فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

گفته بودم ساعت هشت بیایید

یک روز امام زنگ زدند و فرمودند شیر آب چکه می کند. قرار شد ساعت هشت صبح فردا بروم و آن را درست کنم. روز بعد ساعت هشت و پنج دقیقه بود که پشت در اتاق آقا بودم از ایشان اجازه گرفتم که وارد شوم شیر آب را تعمیر کنم. امام از داخل اتاق به من اجازه ورود نداده و فرمودند من گفته بودم ساعت هشت، حالا برو فردا ساعت هشت بیا.
برداشتهایی از سیره امام خمینی، ج 2، ص 5

روح الله، روح الله است

بنده حدود هشت سال در درس خارج فقه و اصول امام حاضر شدم همیشه سر ساعت معین در جلسه تدریس حاضر می شدند. حتی آن ایام که در مسجد سلماسی قم تدریس می فرمودند. بعضی از شاگردان پیش از درس امام در جلسه درس دیگری حاضر می شدند، از این روی گاهی چند دقیقه بعد از شروع درس امام وارد مجلس می شدند. ایشان ناراحت می شدند و گاهی تذکراتی می دادند. معروف است خود امام در دوران طلبگی منظم و به موقع در جلسات درس اساتیدشان حاضر می شده اند مرحوم آیت الله شاه آبادی (استاد اخلاق امام) در رابطه با نظم و حضور امام در جلسات درس گفته بودند: روح الله واقعا روح الله است،، نشد یک روز ببینم که ایشان بعد از بسم الله در درس حاضر باشد. همیشه پیش از آن که بسم الله درس را بگویم حاضر بوده است.
برداشتهایی از سیره امام خمینی، ج 2، ص 33 و 34

گناه دیگر تو بی نظمی است

روزی از دانشگاه به خانه آمدم و در حالی که سر و وضع مرتبی نداشتم مستقیماً خدمت امام رفتم هم لباسم سیاه بود و هم کفشهایم خاکی، امام همانطور که در حیات قدم می زدند، اخمی کردند و از من پرسیدند: چرا با این قیافه به دانشگاه می روی؟ من به شوخی گفتم: در دانشگاه جمهوری اسلامیتان با وضعی بهتر از این نمی شود رفت. امام گفتند: تو دو گناه کردی. یکی اینکه ریاکار هستی و می خواهی بگویی که من آنقدر استطاعت مالی ندارم که یک جفت کفش بخرم، گناه دیگر تو بی نظمی است که خلاف شرع و قانون اسلامی است. من گفتم اگر بخواهی با سر و وضع مرتب تری به دانشگاه بروم شاید از من ایراد بگیرند. امام فرمودند: اگر خواستند ایراد بگیرند، بگو خمینی گفته باید مرتب به دانشگاه بروی.
برداشتهایی از سیره امام خمینی، ج 2، ص 34.