فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

موکت کافی است

روزی با یکی از دوستان رفتیم و از بازار برای اتاق امام یک تخته فرش خریدیم. وقتی آن را داخل اتاق آقا پهن می کردیم پرسیدند چه کار می کنید؟
گفتم: می خواهیم این فرش را اینجا بیندازیم.
امام فرمودند: لازم نیست، همین موکت اتاق کافی است، خیلی هم خوب است، فرش را ببرید و پس بدهید.
محمدرضا صدرا کیهان ش 17320

از اسراف خودداری کنید

ایشان همیشه در مورد خودداری از اسراف، تاکید فراوان می کردند. همیشه می گفتند: تلفن برای کارهای ضروری است و از تلفن کردن برای کارهای غیر ضروری خودداری کنید. همیشه به حد احتیاج چراغ منزل را روشن نگه دارید.
امام خودشان در تاریکی به نماز می ایستادند. اگر چراغ اضافی روشن بود به شدت ناراحت می شدند، گویی عذاب گناهان را به چشم می دیدند.
عاطفه اشراقی کیهان ش 16923

فقط یک نان!

حضرت امام (ره) خیلی مواظب بودند تا در زندگی شان اسراف و تبذیر راه پیدا نکند امام در اوج قدرت با وجودی که پول زیادی داشتند مواظب بودند تا چیزی حیف و میل نشود.
یک روز آقا از در کوچک وارد حیاط شدند و همان وقت مواجه با یکی از خدمتگزاران منزل خود در جماران شدند که دو قرص نان خریده بود. امام به او فرمود: زر سلطان مگر قرار نشد صبح فقط یک نان بگیری. چرا دو تا نان گرفتی؟
او هم به امام گفت: دیدم نان خوبی است و من دو تا نان گرفتم.
آقا فرمود: برگرد و یکی از آن را پس بده تا اسراف نشود. حاج احمد آقا هم ایستاده بود، ایشان رفت و نان را پس داد.
علی ایران پور کیهان ش 17285