فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

من هم مثل شما بودم

اگر فرزند شهیدی به دیدن امام آمده بود، بعداً که آقا ما را می دیدند از آن بچه برایمان تعریف می کردند. امام از دیدن بچه ها واقعاً لذت می بردند و احساس خوبی پیدا می کردند.
پس از فوت دامادشان - آقای اشراقی - امام به بچه های خردسال آن مرحوم می گفتند: من هم مثل شما بودم. من هم پدرم را ندیده ام.
فاطمه طباطبایی کیهان ش 16685

خودش آمد

فرزند شهید را آورده بودند که با امام دیدار کند. خیلی گریه می کرد. او را بغل کردم و زیر ایوانی که امام در موقع دیدارها می نشستند رفتم و گفتم: آقا فرزند شهید است، بگذارید امام او را ببیند. دیدم امام خودش آمد و او را بوسید. با من هم چند کلامی صحبت نمود و التماس دعا گفت.
شاهد بانوان - ش 168

شهدای محراب قبل از شهادت با امام دیدار داشتند

یادم می آید قبل از این که آیت الله دستغیب به شهادت برسند، خدمت حضرت امام (ره) رسیدند، من چهره ایشان را بسیار نورانی دیدم. امام به ایشان احترام زیادی گذاشتند و در کنار او نشستند و دقایقی با هم صحبت کردند و بعد رفتند که دو، سه روز بعد خبر شهادت ایشان را دادند.
شهید آیت الله صدوقی هم روز پنج شنبه، یعنی یک روز قبل از شهادتشان خدمت حضرت امام رسیدند و من دیدم واقعا نور از چهره ایشان می بارید، امام (ره) به ایشان هم احترام گذاشتند. آیت الله صدوقی کنار امام نشستند و با حضرت امام (ره) صحبت کردند و بعد با امام خداحافظی کردند و رفتند، روز جمعه خبر شهادت ایشان را به حضرت امام (ره) دادند.
عیسی جعفری کیهان ش 16971