فهرست کتاب


گفتار امیرالمؤمنین علی (ع) جلد دوّم همراه با ترجمه فارسی هدایة العلم و غررالحکم

سید حسین شیخ الاسلامی

بزرگ داشتن

1- خدای سبحان را تعظیم کنید، و از حرامهای او دوری گزیده، و دوستانش را دوست دارید.
2- بزرگان خود را تعظیم و توقیر کنید، تا کوچکان شما شما را توقیر کنند.

تقیه

1- بر تو باد به تقیه زیرا که آن خصلت مردمان صاحب رتبه است (مانند علماء که عارف به حکم تقیه اند، تقیه آن است که انسان در موضوعی از احکام و یا در عقیده ای خود را از دشمن محفوظ دارد).
2- دینی نیست برای کسی که تقیه ای برای او نیست.
3- پنهان داشتن دین در محل مناسب آن، دینداریست.

خویشتن داری

1- خویشتن داری قلعه ای است محکم برای کسی که به آن پناه برد.
2- ترس از خدا بسیار فراهم آورنده پاکیزگی و پاکدامنی است.
3- خویشتن داری میوه دینداری و علامت یقین است.
4- خویشتن داری ظاهر آن بلندی مرتبه دنیا، و باطنش بلندی مرتبه آخرت است.
5- خویشتن داری (یا ترس از خدا) محکمترین وسیله است میان تو و میان خدا، اگر آن را فرا گیری، و سپری است از عذاب دردناک.
6- خویشتن داری (و ترس از خدا) نیست عوضی از آن و نه جانشینی در آن (یعنی در فضیلت عوض و جانشینی برای آن تصور نخواهد شد).
7- خویشتن داری (یا ترس از خدا) آن است که مرد از هر چه او را گنهکار می سازد خود را نگهداری کند.
8- خویشتن دار باش تا پیروز شوی.
9- تقوا را لازمه دل خود قرار ده، و با خواهش مخالفت نما، تا بر شیطان غالب شوی.
10- از خدا بترس بعض از ترسیدن را گرچه اندک بوده، و میان خود و او پرده و ستری قرار ده گرچه نازک و باریک باشد.
11- از خدا بترس بفرمانبرداری او، و اطاعت نما خدا را بترس از او.
12- از خدائی که چاره ای برای تو از ملاقات او نبوده، و پایانی برایت غیر او نمی باشد بپرهیز.
13- از خدا در جهت آنچه شما را آفریده است از برای آن بپرهیزید. (مراد عبادت است چنانکه فرموده: و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون سورة الذاریات / 56).
14- از خدائی بترسید که اگر بگوئید می شنود، و اگر بخاطر بگذارنید می داند.
15- از خداوند آنطور که سزاوار ترسیدن است (که باعث فرمانبرداری و مانع از نافرمانی او شود) بترسید، و در خوشنودی او کوشش نموده، و از آنچه شما را از عذاب دردناکش بر حذر داشته بر حذر باشید.
16- از خدا بترسید ترسیدن کسی که شنیده باشد پس خشوع کند، و کسب گناه کرده پس اعتراف نماید، و دانا گشته پس بیم و هراس داشته باشد، و حذر نموده پس شتاب کند، و عمل کرده پس نیکو انجام داده باشد.
17- بسوی خویشتن داری پناه برید، زیرا که آن سپری است جلو گیرنده. هر که به آن پناه برد او را نگهدارد، و کسی که به آن دست زند نگهداری کند او را.
18- به تقوای الهی چنگ زنید، زیرا که برای آن ریسمانی است که محل دست گرفتن آن محکم، و پناهگاهی است که قله آن بلند است.
19- آگاه باشید که تقوا و پرهیزکاری شتران رامیند که اهل تقوا بر آنها سوارند، و به آنان مهارشان داده شده، پس آنان را وارد بهشت خواهند نمود.
20- نگاه دارنده ترین سپر تقوا است.
21- استوار و بلندترین دیوار و دژ دین تقوا و خویشتن داری است.
22- براستی که تقوا برای تو در حیاتت عصمت و نگهدارنده (از بسیاری از آفات دنیوی و اخروی) و بعد از ممات سبب قرب و منزلت الهی است.
