فهرست کتاب


داستانهای اسلامی از اصول کافی جلد اول

محمد محمدی اشتهاردی‏

121- معراج پیامبر و نماز خدا، و رهبری علی (ع)

جمعی از شاگردان امام صادق(ع) به گرد آن حضرت حلقه زده بودند، ابوبصیر می گوید شخصی پرسید:
ای پسر رسول خدا!، پیامبر(ص) را چند بار به معراج (و سیر در ملکوت اعلی) بردند؟.
امام صادق: دوبار، جبرئیل آن حضرت را به معراج برد، و پیامبر(ص) در این سیر، به جائی رسید که جبرئیل گفت:همین جا بایست! زیرا به جائی آمده ای که هیچ فرشته و پیغمبری به اینجا نیامده است، همانا پروردگارت در نماز است.
پیامبر: چگونه خدا نماز می خواند؟!
جبرئیل می فرماید: سبوح قدوس انا رب الملائمکه والروح، سبقت رحمتی غضبی
:پاک و منزه ام، منم پروردگار فرشتگان و روح که رحمتم برخشمم، پیشی گرفته است.
پیامبر(ص) عرض کرد: اللهم عفوک عفوک: خدایا عفو و گذشت تو را می طلبم، عفو و گذشت تو را می طلبم.
آنگاه امام صادق (ع) فرمود پیامبر(ص) در معراج به جائی رسید که خداوند(در قرآن) می فرماید:
قاب قوسین او ادنی:به خدا نزدیک شد به اندازه دو کمان یا نزدیکتر (نجم - 9)
ابوبصیر یکی از شاگردان معروف امام صادق (ع) عرض کرد:
معنی این جمله (قاب قوسین...) چیست؟
امام صادق (ع) فرمود: یعنی: به مقدار فاصله وسط انحناء کمان (روبروی دستگیره)، تا سرش، آنگاه پیامبر(ص) نور عظمت الهی را از کمترین درجه تا بالاترین درجه، مشاهده کرد.
خداوند فرمود: ای محمد!
پیامبر (ص) عرض کرد: لبیک ای پروردگارم!.
خدا فرمود: رهبر امتت بعد از تو کیست؟
پیامبر(ص) عرض کرد: خدا داناتر است.
خداوند فرمود: او امیرمؤمنان و سرور مسلمانان، و پشوای رو سفیدان، علی بن ابیطالب (ع) است.
سپس امام صادق(ع) به ابوبصیر فرمود:سوگند به خدا، مقام رهبری علی (ع) از زمین نیامده، بلکه شفاهاً از آسمان رسیده است (148)

122- غذای ساده پیامبر(ص)

آن روز، پیامبر(ص) روزه بود، شب پنجشنبه به مسجد قبا رفت و خواست در آنجا بعد از نماز، افطار کند، به حاضران فرمود:آیا نوشیدنی هست؟.
اوس بن خولی که از مسلمانان مدینه بود، رفت و ظرفی که در آن مقداری دوغ آمیخته به عسل بود آورد و نزد رسول خدا(ص) نهاد، آن حضرت اندکی از آن چشید و سپس آن ظرف را کنار گذاشت، و از آن غذا نخورد و فرمود: این غذا از دو نوشیدنی است، که یکی از آن، کافی است و نیازی به دیگری نیست، من این غذا را نمی خورم، و آن را حرام هم نمی کنم، ولی برای خدا تواضع می کنم، زیرا هرکس برای خدا تواضع کند، خداوند مقام او را ارجمند می نماید، و هر کس برای خدا تواضع کند، خداوند مقام او را ارجمند می نماید، و هر کس تکبر کند، خداوند مقام او را پست می گرداند، و هر کس در زندگی، حد عادلانه معاش را رعایت کند، خدا به او روزی بخشد، و کسی که اسراف کند، خدا او را از روزی، محروم نماید، و هر کس بسیار در یاد مرگ باشد، خدا او را دوست می دارد (149)
فرشته ای از جانب خداوند، نزد رسول خدا(ص) آمد و عرض کرد: خداوند تو را مخیر کرده که بنده و رسول و متواضع باشی، و یا اینکه پادشاه و رسول باشی؟.
پیامبر(ص) به جبرئیل نگاه کرد، جبرئیل نگاه کرد، جبرئیل با دست اشاره نمود که تواضع را انتخاب کن، پیامبر(ص) به آن فرشته گفت:انتخاب کردم که بنده و رسول متواضع باشم.
فرشته گفت: با این انتخاب، آن مقامی که در پیشگاه پروردگارت دارای، چیزی کاسته نخواهد شد. (150)

123- پند پیامبر (ص) درباره انباشته شدن گناهان

روزی پیامبر گرامی اسلام (ص) در سفری، همراه اصحاب خود، به سرزمین بی آب و علفی فرود آمدند، آن حضرت به یارانش فرمود: ائتوا بحطب: هیزم بیاورید (که از آن آتش روشن کنیم و مثلاً غذا بپزیم).
اصحاب: اینجا سرزمین خشکی است و هیچگونه هیزمی در آن وجود ندارد.
پیامبر: بروید هر کدام، هر مقدار می توانید، جمع کنید.
اصحاب رفتند هر کدام، مختصری هیزم یا چوب خشکیده ای با خود آورد، و همه را در پیش روی پیامبر(ص)، روی هم ریختند، پیامبر(ص) فرمود:این گونه، گناهان، روی هم انباشته می شوند سپس فرمود:
ایاکم والمحقرات من الذنوب...: از گناهان کوچک بپصرهیزید که همه آنها جمع و ثبت می گردد زیرا هر چیزی، بازخواست کننده ای دارد، بدانید که (به فرموده قرآن، آیه 12 سوره یس) آنچه را که مردم(از گناهان و ثوابها) پیش فرستاده اند و آثار آنها را می نویسیم و همه چیز را در امام مبین (لوح محفوظ یا نامه اعمال) شمارش نموده ایم. (151)