فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

توجه به امر به معروف و نهی از منکر

در نجف روزی خدمت امام رسیدم و از مسائلی که در ترکیه بود از ایشان پرسیدم. امام فرمودند: یک مسجدی نزدیک ما بود. روزهای جمعه می رفتیم آن مسجد. لااقل پنج هزار نفر در این مسجد حاضر می شدند. به قدر پنج کلمه صدای بلند کسی از این پنج هزار نفر نمی شنید. و زیاد مرا در حیرت انداخته بود که چرا ما مثلا این ابهت و جلالت را حفظ نمی کنیم؟! فکر می کردم اگر یک خارجی بیاید اینجا این مسجد را ببیند بعد هم بیاید آنجا در نجف مسجد هندی را ببیند، بعد بیاید قم مسجد اعظم را ببیند و نماز خواندن ما را، قطعاً خواهد گفت نمازها این است نه آنکه ما داریم! و ما جلالت و قدر نماز را حفظ نکردیم. اینها اگر یک وقت مثلا کسی بود که درست نایستاده بود رفیقش می خواست به این حالی بکند، با اشاره به او حالی می کرد عقب بیاید و انگشتانش را مقابل انگشتان دیگران قرار بدهد، صف را مستقیم بایستند. به طوری که اگر نگاه می کردی تمام سر انگشتان اینها مقابل هم بود. این به زبان نمی گفت عقب بایست تا با صف مقابل بشوی...
امام فرمود: اینها مرا متاثر می کرد این امور را که می دیدم.
حجت الاسلام مهری کیهان ش 16593

احتمال ضرر می دهی، جمع کن

از حرم می آمدیم. من خدمت ایشان بودم عرض کردم که آقا! سیگار ضرر دارد؟
امام فرمودند: مرحوم میرزا (ظاهراً میرزای شیرازی) پیپ می کشیدند و کسی خدمتشان رفته بود، دیده بود دورادور منقل ایشان پیپ چیده شده. آن فرد به مرحوم میرزا عرض کرده بود که اینها ضرر ندارد؟ آقا فرموده بود: احتمال ضرر می دهی؟ گفته بود بله. گفت جمع کن. این حرف امام در من چنان اثر گذاشت که سیگارم را در جیب گذاشتم و دیگر نکشیدم و همه کسالت هایی که در اثر کشیدن سیگار داشتم به برکت نفس امام برطرف شد.
حجت الاسلام عبدالعلی قرهی کیهان ش 16985

انگشتر طلا را از دستت بیرون بیاور

در جلسه ای که در مسجدی تشکیل شده بود امام بلند شد و به طرف جوانی که کنار من نشسته بود آمدند و به او فرمودند:
این انگشتری که دستت هست، اگر انگشتر طلاست بیرون بیاور!
حجت الاسلام محمد مؤمن کیهان ش 16932