فهرست کتاب


حدیث نور (خاطراتی از زندگانی حضرت امام خمینی (ره))

ابراهیم رستمی‏

شما بروید کشت کنید

عده ای از دوستان قمی، خدمت حضرت امام رسیده و به مناسبتی به ایشان گفته بودند: زمینهای جاده کاشان کویری است و نمی شود در آن کشت و زراعت کرد و امام به آنان فرموده بود. شما بروید کشت کنید. آنها رفته بودند و مشغول کشاورزی شدند و محصول خوبی هم به دست آمده بود. روزی به اتفاق چند نفر از آنان به جماران رفتیم و مقداری میوه و یک مقداری گندم که محصول آن زمین بود، داخل منزل امام گذاشتیم. و حضرت امام تشریف آوردند کنار درب منزل، من به دست امام بوسه زدم. بعد از سلام و علیک، یکی از همراهان به حضرت امام گفت: آقا این محصول همان زمین هاست. امام دستی زیر گندمها بردند و دستشان را بالا آوردند و فرمودند: خدا به شما برکت دهد.
دوستان هر کدام مشتی از آن گندم ها را که داخل یک کیسه پلاستیکی بود برداشتند و در جیب خود ریختند تا به عنوان تبرک با گندمهایی که قرار است به عنوان بذر از آن استفاده کنند، مخلوط نمایند، این کار را کردند و سال بعد همان دوستان اظهار داشتند که به برکت همان گندم ها امسال دو برابر سال گذشته برداشت محصول کرده ایم.
عباس صیادی کیهان ش 16979

شما حضرت امیر (علیه السلام) را به نیابت... زیارت کنید

یکروز در نجف آقای حاج شیخ عبدالعلی قرهی، حقیر را در شارع الرسول ملاقات کردند و پاکتی بمن دادند و گفتند: از طرف آقاست.
پاکت را گشودم در آن مبلغ ده یا پانزده دینار بود که (امام) به خط مبارکشان نوشته بودند:
شما حضرت امیر (علیه السلام) را به نیابت حضرت ابوالفضل (علیه السلام) زیارت کنید. اینکار امام، هم جنبه تعلیم داشت و هم تربیت و هم کمک. با اینکه من از ایشان تقاضای مالی نداشتم.
حجت الاسلام ابراهیم غضنفری کیهان ش 17274

باید مدد از جای دیگر برسد

روزی خدمت امام عرض کردم: آقا رفقای تهرانی در ایام تعطیلی مزاحم من هستند. ایشان فرمودند: احادیث و معارف اسلامی را برای آنان بیان کن که کمک به مردم در معنویات زودتر انسان را به هدف می رساند. تنها این شیوه ظاهری نیست باید مدد از جای دیگر برسد.
حجت الاسلام عبدالکریم حق شناس - پا به پای آفتاب - ج 3 - ص 25