فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

من راضی نیستم

امام در بعضی از سالها، به محلات تشریف می آوردند و در مسجد مرکز شهر جلسه ای داشتند که مردم از محضر ایشان استفاده می کردند. مرسوم بود که اگر کسی از روحانیون وارد مسجد می شد به احترامش کسی می گفت صلوات بفرستید. وقتی امام وارد شد او مردم را به ذکر صلوات دعوت کرد. روز اول پس از اتمام جلسه امام آن فرد را خواستند و گفتند: شما این صلوات را برای من یا برای رسول بزرگوار اسلام می فرستید؟ اگر برای رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) صلوات می فرستید، این صلوات را یک وقت دیگر بفرستید و اگر چنانچه برای من است که وارد مسجد می شوم من راضی نیستم!
حجت الاسلام سروش محلاتی کیهان ش 16659

دوری از مرجعیت

مساله زعامت و ریاست ایشان (امام) آنچه برای یک نفر زعیم و مرجع دینی شیعه به حسب ظاهر یک وسایل ظاهری احتیاج دارد، ایشان از تمام اینها خالی بود. مثلا برای مرجعیت لازم است که شخص رساله در دسترس مردم بگذارد ولی ایشان یک عدد رساله مجانی به کسی نمی داد.
عده ای پیش ایشان آمدند و گفتند که این عروةالوثقی را حاشیه بزنید. یک مقدار را مثلا ما بخریم. ایشان قبول نکردند.
حجت الاسلام سید علی غیوری کیهان ش 17090

مرا به حال خود بگذارید

امام در بعضی از سالها، تابستان به محلات تشریف می آوردند. تابستان سال 1325 که به محلات آمدند علمای شهر که به امام اخلاص داشتند از ایشان درخواست کردند که مسجدی در اختیارشان بگذارند تا مردم (بعنوان امام جماعت) از وجودشان بهره ببرند. ایشان فرمودند: مرا به حال خود بگذارید و به کار خودتان مشغول باشید و نپذیرفتند.
حجت الاسلام سروش محلاتی کیهان ش 16659