23- براستی که خدای تعالی شما را به تقوا سفارش فرموده، و آن را وسیله خوشنودی خود از میان خلقش قرار داده، پس از خدائی که شما در مد نظر اوئید، و نواصی (و موی جلو سر) شما در دست اوست (یعنی تسلط کامل بر شما دارد پرهیز کنید).
24- براستی که تقوای خدا دوستان خود را از حرامهای او جلوگیری می کند، و دلهایشان را از ترس او لازم گردانیده، بگونه ای که شبهای خود را بی خواب نموده، (و آنها به شب زنده داری مشغول بوده)، و میانه روزهای آنها را تشنه داشته (و آنها روزها را با روزه سپری می نمائید)، پس راحتی با تعب و رنج، و سیرابی را با تشنگی فرا گرفته اند.
25- براستی که تقوای الهی آن توشه (برای سفر آخرت) و محل بازگشتی است (چون بشر به پاداش آن خواهد رسید گویا به آن بازگشت خواهد کرد) توشه ایست رساننده (آدمی را به مطلب خود) و بازگشتی است پیروزی بخش، بسوی آن شنونده ترین دعوت کننده (که پیامبر و آل باشند) خوانده است، و بهترین نگهدارنده آن را حفظ کرده (که عاملین به تقوی باشند)، پس دعوت کننده به آن آن را به مردم شنوانیده، و نگهدارنده آن به پیروزی رسیده اند.
26- براستی که تقوا حق خدای سبحان است بر شما، و حقی است که خدا بر شما واجب نموده، پس به خدا استعانت بجوئید بر آن، و به سبب آن بسوی خدا متوسل شوید.
27- براستی که تقوای الهی پیوسته نفس خود را بر امّتهای گذشته و آینده عرضه داشته (گویا خود را به آنها معرفی می کند) چون همگی آنها به آن در فردای قیامت نیازمندند، هرگاه خداوند اعاده کند آنچه را که به آن ابتداء نموده (و بار دیگر زنده کند) و باز ستاند آنچه را که بخشیده (و آنها را بمیراند) پس چه کم است کسی که آن را به قدری که حق برداشتن آن باشد (با وجود عرضه خود به آنها) برداشته (که دیگر نقصی در آن دیده نشود، خلاصه از این روایت استفاده می شود که تمام امتها و تمام افراد در دو وقت که مرگ و معاد باشد به تقوا احتیاج شدید دارند).
28- براستی که برای تقوای الهی ریسمانی است که حلقه یا گیره آن محکم بوده (که بدین وسیله انسان بالا رفته و از مهالک نجات یابد) و پناهگاهی است که جلوگیر و منع کننده است ارتفاع آن (یعنی هر که به آن رسید دست هیچ آفت و زیانی به آن نخواهد رسید).
29- براستی که تقوا نهایت خوشنودی خداست از بندگانش، و نهایت خواسته اوست از خلقش، پس از خدائی که - اگر پنهان کنید آن را می داند، و اگر آشکار نمائید آن را می نویسد - پرهیز نمائید.
30- براستی که تقوا خانه حصار محکمی است برای کسی که به آن پناه برد، و معصیت سرای قلعه ای است خوار که اهلش را نگهداری نکرده، و کسی را که بسوی آن پناه برد او را از آفت جلوگیری نمی نماید.
31- براستی که تقوا در امروز حرز و سپری است (از آفتهای دنیویه و اخرویه) و در فردا (ی قیامت) راهی است بسوی بهشت، راه سلوک آن (یا طریق بهشت) آشکار، و رونده آن سودمند است.
32- براستی که تقوای الهی آباد نمودن دین، و ستون یقین می باشد، و بدرستی که آن همانا کلید درستی کار، و چراغ پیروزی است.
33- براستی کسی که برای او پندها، حقیقت آنچه پیش روی اوست از عقوبتها بر گناهان، صریحاً بیان کنند، تقوا او را از افتادن در شبهه ها مانع خواهد شد (ولی مع الأسف قدرت بیان روشن را ندارند، و لذا مردم به مجرد شنیدن بیدار نگشته، نیازمند به درک عقوبتهاست به معاینه، تا مرتکب محرمات بلکه شبهات نشوند).
