فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

آبروی کسی را نبر!

آقا حدود 10 ماه در بورسای ترکیه که در آن زمان یک منطقه خوش آب و هوایی بود در تبعید بسر بردند. پس از چهار ماه تلاش توانستم با زحمات زیادی، موفق شوم تا خود را به ترکیه برسانم و در بورسا خدمت حضرت امام شرفیاب شوم. البته ملاقات امام ممنوع بود و من حدود پنج، شش ساعت پشت در منزل امام ماندم و در نهایت با تمنا و تقاضا موفق به دیدار امام شدم. دو ساعتی را خدمت ایشان بودم، هنگام خداحافظی از ایشان خواستم تا مرا نصیحت و راهنمایی کنند که در طول زندگی برایم مفید باشد، امام فرمود: حاج شاطر! نصیحتی که می کنم، جلو ظالم بایست و سعی کن آبروی کسی را بی جهت از بین نبری که خدا دیر می گذرد، آبروی بنده خدا محترم است.
امام دیگر به من نفرمود که آن انسان مسلمان باشد یا غیر مسلمان، بلکه فرمودند: آبروی کسی را بی جهت نبری.
علی ایران پور کیهان ش 17288

سعی کنید علم را به قلبتان بفرستید

توصیه امام این بود که: اگر علم یاد می گیرید، سعی کنید بعد از اینکه با مبانی عقلی هماهنگش کردید، آن را به قلب بدهید وقتی به قلب رفت، کارساز خواهد بود. این علم است که شما را حرکت می دهد. شما وقتی علوم را به قلب نفرستید و فقط یاد بگیرید، صندوقچه ای می شود که محفوظات را مانند یک کتابخانه در آن جمع کرده اید و این علم حجاب می شود.
برداشتهایی از سیره امام خمینی، ج 1، ص 55

مرده بازی را دور بیندازید

وقتی ما در نجف به خاطر شهادت حاج آقا مصطفی مجلس ختم گذاشتیم تمام آقایان در نجف این کار را کردند. چند روزی که گذشت افرادی می آمدند و برای فاتحه گرفتن اجازه می گرفتند. آقای دعایی هم مسئول این کار بود که از امام اجازه می گرفت و تعیین وقت می کرد. امام به او فرمودند: مرده بازی را دور بیندازید و به دنبال درس و بحثتان باشید و در این کار اصرار نکنید.
حجت الاسلام ناصری سرگذشتهای ویژه از زندگی امام خمینی (ره) - ج 4