فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

به من مجال سلام ندادند

یک شب که به حرم حضرت علی (علیه السلام) مشرف شده بودم مشغول نماز بودم که متوجه شدم امام تشریف آوردند و در کنار من در جایی که خالی بود نشستند. پس از نماز متوجه شدم که ایشان مشغول دعا هستند. گفتم ادب ایجاب می کند که دعای آقا که تمام شد خدمتشان سلام عرض کنم. اما امام به من مجال ندادند چون تا سلام نمازم را دادم فورا رو به من کردند و با گرمی خاصی سلام کردند، و من شرمنده شدم.
برداشتهایی از سیره امام خمینی، ج 3، ص 243

ابتدا به سلام می کردند

از خصوصیات بارز امام در زمانی که در مدرسه دارالشفا حجره طلبگی داشتند و حجره من کنار حجره ایشان بود این که تواضع خاصی داشتند که همیشه ابتدا به سلام می کردند.
برداشتهایی از سیره امام خمینی، ج 3، ص 243.

حتی یکبار نتوانستم

آنچه هیچ گاه از خاطر هیچ کدام از شاگردان امام، بلکه معاشرین با ایشان نخواهد رفت، تواضع بسیار و روحیه شاگردپروری امام است. من، علاوه بر اینکه شاگردشان بودم، مجذوب شخصیت ایشان نیز بودم و به امام علاقه کامل داشتم. در تمام مدتی که در خدمت امام بودم به لحاظ اینکه همواره در گفتن سلام سبقت می جستند، نتوانستم یکبار در گفتن سلام بر ایشان سبقت بجویم.
برداشتهایی از سیره امام خمینی، ج 3، ص 242