فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

حاجی یواش!

حضرت امام (ره) وقتی سوار ماشین می شدند، دائم سفارش می کردند که آهسته رانندگی کنم، ایشان به من می فرمودند: حاجی یواش! تاکید امام به این خاطر بود که در آن ازدحام جمعیت که جمعیت ماشین را در حلقه محاصره خود قرار می دادند برای کسی حادثه ای بوجود نیاید.
علی ایران پور کیهان ش 17254

از خدا بخواهید که مردم را یاری کند

امام خواندن نماز در اول وقت را خیلی به ما توصیه می کردند ایشان به ما می گفتند:
(پس از نماز هم) همیشه برای فقرا و تهیدستان دعا کنید و از خداوند متعال بخواهید که مردم را یاری کند.
محمد تقی اشراقی کیهان ش 17034

بدون دلیل به ماشین ور می رفتند

امام پس از چندین ماه زندان در هیجدهم فروردین سال 43، به قم بازگشتند. آزادی ایشان بدون مقدمه بود. یعنی این طور نبود که بگذارند شایع شود تا استقبالی از ایشان شود. شب در خانه نشسته بودم که یکی از اقوام آمد و گفت: آقای خمینی را آزاد کردند. همان موقع برخاستم و به منزل امام آمدم، گفتند که امام همین الان به قم رسیده اند، من وقتی به منزل امام رسیدم، دیدم جمعیت زیادی در آنجا گرد آمده اند، اما توی همان درگاه نشسته و جمعیت ریخته بودند داخل حیاط و دست امام را می بوسیدند. بعد معلوم شد که امام را شبانه به قم آورده اند تا هنگامی که به قم می رسند، شهر خلوت شده و مردم به خانه هایشان رفته باشند تا جمعیت به منزل امام سرازیر نشود. امام نقل کردند: برای این که دیرتر به قم برسند ماشین را در کنار جاده نگه داشته بودند و بدون دلیل به ماشین ور می رفتند تا قدری از شب بگذرد. ساعت حدود 30/9 شب بود ولی منزل امام پر از جمعیت بود و هر لحظه بر تعداد آن افزوده می شد.
صبح روز بعد وقتی خبر آزادی امام منتشر شد مردم از سراسر کشور به دیدار ایشان آمدند.
آیت الله سید حسن طاهری خرم آبادی کیهان ش 17040