فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

اینقدر کشتی و بستی چکار کردی؟

وقتی سرهنگ مولوی نزد امام آمدند تا درباره نظر شاه با ایشان صحبت کنند صحبت های زیادی شد. تعبیر مولوی این بود که کشته ای پیش نیاید و...
امام ناراحت شدند و فرمودند: این آقا (شاه) که می گوید من پایم را در یک کفش می کنم، می کشم، می بندم، کشتی، بستی، چکار کردی؟!
سرهنگ مولوی رنگش عوض شد و گفت: آقا اجازه می دهید من اینها را یادداشت کنم؟
امام فرمود: یادداشت کنید. ایشان (شاه) چکار کرد. دیگر چه کار از دستش بر می آید که انجام نداده باشد؟
حیدر علی جلالی خمینی کیهان ش 17039

عاطفه نباید مقدم بر تصمیم شود

اراده امام به گونه ای بود که من به جرأت می توانم بگویم احدی را مثل ایشان ندیده بودم و نشنیده و نخوانده ام. وقتی امام تصمیم می گرفت در برابر اراده و تصمیم ایشان نمی شد هیچ کاری انجام داد.
امام در این باره می فرمود: عاطفه نباید بر این مقدم شود اگر شد انسان بدبخت می شود.
حجت الاسلام محی الدین فرقانی کیهان ش 17247

من؟ من از مبارزه دست بکشم؟

وقتی اسدالله علم نخست وزیر وقت در موضوع انجمن های ایالتی و ولایتی که شاه آن را به او ارجاع داده بود دفع الوقت می کرد من یک شب در بیرونی منزل امام به همراه بعضی از رفقا به ایشان عرض کردم: آقا این علم دفع الوقت می کند. ایشان فرمودند: حالا همین یک هفته است جملاتی به این معنا تکرار شد و من یکدفعه گفتم درد ما این است که ما شنیده ایم عواملی درصدد هستند که شما را از مبارزه منصرف کنند این جمله من گویی امام را آتش زد که فرمود: من؟ من از مبارزه دست بکشم؟ والله علم را از مملکت بیرون می کنم.
آیت الله محمد علی گرامی به نقل از مجله اندیشه حکومت ش 5