فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

عکس نمی دهم

آقایان افغانی که در نجف بودند، حسینیه ای داشتند. آنها علاقه مند بودند که عکس امام را در حسینیه خود نصب کنند. مکرر به من مراجعه می کردند. من هم خدمت امام رفتم و مطلب را گفتم.
امام فرمودند: نمی دهم.
دوباره یکی از آنها آمد و تقاضای عکس امام را کرد. من دوباره خدمت امام رفتم و مسئله را گفتم. امام با تندی جواب منفی دادند.
من دوباره اصرار کردم که آقا! اینها نظری ندارند.
امام فرمودند: من خودم به مردم می گویم که دنبال دنیا نروید، این دنیاست! نمی دهم.
حجت الاسلام عبدالعلی قرهی کیهان ش 17327

دوری از شهرت

پس از رحلت مرحوم آیت الله بروجردی که مسأله مرجعیت مطرح بود، امام که در میان طلاب و فضلا، دوستداران زیادی داشت می دانست که اگر وارد جلسه ای شود و یا در مجالس ترحیم شرکت کند، عده ای به عنوان علاقه به ایشان اطرافشان جمع می شوند لذا برای این که گرفتار این مسایل نشود، نه در تشییع جنازه آیت الله بروجردی (ره) و نه در مجالس ترحیم شرکت کرد. البته ناگفته نماند که امام در آن روزها کسالتی هم پیدا کرده بود و خود ایشان فرمود: که من تب کرده بودم و برایم دکتر آورده بودند - اما برای عرض تسلیت در یک وقت خلوتی به منزل آقای بروجردی رفته بودند.
آیت الله حسن طاهری خرم آبادی کیهان ش 17028

من نمی فرستم

آنوقتی که امام در نجف بودند، رسم بود که مراجع در موسم حج، به مکه بعثه می فرستادند. حاج شیخ نصرالهی خلخالی خیلی به امام هم اصرار داشتند که امام بعثه بفرستند چون بعثه فرستادن در مکه یک سر و صدایی داشت و یک صحنه ای برای مرجعیت و آقایی بود.
احتمال این داده شد که شاید امام برای مخارجشان از سهم امام ملاحظه می کنند. لذا آقای خلخالی به امام عرض کرد: شما آقای مدنی را بفرستید. همین یکنفر را و من خرجش را از خودم می دهم.
امام فرمودند: نخیر، و قبول نکردند.
حجت الاسلام عبدالعلی قرهی کیهان ش 16956