فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

مزاح کردند

در بازگشت امام از کویت وقتی مقامات عراقی ایشان را در صفوان معطل نگه داشته بودند، ما تنها برای امام ناراحت و نگران بودیم و اصلا کسی به جز امام فکری نداشت. ولی امام از همان اول ورودشان به اتاق، چندین بار مزاح کردند و ما را خنداندند، این طور به نظر می رسید که امام به خاطر تقویت روحیه ما این چنین برخورد معمولی و بسیار شاد داشتند و شاید می خواستند ما چندان ناراحت نشویم که ایشان در حالت شبه زندانی هستند.
حجت الاسلام سید محمد رضا مهری - پاسدار اسلام - ش 10.

امر به معروف و نهی از منکر

توجه به امر به معروف و نهی از منکر

در نجف روزی خدمت امام رسیدم و از مسائلی که در ترکیه بود از ایشان پرسیدم. امام فرمودند: یک مسجدی نزدیک ما بود. روزهای جمعه می رفتیم آن مسجد. لااقل پنج هزار نفر در این مسجد حاضر می شدند. به قدر پنج کلمه صدای بلند کسی از این پنج هزار نفر نمی شنید. و زیاد مرا در حیرت انداخته بود که چرا ما مثلا این ابهت و جلالت را حفظ نمی کنیم؟! فکر می کردم اگر یک خارجی بیاید اینجا این مسجد را ببیند بعد هم بیاید آنجا در نجف مسجد هندی را ببیند، بعد بیاید قم مسجد اعظم را ببیند و نماز خواندن ما را، قطعاً خواهد گفت نمازها این است نه آنکه ما داریم! و ما جلالت و قدر نماز را حفظ نکردیم. اینها اگر یک وقت مثلا کسی بود که درست نایستاده بود رفیقش می خواست به این حالی بکند، با اشاره به او حالی می کرد عقب بیاید و انگشتانش را مقابل انگشتان دیگران قرار بدهد، صف را مستقیم بایستند. به طوری که اگر نگاه می کردی تمام سر انگشتان اینها مقابل هم بود. این به زبان نمی گفت عقب بایست تا با صف مقابل بشوی...
امام فرمود: اینها مرا متاثر می کرد این امور را که می دیدم.
حجت الاسلام مهری کیهان ش 16593