فهرست کتاب


گفتار امیرالمؤمنین علی (ع) جلد دوّم همراه با ترجمه فارسی هدایة العلم و غررالحکم

سید حسین شیخ الاسلامی

ناکثین، قاسطین، مارقین

1- آگاه باشید که در حقیقت خداوند مرا به قتال اهل نکث (یعنی شکستن بیعت) و اهل ستم یا عدول از حق، و اهل فساد در زمین فرمان داده است، اما بیعت شکنان پس به تحقیق با آنها مقاتله کردم (بعد از آنکه طلحه و زبیر با آن حضرت بیعت نمودند چیزی نگذشت که بیعت را شکسته نزد عایشه رفته او را رفیق خود ساخته، دسته ای را به راه انداخته روانه بصره شده تا با آن حضرت پیکار نمایند، آن بزرگوار نیز آنها را تعقیب نموده با آنها مقاتله نمود طلحه و زبیر کشته شدند و این جنگ بنام جنگ جمل نامیده شد چون عایشه بر شتری سوار بود) و اما ستمگران (و یا از حق عدول کنندگان) پس با آنها پیکار نمودم (و آنها معاویه و پیروان او بودند که در کنار آب فرات جنگ صفین را براه انداختند) و اما آنهائی که از دین بدر رفته بودند که در زمین فساد می نمودند پس آنها را خوار گردانیدم (یعنی خوارج که بعد از جنگ صفین از آن حضرت برگشتند و حضرت با آنها جنگید تا همه بغیر از نه نفر کشته شدند، و از اصحاب آن بزرگوار نیز نه نفر شهید گشتند، پیامبر بزرگ اسلام (ص) نیز از این سه طایفه خبر داده بود چنانکه مشهور است که فرمود: یا علی بزودی بعد از من با ناکثان و قاسطان و مارقان جنگ خواهی کرد) و اما شیطان ردهه پس بدرستی که من کفایت شدم او را بصیحه ای که شنیدم بسبب آن اضطراب دل و حرکت سینه او را ( ردهه گودالی است که در آن آب می ایستد و مراد از این عبارت ذواثدیه است که رئیس خوارج است که یک دست او بشکل پستان زنان بود بهمین جهت او را ذوالثدیه می گویند، و بعضی گفته اند که مراد معاویه است روزی که اصحاب او گریختند، سپس حیله کرده و قرآنها را بر سر نیزه ها کرده، مردم را بحکم قرآن دعوت کرد، و او را ذوالثدیه گفته اند چون در پستان او شیر موجود بوده، و احتمالات دیگری هم در آن داده شده مثل اینکه شیطان ردهه از سرکشان شیاطین تبعه ابلیس بوده که آن حضرت او را در ردهه کشته است، و یا آنکه شیطان ردهه از جنیان بوده که در وقت فرود آمدن پیامبر بزرگ اسلام (ص) در جحفه حضرت علی - علیه السلام - با او جنگید و او را کشت، ولی ظاهر آنست که شیطان ردهه بوسیله صاعقه و صدا و صیحه آسمانی کشته شده است، بنابراین احتمال شیطان یا جنی بودن ظاهرتر است تا دو احتمال اول).

ازدواج ها

1- هر که زنهای بسیار گیرد (مرحوم علامه خوانساری فرموده: زنانی باشد که از برای نکاح و وطی باشند خواه بعنوان عقد دائم یا متعه و خواه کنیز) رسوائیها او را فرو گیرد.

سخن چینی

1- بر تو باد بدوری از سخن چینی، زیرا که آن کینه را کاشته، و از خدا و مردم دور می سازد (یعنی دلها و سینه ها کشت زار کینه شده، و سبب دوری از خدا و مردم خواهد گردید).
2- بدترین کلام راست سخن چینی است (یعنی سخن راستی است که سخن چین نقل کند).
3- سخن چینی خصلت از دین خارج شده است.
4- سخن چینی گناهی است که ترک و یا فراموش نمی شود (محتمل است مراد این باشد که اگر سخن چین توبه نکند و در صدد اصلاح خود بر نیاید پیوسته عادت او گردد و هرگز آن را از یاد نبرد، و یا از یاد دیگران نرود و او را واگذارند).
5- بد صفتی است سخن چینی.
6- هر که بسخن چینی کوشا باشد خویشاوندان با او جنگیده، و بیگانه با او دشمن خواهد شد (یعنی همه مردم با او در ستیز شوند و ضد او گردند).
7- هر که بسوی تو (سخنان دیگران را) نقل نماید از تو (سخنانت را برای دیگران) نقل کند.
8- به تصدیق سخن چین شتاب مکن، هر چند خود را به نصیحت کنندگان شبیه سازند، زیرا که سعایت کننده (سخن چین) نسبت به کسی که سعایت او را کرده ظالم، و نسبت بکسی که سعایت نزد او برده غش کننده است.
9- مباشید روندگان در زمین بسخن چینی و فساد و شرّ، و نه فاش کنندگان سرّ.
10- امانت و سخن چینی جمع نمی شوند.
11- سعایت و سخن چینی را دروغ پندار، چه باطل باشد، یا صحیح (یعنی خواه در واقع دروغ بوده یا صحیح باشد به آن توجه مکن و مورد عمل آن را قرار مده).
12- سعایت کننده برای کسی که سخن کسی را برای او می برد دروغگوست، و نسبت به کسی که سخن او را بریده باشد ستمکار است.