فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

باید حساب زندگی اش را ارائه دهد

در مورد یکی از روحانیون که از طرف حضرت امام مجاز در اخذ و ایصال وجوه شرعیه و امور حسبیه و مورد توجه آن حضرت بود، گویا گزارشی در رابطه با زیاده روی ایشان در استفاده از وجوه شرعیه به امام رسیده بود. به همین مناسبت، چند بار از مقدار وجوه تحویل شده به وسیله ایشان به دفتر، از اینجانب سوال شد. من نیز استخراج کرده و تحویل دادم. متعاقب آن، چند روز بعد، امام با آهنگی جدی و قاطع فرمودند:
به... بگویید باید ظرف ده روز تمام حساب زندگیش را ارائه دهد... که اینها را از کجا خریده است؟
سپس با لحنی ناراحت و محکم ادامه دادند:
من گرفتار تکلیف شرعی هستم. باید ظرف ده روز حساب همه چیزش را روشن کند والا من ناچارم عکس العمل نشان دهم و ایشان ساقط خواهد شد.
حجت الاسلام رحیمیان کیهان ش 16970

شهدا و خانواده شهدا

با دیدن فرزند شهید...

پس از اینکه حضرت امام (ره) از زندان آزاد شدند، در تجلیل از شهدای قیام 15 خرداد سال 42، مراسمی را در بیت خود واقع در محله یخچال قاضی قم برپا کردند که جمعیت زیادی در آن مراسم به چشم می خورد، به طوری که حیاط بزرگ مملو از آقایان و حیاط دیگر که کوچکتر است به خانم ها اختصاص یافته بود و پر از جمعیت شده بود، وقتی در آن مراسم شرکت کردم، دیدم مرحوم حاج آقا مرتضی برقعی منبر رفته اند و روضه می خواندند و جمعیت عزادار گریه می کردند.
بعد از مراسم، امام در کنار ایوان نشستند تا با مردم دیدار کنند، در همین وقت قنداقه نوزادی را که گویا از فرزندان شهدای قیام پانزده خرداد بود به دست امام (ره) دادند. امام گریستند. ما از دور صحنه را مشاهده می کردیم، امام دستمالشان را از جیبشان بیرون آوردند و اشک هایشان را مرتب با دستمال پاک می کردند. مردم هم با دیدن این صحنه واقعاً متاثر شده بودند و اشک می ریختند.
فضل الله کریمی کهکی کیهان ش 17021