فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

امام و رزمندگان و بسیجیان

سرود ما مسلح به الله اکبریم

حدود سه ماه از آغاز جنگ تحمیلی می گذشت که به اتفاق عده ای از بچه های بسیجی از محلات به اردوی آموزشی یک هفته ای در اردوگاه شهید باهنر اعزام شدیم.
در یک محیط با صفا و صمیمی آموزشهای رزمی را سپری کردیم. در روزهای پایانی اردو، توسط گروه موزیک شعار وحدت را با آهنگ خاصی تمرین کردیم. در آخرین روز اردو آیت الله امامی کاشانی به دیدار بسیجیان آمدند و پس از سخنرانی ایشان، همه یکصدا فریاد زدند یا ملاقات با امام یا این که ما اردوگاه را ترک نخواهیم کرد. ایشان نیز که تحت تاثیر احساسات پاک و مقدس بسیجیان قرار گرفته بودند قول مساعد برای انجام یک دیدار با امام (ره) دادند.
روز بعد که روز جمعه بود بعد از اقامه نماز صبح بچه ها سرود وحدت را تمرین کردند و به طرف حسینیه جماران حرکت کردند. حال و هوای بسیار روحانی و معنوی در آن فضا حاکم بود. بچه ها در انتظار دیدار امام (ره) لحظه شماری می کردند، امام تشریف فرما شدند و به ابراز احساسات حاضران پاسخ دادند، پس از آن از امام اجازه اجرای سرود را گرفتند و سرود: ما مسلح به الله اکبریم - بر صف دشمنان حمله می بریم و... را اجرا کردند: همان روز ساعت 2 بعد از ظهر این سرود از رادیو و تلویزیون پخش شد و اکنون سال هاست که این سرود از رادیو پخش می شود.
سرهنگ احمد یارمحمدی کیهان ش 16905

رضایت پدر و مادر رضای خدا را جلب می کند

اوایل سال 64 توفیق حاصل شد به شهر شام و لبنان عازم شوم. مادرم گفت اگر امکان دارد مرا در این آخر عمری به زیارت آن بزرگواران ببر و در تکاپوی وسایل سفر بودم که شهید والا مقام مجید پازوکی تماس گرفت و فرمود اگر می توانی فوراً بیا تا بریم زیارت امام... تا موضوع را به مادرم عرض کردم امر و خواسته او را اجابت کردم و فورا عازم محل قرار شدیم. در آنجا بچه ها جمع شده بودند چند دقیقه بعد سوار اتوبوس لشکر 27 محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله) شدیم و عازم جماران. کوچه پس کوچه های جماران یادش بخیر. واقعا بوی عطرآگین وجود پیامبرگونه امام، صفا و معنویت خاصی به آن منطقه و محله قدیم تهران داده بود که هنوز هم به مشام می رسد. امام را زیارت کردیم. بعضی از بچه ها در موقع دستبوسی بعضاً از همسران همراه و مقاوم خود و مادران شجاع تعریف و تمجید می کردند من هم برای تبرک و تجلیل از مقام مادرم به محضر امام عرض کردم مادرم حدود چهارده سال توان حرکتی ندارد و هر ساله خداوند توفیق داده مادرم را به مشهد مقدس و شهر مقدس قم و امامزاده های واجب التعظیم مشرف کرده ام. امیدوارم از من راضی باشد. امام تبسمی کرد و با یک نگاه الهی اظهار داشتند رضایت پدر و مادر رضایت خدا را جلب می کند و من هر چه دارم از دعای مادر است و از خدا می خواهم روح آنها را شاد کند.
اکبر سلیمانی کیهان ش 17248