کتاب احیاء العلوم غزالی
کتاب احیا العلوم دارای اشکالات و ایرادات بسیاری است که به تعدادی از آنها در جلد یازدهم کتاب گرانقدر الغدیر تألیف علامه بزرگوار امینی (ره) اشاره شده است، و مطالبی که مطابقت با عقل و منطق و طبع انسانی (فضلا از شرع مقدس اسلام) ندارد مورد نقد و تحلیل قرار گرفته است، که در مقدمه کتاب المحجة البیضاء به تعدادی از آنها اشاره شده است.
مرحوم فیض (ره) هدف خود از تألیف این کتاب را، پاک سازی کتاب احیائ العلوم از آن اشکالات ذکر می کند و انصافاً در این راه زحمت بسیار کشیده و زوائد و مطالب غیر صحیح را از آن حذف کرده و احادیث و روایات متعدی را که از طریق خاصه (شیعه) وارد شده نیز به آن افزوده تا کتابی جامع در امور اخلاقی و تربیتی به صورت موجود بدست آمده است.
صاحب کتاب ارزشمند الذریعة الی تصانیف الشیعة حدود یک صفحه از کتاب خود را به معرفی کتاب المحجة البیضاء اختصاص داده و اشاره می کند که مرحوم فیض در سال 1406 ه.ق از نوشتن این کتاب فراغت یافته است.

کتاب حاضر:

کتابی که اینک در دست شما قرار دارد حاوی داستانها و حکایتهائی است که در کتاب المحجة البیضاء بطور پراکنده و در ابواب و فصلهای مختلف و به مناسبتهای گوناگون ذکر شده است. تمامی حکایتهای و قصه ها و جریانات آموزنده آن کتاب (به جز داستانهای تکراری آن که کم هم نبود و ما آنها را حذف کردیم و فقط اشاره ای به تکراری بودن آن و محل تکرار آن نمودیم) که نزدیک به هفتصد داستان و حکایت است بعد از ترجمه و تنظیم و آوردن بعضی توضیحات لازم و مدارک آیات و روایات در پاورقی به صورت حاضر در اختیار خوانندگان محترم قرار گرفته است.
البته لازم به توضیح است که:
1- از ترجمه صد در صد تحت اللفظی صرفنظر شده است.
2- بعضی از داستانها و حکایتها که بیشتر به صورت حدیث و روایت بود اگر چه جنبه داستانی هم داشت ذکر نشده است (مثل روایت مذکور در مجلد دوم صفحه 153، سطر پنجم، و یا روایت مذکور در مجلد سوم، صفحه 29 - 30 که ذکر و نقل حکایاتی و روایاتی مانند روایت دوم که در صحت و سقم آن شک و تردید وجود دارد چندان مناسبتی ندارد).
3- داستانها بر طبق ردیف خود کتاب و با مشخص کردن جلد و صفحه آن ذکر شده است.
4- در بخش پایانی کتاب، فهرستهائی شامل: فهرست مطالب، فهرست آیات قرآن، و فهرست اعلام اشخاص، تهیه و قرار داده شده است.
در خاتمه خداوند بزرگ را بر توفیقی که عنایت فرموده تا بتوانیم قدم کوچکی در راه خدمت به علم و دانش و بیان احکام و موضوعات دینی، اخلاقی و تربیتی برداریم شکر می گوئیم و از لغزشها پوزش خواسته، آمادگی خود را نسبت به پذیرش انتقادات سازنده به سمع خوانندگان محترم می رسانیم.
والسلام علیکم و رحمة الله
زمستان 1368
سید مهدی شمس الدین