34- براستی کسی که از تقوا جدا شود به لذتها و خواهشها حریص گشته، و در بیابان گناهان افتاه، و او را بازخواستهای بزرگ (یا بسیار) ملازم خواهد بود.
35- براستی که تقوای الهی کلید گفتار و رفتار درست، و ذخیره ایست برای روز بازگشت، و آزادی است از هر مالک شدنی (هوا و هوسها مالک انسان نخواهند شد بلکه آنها اسیر و بنده انسان خواهند گردید) و نجاتی است از هر هلاک شدنی، بسبب آن نجات یابد گریزنده (از عذاب و عقاب) و مطلبها برآورده شده، و عطاهای اخروی رسیده می شود.
36- پرهیزگاری عزت بخشد، و ارتکاب معاصی خواری آورد.
37- خویشتن داری دوری گزیدن (از محرومات بلکه از مشتبهات) است.
38- ترس از خدا یا خویشتن داری بهترین توشه است.
39- خویشتن داری پاکیزه ترین زراعت است (زیرا که حاصلش سعادت دنیا و آخرت خواهد بود).
40- خوف از خدا و خویشتن داری سر نیکوئیهاست.
41- خویشتن داری سرکرده خصلتهاست.
42- تقوا قلعه ایست محکم (که آدمی را از آفات دنیویه و اخرویه نگهداری می کند).
43- تقوا ذخیره روز بازگشت است.
44- تقوا محکمترین اساس است.
45- تقوا کلید صلاح حال است.
46- تقوا قلعه و حصار مؤمن است.
47- تقوا برای کسی که به آن عمل نماید قلعه (و یا وسیله حفظ و نگهداری) است.
48- تقوا محکمترین قلعه و نگهدارنده تر (و یا رساتر) حرز و پناه است.
49- اگر تقوای الهی را پیشه خود کنی تو را (از آفات و مهالک دنیوی و اخروی) نگهداری کند.
50- بدرستی که شما به توشه های تقوا محتاج ترید تا توشه های دنیا.
51- هرگاه حذر کنی پس از حرامهای خدا حذر نما.
52- بوسیله تقوا (زهر و یا) شدت و گرمی و تیزی گناهان بریده می شود.
53- بوسیله تقوا عصمت از گناهان همراه (آدمی) خواهد گردید.
54- بوسیله تقوا عملها پاکیزه می شود.
55- جامه تقوا شریفترین پوششهاست (چنانکه خداوند علیّ اعلا فرموده: و لباس التقوی ذلک خیر اعراف / 26).
56- بیماریها (ی روحی) را به خویشتن داری مداوا نموده، و بر مرگ پیشی گیرید، و از کسی که آن را تباه ساخته عبرت گرفته، و عبرت کسی که پیرو آنست قرار نگیری.
57- سر تقوا و خویشتن داری ترک شهوت است.
58- سبب صلاح ایمان (و عدم فساد آن) خویشتن داری است.
59- صلاح تقوا دوری گزیدن از شکها (و یا گمانهای بد) می باشد.
60- خوشا به حال کسی که تقوا را شعار دل خود قرار دهد.
61- بر تو باد به تقوا زیرا که آن خصلت پیمبران است.
62- بر تو باد به تقوا زیرا که آن شریفترین نسب است.
63- بر تو باد به تقوای الهی در نهان و آشکار، و جدا نشدن از حق در خشم و خوشنودی.
64- بر شما باد به تقوی زیرا که آن بهترین توشه، و (نفیس تر یا) نگهدارنده ترین تجهیز و آماده شده است.
65- (این فراز از عبارات خطبه / 82 مشهور به غراء است که می فرماید:) پس از خدا بترسید ترسیدن کسی که بشنود پس فروتنی نماید، و گناه کند پس اعتراف نماید، و بترسد پس عمل نماید، و حذر کند پس مبادرت ورزد.
66- (این جمله نیز بعد از فرازهائی از کلمات آن حضرت است در خطبه غراء و نظیر آن ذکر شد) پس از خدا بترسید، ترسیدن کسی که یقین داشته باشد، پس احسان کند، و به او وسائل عبرت ارائه شده پس عبرت گرفته باشد، و ترسانیده شده باشد پس باز ایستد، و از عقاب ترسیده و برای روز حساب (آخرت) عمل نموده باشد.
