فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

من چگونه از پناهگاه استفاده کنم در حالی که...

در دوران موشک باران تهران لحظاتی پس از اینکه اصرار برخی پزشکان و اعضای دفتر که به امام ترک خانه و رفتن به جای امن را پیشنهاد می کردند به جایی رسید که مرحوم حاج احمد آقا وارد اتاق امام شد و امام را در حالیکه بسیار عصبانی بود و قدم می زد دید. امام تا فرزندشان را دیدند فرمودند من از اینجا تکان نمی خورم من چگونه از پناهگاه استفاده کنم در حالی که همسایه من به خاطر من خانه اش ویران شود و پاسدار محافظ من بخاطر من تکه تکه شود؟ اصلا این و آن خسته شده ام. آخر مگر من می توانم به پناهگاه بروم؟ و بعد از آنکه اندکی آرام تر شدند، گفتند من به همه گفته ام که اینجا را ترک کنید و هر جا می خواهید بروید. من تکلیفم با بقیه فرق می کند.
دکتر سید عبدالحسین طباطبایی کیهان ش 16939

امام و رزمندگان و بسیجیان

سرود ما مسلح به الله اکبریم

حدود سه ماه از آغاز جنگ تحمیلی می گذشت که به اتفاق عده ای از بچه های بسیجی از محلات به اردوی آموزشی یک هفته ای در اردوگاه شهید باهنر اعزام شدیم.
در یک محیط با صفا و صمیمی آموزشهای رزمی را سپری کردیم. در روزهای پایانی اردو، توسط گروه موزیک شعار وحدت را با آهنگ خاصی تمرین کردیم. در آخرین روز اردو آیت الله امامی کاشانی به دیدار بسیجیان آمدند و پس از سخنرانی ایشان، همه یکصدا فریاد زدند یا ملاقات با امام یا این که ما اردوگاه را ترک نخواهیم کرد. ایشان نیز که تحت تاثیر احساسات پاک و مقدس بسیجیان قرار گرفته بودند قول مساعد برای انجام یک دیدار با امام (ره) دادند.
روز بعد که روز جمعه بود بعد از اقامه نماز صبح بچه ها سرود وحدت را تمرین کردند و به طرف حسینیه جماران حرکت کردند. حال و هوای بسیار روحانی و معنوی در آن فضا حاکم بود. بچه ها در انتظار دیدار امام (ره) لحظه شماری می کردند، امام تشریف فرما شدند و به ابراز احساسات حاضران پاسخ دادند، پس از آن از امام اجازه اجرای سرود را گرفتند و سرود: ما مسلح به الله اکبریم - بر صف دشمنان حمله می بریم و... را اجرا کردند: همان روز ساعت 2 بعد از ظهر این سرود از رادیو و تلویزیون پخش شد و اکنون سال هاست که این سرود از رادیو پخش می شود.
سرهنگ احمد یارمحمدی کیهان ش 16905