فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

بروید پیش مادرتان

یک زمانی هم آقا بیمار بودند و هم خانم. ما معمولا دو سه نفر بودیم. اگر یکی از ما نزد امام می ماند فوراً می گفتند: من کسی را نمی خواهم، بروید پیش مادرتان و با اوقات تلخی ما را از اتاق بیرون می کردند که خانم تنها نمانند.
فریده مصطفوی کیهان ش 16566

خودشان سحری درست می کردند

در شب های غیر ماه رمضان که قرار نبود کسی دیگر روزه بگیرد، ایشان هیچ کس را بیدار نمی کردند. خودشان سماور را روشن می کردند و چای درست می کردند و معمولا یک تخم مرغ، سحری ایشان بود.
زهرا مصطفوی - شاهد بانوان - ش 148

پیامبرگونه رفتار می کردند

برخورد امام با خانواده شان پیامبرگونه بود. بعد از ظهرها که می شد خانواده امام، نوه ها، دخترها و عروسها می آمدند و دور ایشان می نشستند و چنان با امام گرم می گرفتند و شوخی و مزاح می کردند که تصور چنین حالتی برای یک رهبر سیاسی با آن همه مشغله شاید غیر ممکن است.
من بعضی از روزها شاهد بودم که امام با این سن و سال و مشغله کاری با علی بازی می کرد. ایشان یک طرف اتاق می ایستاد و علی طرف دیگر و با علی توپ بازی می کرد.
برداشتهایی از سیره امام خمینی، ج 1، ص 20