فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

دوری از غرور

امام هیچ وقت عکس العمل منفی نسبت به حرف خوب نداشتند. حرف همه را گوش می کردند و اگر خوب بود عمل می کردند و اگر خوب نبود به آن اعتنایی نمی کردند.
ایشان هیچگونه غرور علمی هم نداشت. در درس و بحث دائماً می فرمودند: احتمال دارد این طور باشد، احتمال دارد آن طور باشد.
حجت الاسلام سجادی اصفهانی کیهان ش 17322

از تشییع جنازه صرفنظر کردم

آیت الله العظمی بروجردی که مرحوم شدند، همه مردم درصدد این امر بودند که ببینند چه کسی مرجع تقلید خواهد شد. ما شاگردان امام که به همه چیز ایشان اعتقاد داشتیم و امام را از نظر علمی هم ممتاز می دانستیم، میل داشتیم که ایشان را بعد از مرحوم آقای بروجردی به عنوان مرجع تقلید معرفی کنیم. برای برخی از ما به ویژه شدت تقوای ایشان بسیار جاذبه داشت.
باری، پس از فوت مرحوم آقای بروجردی بر آن شدیم که در تشییع بفهمانیم که عده کثیری از طلبه های حوزه، طرفدار زعامت و مرجعیت امامند. اغلب شاگردان مترصد بودند در تشییع جنازه هر جا که امام باشند، اطراف ایشان بگردند و صلوات و سلامی راه بیندازند. به این ترتیب هم ارادت قلبی خودشان را به امام ابراز کنند و هم ایشان را به مردم معرفی کنند. اما متاسفانه هر چه در تشییع جنازه بدنبال امام گشتیم، ایشان را نیافتیم. پس از چند روز معلوم شد که ایشان اصلا در مراسم شرکت نکرده بودند. به همین دلیل، چند روز بعد در محضر امام، از طرف یکی از مدرسان حوزه نسبت به یکی از دوستان امام، مسئله ای مطرح شد. آن آقا شکایت کردند: اینها به خاطر تجلیل از شما نسبت به من توهین کرده اند و جسارت روا داشته اند. امام خمینی قدس سره، در پاسخ فرمودند: من راضی نیستم کسانی که به من علاقه مند هستند، علاقه شان از قلب تجاوز کند و آن را ابراز دارند. هر کس که به من علاقه دارد، بگذارد در همان محدوده قلب بماند. کسی برای ریاست من حتی یک وجب هم قدم برندارد. بعد این جمله را فرمودند: من که به تشییع جنازه آقای بروجردی نیامدم، برای این نبود که کسالتم آن قدر شدید بود که نمی توانستم در مراسم شرکت کنم؛ نیامدنم برای این بود که دیدم تشییع جنازه تبعاتی دارد. آن جا مسائلی مطرح خواهد شد و من برای آن که از آن مسائل دور بمانم و کنار باشم، از تشییع جنازه صرف نظر کردم.
حجت الاسلام محمد مهدی ربانی املشی کیهان ش 16699

حاضر نمی شدند کسی محافظت کند

در همان شبها و روزهای سخت پس از حادثه مدرسه فیضیه که در آن شبها سخت می زدند و می کوبیدند و مجروح می کردند، امام با آقای صانعی گاهی در کوچه های قم آخر شب با هم حرکت می کردند.
من شبها گاهی به امام پیشنهاد می کردم که اجازه بدهند چند نفر در خانه خدمت شما باشند که یک وقت احیانا نصف شب پیشامدی نشود، ولی امام حاضر نمی شدند کسی بماند یا همراهشان باشد و از ایشان محافظت بکند.
آیت الله فاضل لنکرانی - سرگذشتهایی ویژه از زندگی امام خمینی - ج 6