فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

همه ما طلبه ایم

امام آن موقع که در مدرسه فیضیه تدریس داشتند، طلبه ها به درس ایشان می آمدند. یک روزی هنگام درس امام بود مشاهده کردیم که ایشان وارد مدرسه شدند و بلافاصله برگشتند ما تعجب کردیم که چرا ایشان درس نگفتند؟ بعدا معلوم شد که ایشان وقتی وارد مدرسه شدند دیدند چند تا طلبه در آنجا در حال درس و بحث هستند وقتی که از حضرت امام سوال کردیم که چرا درس نگفتید و برگشتید؟ فرمودند ما با آنها چه فرقی داریم! همه ما طلبه ایم ما می خواستیم درس بگوئیم آنها زودتر از ما آمدند حق آنهاست که امروز در آنجا مشغول درس و بحث باشند. فردا ما می آئیم اگر آنها باز هم بودند درس نخواهیم گفت.
آیت الله فاضل لنکرانی کیهان ش 16582

از امروز در خدمت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستید

روز 19 بهمن 57 انبوهی از بچه های نیروی هوایی با هماهنگی قبلی در خیابان ایران جمع شدند و لباسهای نظامی خود را که درون ساکهایشان بود به مدرسه رفاه بردند و آنها را پوشیدند تا با لباس فرم نظامی به دیدار امام برسند. در این هنگام شخصی خودش را به من معرفی کرد و اصرار کرد که از مراسم عکس بگیرد ما هم موافقت کردیم مشروط بر آنکه از پشت سر نیروها عکس بگیرد. پس از آمادگی افراد امام از پنجره مدرسه ظاهر شد و عده ای اشک می ریختند، عده ای صلوات فرستادند که ناگهان برادر نورشاهی فرمان از جلو نظام و خبردار داد که همه یکصدا فریاد زدند:
ما همه سرباز توایم خمینی - گوش به فرمان توایم خمینی
عکس تاریخی هم در همان لحظه گرفته شد که همان روز در روزنامه کیهان چاپ شد و رژیم را به دستپاچگی واداشت.
امام در آن روز فرمود: از امروز در خدمت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و در خدمت قرآن کریم هستید...
سرهنگ شیخ محمد کیهان ش 17307

نهی از تبلیغ شخصی

آیت الله حکیم در کاظمین فوت کرده بود و هنوز جنازه او را به نجف نیاورده بودند. امام یک خادمی داشتند بنام مشهدی حسین، آمد و به من گفت: آقا می فرمایند بیا.
اول صبح بود که من به دم اندرون رفتم. امام تشریف آوردند در دالان منزل و فرمودند:
به رفقای من بگوئید صحبتی نکنند
و این بخاطر آن بود که رفقایی که به امام علاقه داشتند برای ایشان تبلیغ نکنند و امام با این هشدار جلوی ما را بستند.
حجت الاسلام عبدالعلی قرهی کیهان ش 16977