67- (این نیز با تلخیص از فرازهای خطبه غراء است) پس از خدا بترسید ای بندگان خدا ترسیدن کسی که دل خویشتن را بوسیله فکر مشغول ساخته، و ذکر (خدا) زبانش را تند بحرکت درآورده (و یا به کار واداشته)، و ترس را برای ایمنی خود (از عذاب اخروی) پیش فرستاده است.
68- (این نیز از خطبه غراء است که فرموده:) پس از خدا بترسید جهت آنچه شما را برای آن آفریده (آخرت) و حذر کنید از او به اندازه آنچه شما را از نفس خود بر حذر داشته، و برای وعده راست او مستحق شوید آنچه را که برای شما آماده ساخته به طلب کردن (یعنی به عمل یا به طلب وفای او و حذر و ترس از هول و ترس معاد او).
69- (این فراز نیز بعد از ذکر فرازهای دیگر است که می فرماید:) پس از خدا بترسید ای بندگان خدا ترسیدن کسی که دامن به کمر زند برای کشیدن (یعنی مجدّانه در طاعت خدا کوشد) و کوشش نماید برای دامن بر میان زدن (یعنی از روی جدّ و جهد) و شتاب کند در وقت فرصت و مهلت و پیشی گیرد از ترس.
70- (این نیز بعد از کلماتی است که فرموده) پس از خدا بترسد ترسیدن کسی که فکر کند در رجوع به محل بازگشت، و عاقبت برگردیدن (یا محل برگردیدن) و پایان بازگشت، پس لغزش گذشته را باز یافت کرده، و از عمل صالح بسیار انجام دهد.
71- بسیاری تقوا نشانه وفور پارسائی است (مرحوم علامه خوانساری فرموده: ظاهراً مراد به ورع در اینجا ترس از خدا و به تقوا پرهیزکاری می باشد).
72- هر که پیروزی آخرت را دوست دارد پس بر او باد به تقوا.
73- هر که از لباس تقوا برهنه باشد به چیزی از اسباب (یا جامه های دنیا) پوشیده نشود (یعنی بالاخره عیوب او نمایان است).
74- هر که جامه های تقوا را پیراهن خود سازد پیراهن او کهنه نگردد.
75- چیزی دین را مانند تقوا اصلاح نخواهد نمود (یعنی تقوا دین را نیکو جلوه دهد).
76- ملاک تقوا (و ریشه و نشان آن) ترک دنیاست.
77- هدایت شده کسی که تقوا را شعار دل خود قرار دهد.
78- و از خدائی بپرهیزید که بسبب آنچه ترسانیده (و از عذاب انذار نموده) عذر را برطرف ساخته، و به آنچه راه واضح قرار داده احتجاج نموده، و شما را از دشمنیی که در سینه ها پنهان نفوذ کرده و در گوشها راز گوینده دمیده ترسانیده است.
79- (برای هر کاری) اقدام مکن، و باز مایست مگر بر تقوای الهی، و طاعت او، تا بر مطالب و راه راست پیروزی یابی.
80- هیچ کرمی (و هیچ سبب گرامی بودن) مانند تقوا نیست.
81- هیچ توشه ای (برای آخرت) مانند تقوا نیست.
82- هیچ پرهیزکاری مانند باز ایستادن از حرامها نیست.
83- حصاری منیع تر از تقوا نیست.
84- بر (بنای) تقوا هیچ ریشه اعتقادی (و یا عملهای بزرگ هلاک و) باطل نشده، و دانه عملی که کاشته می شود (و یا عملهای خرد) تشنه نخواهد ماند.
85- شرفی بالاتر از تقوا نیست.
86- نیکوکارترین شما باتقواترین شماست.
87- کسی را که تقوا او را بلند کرده است پست مگردان.
88- از خدا بترسید ترسیدن کسی که خوانده شده پس اجابت کرده است، و توبه نموده پس بسوی خدا روی آورده است، و (از معاصی) ترسانیده شده پس ترسیده است و (بر مواضع عبرت) عبور کرده پس عبرت گرفته است و ترسیده پس (از عذاب خدا) ایمن گشته است.