فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

خیلی عالی شد

وقتی عوامل رژیم شاه مدرسه فیضیه را کوبیدند، امام درسشان را به مسجد اعظم انتقال دادند ولی عده ای اجازه ندادند که امام درس را در مسجد اعظم شروع کند آنها می گفتند می ترسیم حمله شود و مسجد را هم خراب کنند لذا امام یک هفته در صحن کوچک درس می گفتند در آن شرایطی که هر لحظه احتمال می دادیم به جلسه درس امام حمله بشود امام در روز اول درس با آرامش خاطر خاصی فرمودند چقدر خوب شد اینجا هوای خوبی هم دارد. اصولا بنای امام بر این بود که هر چه برایش پیش می آید بگوید خیلی عالی شد.
حجت الاسلام مهدی کروبی - به نقل از مجله اندیشه حکومت شماره 6

هدیه

رئیس جمهور بنگلادش یک بسته ای به من دادند که این هدیه ای است برای حضرت امام. بنده آن را تحویل گرفته و تشکر کردم. هنگامی که به ایران برگشتم (حضرت امام آن موقع در تهران در خیابان دربند بودند و هنوز به جماران تشریف نبرده بودند) به محضر مبارکشان شرفیاب و جریان مسافرت را به عرض رساندم و هدیه را نیز که از نظر امنیتی باز شده بود، به محضرشان تقدیم داشتم که یک سجاده مخصوص و یک جفت نعلین بود. آن را قبول فرمودند. من که به قم برگشتم، فردایش به وسیله شخص مخصوصی همان سجاده و نعلین را برای بنده فرستادند که الان آن سجاده را به عنوان یکی از یادگاری های آن امام بزرگوار دارم.
آیت الله فاضل لنکرانی کیهان ش 16578

صله امام

وقتی آقای فخرالدین حجازی قصیده ای به نام والفجر را نزد امام خوانده و سپس از ایشان تقاضای صله (جایزه) کرده امام فرمودند: چه چیزی بدهم ایشان گفتند: همان جایزه ای را که امام رضا (علیه السلام) به دعبل داده اند.
پس از چندی امام پیراهن خود را برای ایشان فرستادند.
مجله پاسدار اسلام ص 102