فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

بگذارید بیاید...

یک شب فقیری برای عرض حاجت به بیرونی امام آمد، چون مکرر آمده بود آقایان با او برخورد خوبی نکردند. حضرت امام از دور مواظب بود وقتی نزدیک ما آمد گفت: این چه طرز برخورد است؟ جواب داده شد: او دیروز آمده است و روز قبل هم آمده بود. امام فرمود: بگذارید بیاید، محتاج است، نیازمند است و حاجتش او را واداشت که اینجا بیاید باید حاجتش را برآورده کنیم و یا با بیانی او را راضی کنیم، نرنجانید مردم را.
آیت الله کریمی کیهان ش 17225

با مردم بدرفتاری نشود

همیشه امام به مسئولین سفارش می کردند که شما باید خدمتگزار مردم باشید، دائما به اعضای دفتر اخطار می کردند که مبادا با مردم بد رفتاری شود و شما حق ندارید جلو مردم را بگیرید.
حجت الاسلام انصاری کرمانی کیهان ش 16661

موتور سوار خدمت امام رسید

در سال 1358 روز پنج شنبه قبل از اذان مغرب آقای شیخ حسن صانعی به برادران حفاظت حضرت امام خمینی (ره) خبر داد آماده باشید امام می خواهد به منزل آیت الله پسندیده در یخچال قاضی بروند. بنده به همراه چند تن از برادران بیت حفاظت آماده شدیم تا امام را آنجا ببریم. وقتی از کوچه ممتاز در خیابان صفائیه راه افتادیم در اواسط راه موتور سواری که به همراه خانمش از آنجا عبور می کرد امام ره را دید که در ماشین نشسته است. تا جلوی در منزل ما را همراهی نمودند و هنگامی که به منزل رسیدیم خدمت امام آمد و دست امام را بوسید.
رضا صادقی کیهان ش 17095