فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

وجهه خود را پیش این ناکس نفروش

وقتی امام به سوی کویت حرکت کردند و ماموران کویتی اجازه ورود امام به کویت را ندادند مجبور شدند که به عراق برگردند.
من به امام عرض کردم: بروم با این مأمور حرف بزنم؟
امام فرمودند: ابداً! حیف نیست وجهه خود را پیش این ناکس بفروشی؟! ما برمی گردیم، ما با خدا هستیم.
حجت الاسلام عباس مهدی کیهان ش 16957

خدا می داند من از دست اینها چه کشیدم

امام در شب آخری که قرار بود از نجف بروند با حسرت فرمودند که: من در اینجا با حرم مطهر مانوس بودم. اما خدا می داند در این مدت من از دست اهل اینجا چه کشیدم.
آیت الله کریمی کیهان ش 17230

بگذار هر غلطی می خواهند بکنند

ماموران عراقی امام را تهدید کرده بودند که ایشان باید از عراق برود. عده ای از اهل علم آمده بودند که امام را مطلع کنند یکی حاج آقا نصرالله خلخالی بود و یک سید دیگر. امام فرموده بودند: بگذار هر غلطی می خواهند بکنند!
و این حاکی از شهامت امام بود که یک شخص که قانوناً و رسماً در تبعید بودند چنین با دولت عراق سخن می گفتند.
حجت الاسلام عبدالعلی قرنی کیهان ش 17241