فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

بدون دلیل به ماشین ور می رفتند

امام پس از چندین ماه زندان در هیجدهم فروردین سال 43، به قم بازگشتند. آزادی ایشان بدون مقدمه بود. یعنی این طور نبود که بگذارند شایع شود تا استقبالی از ایشان شود. شب در خانه نشسته بودم که یکی از اقوام آمد و گفت: آقای خمینی را آزاد کردند. همان موقع برخاستم و به منزل امام آمدم، گفتند که امام همین الان به قم رسیده اند، من وقتی به منزل امام رسیدم، دیدم جمعیت زیادی در آنجا گرد آمده اند، اما توی همان درگاه نشسته و جمعیت ریخته بودند داخل حیاط و دست امام را می بوسیدند. بعد معلوم شد که امام را شبانه به قم آورده اند تا هنگامی که به قم می رسند، شهر خلوت شده و مردم به خانه هایشان رفته باشند تا جمعیت به منزل امام سرازیر نشود. امام نقل کردند: برای این که دیرتر به قم برسند ماشین را در کنار جاده نگه داشته بودند و بدون دلیل به ماشین ور می رفتند تا قدری از شب بگذرد. ساعت حدود 30/9 شب بود ولی منزل امام پر از جمعیت بود و هر لحظه بر تعداد آن افزوده می شد.
صبح روز بعد وقتی خبر آزادی امام منتشر شد مردم از سراسر کشور به دیدار ایشان آمدند.
آیت الله سید حسن طاهری خرم آبادی کیهان ش 17040

مردم را کنار نمی زدند

یادم می آید که شب عید امام به حرم رفتند. حرم خیلی شلوغ بود و برای اینکه مردم به طرف امام هجوم نیاورند من از جلو دستم را جلو آوردم که شخصی را کنار بزنم. امام فوراً دست مرا گرفت و عقب کشید. افرادی که با آقا بودند جرأت نداشتند که مردم را کنار بزنند.
حجت الاسلام ناصری کیهان ش 16669

بگذارید بیاید...

یک شب فقیری برای عرض حاجت به بیرونی امام آمد، چون مکرر آمده بود آقایان با او برخورد خوبی نکردند. حضرت امام از دور مواظب بود وقتی نزدیک ما آمد گفت: این چه طرز برخورد است؟ جواب داده شد: او دیروز آمده است و روز قبل هم آمده بود. امام فرمود: بگذارید بیاید، محتاج است، نیازمند است و حاجتش او را واداشت که اینجا بیاید باید حاجتش را برآورده کنیم و یا با بیانی او را راضی کنیم، نرنجانید مردم را.
آیت الله کریمی کیهان ش 17225