فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

هیچ کس عکس العمل نشان ندهد

غائله خلق مسلمان به راه افتاده بود، امام طبق برنامه ای که داشتند پس از بازگشت از تبعید، شب ها به دیدار علماء و خانواده شهدا می رفتند، شبی هم به منزل آیت الله محمد مومن رفتند، پس از این دیدار، ما در رکاب اتومبیل حامل ایشان که یک دستگاه بلیزر بود ایستاده بودیم و از ایشان حفاظت می کردیم. اتومبیل که در خیابان ارم به کوچه ارک نزدیک شد، عده ای نزدیک به بیست تا سی نفر گویا به صورت برنامه ریزی شده، از کوچه بیرون دویدند و دور ماشین را محاصره کردند، آنها در حالی که عکس شریعتمداری را در دست داشتند به نفع او شعار دادند. امام در همان وقت توصیه نمودند هیچ کس حق ندارد عکس العملی از خود نشان دهد. آنها چند دقیقه ای شعار دادند، وقتی با سکوت حضرت امام (ره) و بی توجهی همراهان امام مواجه شدند، بدون پیش آمد اتفاقی، اطراف ماشین را ترک کردند و این مسئله به خاطر درایت و دوراندیشی حضرت امام (ره) بود.
علی مؤمن کیهان ش 16973

رئیس جمهور آمریکا، منفور جامعه است

یکبار که یک هیئت عراقی در نجف به دیدن امام آمده بودند یک مترجم بود که امام فرمودند او را برای ترجمه بیاورید. ما وقتی به آن آقا گفتیم بیاید ترسید و گفت: این اشخاص به من مثل خوک نگاه می کنند و این شخصیت که الان پیش امام می آید چنین و چنان است و... و گفت به امام بگو مواظب باشد... من به او گفتم: چه می گویی امام به رئیس جمهور آمریکا خطاب کردند و گفتند: منفور جامعه است، کسی که به رئیس جمهور آمریکا این را بگوید از اینها بترسد؟ اگر من این حرف شما را به امام بگویم ایشان مرا از اینجا بیرون می کنند. آن آقای مترجم وقتی این حرف ها را شنید خوشحال شد و با خنده بیرون رفت.
حجت الاسلام عبدالعلی قرهی کیهان ش 17235

اجر عظیم

سال 57 وقتی حضرت امام (ره) از تبعید بازگشتند و به قم تشریف آوردند، بیشتر شب ها به دیدار علماء می رفتند، شبی حضرت امام (ره) به محله ما آمدند تا به دیدار مرحوم حاج ابوالحسن روحانی که از علماء بودند، بروند. ما متوجه آمدن امام به محله شده بودیم، امام (ره) آمدند و به منزل آقای روحانی رفتند و چند دقیقه ای در منزل بودند. هنگامی که امام از اتاق بیرون آمد، مادر مرحومه ام، مریم نیکوکلام صادقی - کفش های امام را جفت کردند و امام وقتی با کار ایشان مواجه شد، به مادرم فرمود: خداوند به شما اجر عظیم عنایت فرماید.
من آن شب بر بلندی دیوار سکو مانندی ایستاده بودم، تا امام بیرون آمدند، دویدم و امام را بوسه زدم. مادر نمی دانست اجر عظیم یعنی چه؟ مدت ها بود که می پرسید اجر عظیم، چه اجری است؟
تا این که زمان جنگ فرا رسید و برادرم پیش مرحوم حاج آقا روحانی رفت و استخاره کرد، ایشان در جواب استخاره گفتند در آینده با دشمن ستیز خواهی کرد. برادرم به جبهه رفت و مدتی بعد به شهادت رسید.
وقتی پیکر پاکش را آوردند مادرم گفت: الان فهمیدم معنی اجر عظیم چیست.