فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

از امروز در خدمت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستید

روز 19 بهمن 57 انبوهی از بچه های نیروی هوایی با هماهنگی قبلی در خیابان ایران جمع شدند و لباسهای نظامی خود را که درون ساکهایشان بود به مدرسه رفاه بردند و آنها را پوشیدند تا با لباس فرم نظامی به دیدار امام برسند. در این هنگام شخصی خودش را به من معرفی کرد و اصرار کرد که از مراسم عکس بگیرد ما هم موافقت کردیم مشروط بر آنکه از پشت سر نیروها عکس بگیرد. پس از آمادگی افراد امام از پنجره مدرسه ظاهر شد و عده ای اشک می ریختند، عده ای صلوات فرستادند که ناگهان برادر نورشاهی فرمان از جلو نظام و خبردار داد که همه یکصدا فریاد زدند:
ما همه سرباز توایم خمینی - گوش به فرمان توایم خمینی
عکس تاریخی هم در همان لحظه گرفته شد که همان روز در روزنامه کیهان چاپ شد و رژیم را به دستپاچگی واداشت.
امام در آن روز فرمود: از امروز در خدمت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و در خدمت قرآن کریم هستید...
سرهنگ شیخ محمد کیهان ش 17307

نهی از تبلیغ شخصی

آیت الله حکیم در کاظمین فوت کرده بود و هنوز جنازه او را به نجف نیاورده بودند. امام یک خادمی داشتند بنام مشهدی حسین، آمد و به من گفت: آقا می فرمایند بیا.
اول صبح بود که من به دم اندرون رفتم. امام تشریف آوردند در دالان منزل و فرمودند:
به رفقای من بگوئید صحبتی نکنند
و این بخاطر آن بود که رفقایی که به امام علاقه داشتند برای ایشان تبلیغ نکنند و امام با این هشدار جلوی ما را بستند.
حجت الاسلام عبدالعلی قرهی کیهان ش 16977

با ما ناهار بخورید

قبل از سال 42 به روستای لنگول دعوت شدیم و به اتفاق حضرت امام (ره) و جمعی از متدینین به روستا رفتیم. ظهر که شد دو نفر که یکی جوان و دیگری پیرمرد بود از روستای مجاور آمده بودند. وقت ناهار بود، امام به این ها فرمودند: بنشینید ناهار بخورید، این دو نفر که برای دیدار با امام آمده بودند سر سفره نشستند و مرحوم حاج آقا مصطفی هم پیش آنان نشسته بودند، امام هم گاه و بیگاه به حاج آقا مصطفی اشاره می کردند که از اینها پذیرایی کن.
مهدی جوانمردی کیهان ش 17325