فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

من نمی فرستم

آنوقتی که امام در نجف بودند، رسم بود که مراجع در موسم حج، به مکه بعثه می فرستادند. حاج شیخ نصرالهی خلخالی خیلی به امام هم اصرار داشتند که امام بعثه بفرستند چون بعثه فرستادن در مکه یک سر و صدایی داشت و یک صحنه ای برای مرجعیت و آقایی بود.
احتمال این داده شد که شاید امام برای مخارجشان از سهم امام ملاحظه می کنند. لذا آقای خلخالی به امام عرض کرد: شما آقای مدنی را بفرستید. همین یکنفر را و من خرجش را از خودم می دهم.
امام فرمودند: نخیر، و قبول نکردند.
حجت الاسلام عبدالعلی قرهی کیهان ش 16956

چون شعر گفته است، نمی دهم

یکی از رفقای اهل علم که آدم فاضلی است اشعاری برای امام سروده بود. یک روز پس از نماز ایستاد و اشعارش را خواند. بعضی از رفقا گفتند ایشان را خدمت امام بفرستید تا برایش پول بگیریم. من پیشقدم شدم و خدمت امام رفتم و قضیه را عرض کردم.
امام فرمودند: چون شعر گفته است، نمی دهم.
هر چه اصرار کردم نتوانستم حتی یک ریال برای آن آقا از امام پول بگیرم.
حجت الاسلام عبدالعلی قرهی کیهان ش 16959

تفکرات