فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

با مقامات دولتی عراق ملاقات خصوصی نمی کردند

امام به اشخاص عراقی که از اداری ها و استاندار و فرماندار و... می آمدند و می خواستند شرفیاب شوند. اجازه ملاقات خصوصی نمی دادند. به من فرموده بودند که هر وقت اینها آمدند همان وقتی که هنگام بیرونی است و مردم هستند (همان ساعت 5/2 از غروب گذشته). چون این معنا تکرار شده بود اینها هم دیگر می دانستند. وقتی وارد می شدند امام هیچ جلوی اینها و کسانی که از دولتی ها بودند، بلند نمی شدند و اگر ایشان صلاح می دانستند جوابشان را می دادند.
حجت الاسلام قرهی کیهان ش 16590

سراغ او را می گرفتند

بسیار اتفاق افتاد که هر یک از دوستان (دفتر) دچار کسالت می شدند و به مجرد عدم حضور، امام سراغ او را می گرفتند و برای احوالپرسی و عیادت، دیگری را نزد او می فرستادند.
حجت الاسلام رحیمیان - در سایه آفتاب - ص 103

تصمیم دارم به هیچ موجودی جسارت نکنم

امام از عرفان بالایی برخوردار بودند لذا به همه چیز و همه کس با احترام برخورد می کردند.
یک روز در درس خارج فرمودند: من تصمیم دارم به هیچ موجودی از موجودات خدای متعال جسارت نکنم.
ایشان در روزهای آخر سال تحصیلی، ضمن نصیحت و ارشاد، گاهی می فرمودند:
من از جملاتی که در حال عصبانیت به آقایان گفته ام عذر می خواهم. شما مرا دعا کنید که بر نفس مسلط باشم.
آیت الله مومن کیهان ش 16930