فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

من نباید بکنم

امام در طول 15 سال زندگی در نجف یک مرتبه می روند کوفه آن هم مسجد (کوفه) برای دو رکعت نماز رفته و سریع برمی گردند. آب و هوای کوفه به دلیل وجود شطی در یک فرسخی آن بسیار باصفا است، اما امام حاضر نشدند یک بار آنجا بروند. به این استدلال که افرادی در زندان ها هستند و افرادی هم در جاهای دیگر هستند که آنها نمی توانند این کارها را بکنند من هم نباید بکنم. هر چه اصرار می شد که آقا اجازه بدهید یک کولر گازی بیاوریم. می گفتند: مگر همه طلبه ها دارند؟ می گفتند آقا یک ذره این محیط را خنک کنید، گفتند: مگر کولر در بقیه خانه ها هست؟
برداشتهایی از سیره امام خمینی، ج 1، ص 109

مگر خون من رنگین تر است

شبی که توطئه کودتای نوژه کشف و خنثی شد همه مقامات وقت به جماران آمدند. ما همه مسلح شدیم و به کوه ها رفتیم. بعدا از حاج آقا انصاری شنیدیم که آن روز به امام گفته بودند: بیایید از اینجا برویم، امکان دارد یک هواپیما بیاید و جماران را بمباران کند. ولی امام گفته بودند: مگر خون من رنگین تر از خون مردم جماران است؟
برداشتهایی از سیره امام خمینی، ج 1، ص 111

وجوهات