فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

چرا یک کیلو خریدی؟

در مرحله ای از دوران مبارزه و در زمان طاغوت، حدود 20 نفر از علما را به مدت سه سال تبعید کردند که بنده جزو آنها بودم. پس از گذشت سه سال که آقایان را مرخص کردند سه نفر از آنها که به قم بازگشتند برایشان امکاناتی پیدا شد و منزلشان را عوض کردند. امام این را که شنیدند از نجف پیغام دادند که آقایان به تشریفات نپردازند و با عمل خودتان مردم را به سلف صالح مابدین نکنید. ما می گوییم وقتی شیخ انصاری از دنیا رفت هفت تومان بیشتر دارایی نداشت. به دنیا نپردازید مردم را به سلف صالح بدین نکنید.
در نجف دکتر گفته بود که امام باید جهت تقویت مزاجشان مقداری گلابی میل کنند، در آنجا به دلیل جمعیت زیاد میوه کم گیر می آمد. امام به خدمتکار منزل فرمودند برو نیم کیلو بخر. او هم دیده بود که اگر نیم کیلو بخرد ممکن است بعدا نتواند میوه گیر بیاورد، لذا یک کیلو خریده بود. امام که از قضیه مطلع شدند به او گفتند: چرا یک کیلو خریدی؟ من که گفتم نیم کیلو بخر. او گفت: خیلی خوب آقا نیم کیلویش را خودم می خرم ولی بعد پهلوی خودش نگهداشت چند روز بعد که به گلابی نیاز بود دوباره به امام فروخت.
حجت الاسلام محمد صادق کرباسچی تهرانی کیهان ش 17076

امام و روحانیت

لباس روحانی باید لباس رزم باشد

سال 59 که گاهی به مناطق جنگی می رفتم پس از اینکه به تهران می آمدم خدمت امام می رفتم.
یکبار که خدمت ایشان رفته بودم لباس سربازی به تنم بود. وقتی سوار هواپیما می شدم که به تهران بیایم قبا می پوشیدم و عمامه سرم می گذاشتم و این لباس هم آن زیر می ماند.
یکبار وقتی چشمان امام به این لباس نظامی افتاد گفتند: مایه افتخار است که یک روحانی، لباس رزم به تنش می کند و این درست همان چیزی است که باید باشد.
آیت الله خامنه ای کیهان ش 17179