فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

این همه پرتقال برای چیست؟

روزی من در نوفل لوشاتو به علت ارزانی دو کیلو پرتقال خریدم و چون هوا خنک بود فکر کردم تا سه چهار روز پرتقال خواهیم داشت.
امام با دیدن پرتقال ها فرمودند: این همه پرتقال برای چیست؟ من برای این که کار خودم را توجیه کنم عرض کردم: پرتقال ارزان بود برای چند روز این قدر خریدم. ایشان فرمودند: شما مرتکب دو گناه شدید.
یک گناه برای این که ما نیاز به این همه پرتقال نداشتیم و دیگر اینکه شاید امروز در نوفل لوشاتو کسانی باشند که تا به حال به علت گران بودن پرتقال نتوانسته اند آن را تهیه کنند و شاید با ارزان شدن آن می توانستند تهیه کنند در حالی که شما این مقدار پرتقال را برای سه چهار روز خریده اید ببرید مقداری از آن را پس بدهید گفتم: پس دادن آنها ممکن نیست.
فرمودند: باید راهی پیدا کرد. عرض کردم: چه کاری می توانم بکنم. فرمودند: پرتقال ها را پوست بکنید و به افرادی بدهید که تا حالا پرتقال نخورده اند شاید از این طریق خداوند از سر گناه شما بگذرد.
سرکار خانم دباغ - شاهد بانوان - ش 149 کیهان ش 16642

بیایید این فرش را جمع کنید

یک روز امام فرمودند: بیایید این فرش را از اینجا جمع کنید چون روی این فرش نقش و صورت حیوانات است و نماز خواندن در اتاقی که در آن تصویری از انسان یا حیوان باشد، مکروه است. امام تا این اندازه روی مسایل شرعی حساسیت داشتند تا اینکه انسان بگوید ما انقلاب کرده ایم و یا رهبر انقلاب هستیم، دیگر امروز بحث کردن از مستحب و مکروه بدرد جامعه نمی خورد.
حجت الاسلام انصاری کرمانی کیهان ش 16839

فرش را بدوزید

در منزل امام در نجف یک فرش قدیمی بود که روزی آن را شسته و روی پشت بام پهن کردیم.
وقتی آن را پائین می آوردیم وسط فرش پاره شد. خانم که این وضع را دید به امام گفت: آقا! اجازه می دهید این فرش را بفروشیم و بجای آن فرش نو بخریم؟
امام با همه احترامی که برای همسرشان قایل بودند جواب منفی به او دادند و به ما فرمودند:
با یک جوالدوز وسط فرش را بدوزید و آن را در اتاق پهن کنید. ما هم همین کار را کردیم.
محی الدین فرقانی کیهان ش 17328