فهرست کتاب


گفتار امیرالمؤمنین علی (ع) جلد دوّم همراه با ترجمه فارسی هدایة العلم و غررالحکم

سید حسین شیخ الاسلامی

انفاق و نگهداری

1- بپرهیز از نگهداشتن، زیرا آنچه تو زیاده از قوت روزت نگه می داری، خزینه دار غیر خود می باشی (البته چنین هشدارهائی بر سبیل افضلیت است نه آنکه بر طریق حرمت می باشی، چنانکه در حالات بزرگان و پیشوایان دینی و سیره متشرّعه امساک را مشاهده می نمائیم، و اگر حرام بود هیچ یک از آنان از اموال چیزی را برای روز بعد نگاه نمی داشتند).
2- اگر مالهای خود را در راه خدا بدهید، خدا براستی به سرعت عوض دهنده است.
3- هرگاه روزی داده شود پس انفاق نما.
4- چون روزی داده شدی پس توسعه ده (بر اهل و عیال و بر مردم).
5- جامه های تو بر غیر تو (و لباسهایی که به مردم عطا کنی) برایت از آنها پاینده تر است (زیرا اگر خود بپوشی در اندک زمانی کهنه گشته، ولی وقتی ببخشی ثواب آن دائمی خواهد بود).
6- درهمی که سود رساند (و از ممر حلال بدست آمده و در مصرف خیر برسد) بهتر از دیناری است که آدمی را در هلاکت بیندازد.
7- درهم شخص ندار در نزد خدا از دینار توانگر پاکیزه تر است.
8- بسا اندکی که حلال باشد و برای خدا از بسیاری که (از حرام باشد و برای غیر خداست) نمو کننده تر است.
9- اندکی برای خود بهتر از بسیاری که برای غیر خود انجام دهی، (یعنی اندک مالی که در حیات خود برای خود صرف نمائی بهتر از مالهای بسیار است که برای دیگران بگذاری).
10- برای احدی از دنیایش (چیزی او را سود ندهد) مگر آنچه برای آخرت خود انفاق نموده باشد.
11- هر که با دست کوتاه دهد با دست بلند (دست قدرت الهی) داده شود.
12- براستی که شما به انفاق آنچه کسب کرده اید نیازمندتر خواهید بود تا کسب کردن آنچه را که جمع می کنید (زیرا آن باقی می ماند و این نصیب دیگران خواهد شد).

دوچهره ای

1- بر تو باد به دوری از انفاق، زیرا که صاحب دوچهره ای در نزد خدا صاحب منزلت و آبرومند نمی باشد.
2- دوروئی برادر شرک به خداست (نفاق با خدا، چنین است، و اما نفاق با برادران دینی در حکم شرک بخداست).
3- نفاق و دوروئی عیب اخلاق است.
4- نفاق همتای کفر است (مانند بچه دوقلو).
5- نفاق ایمان را فاسد می نماید.
6- نفاق و دوروئی از پایه های دیگ ذلت و خواریست (أثافی، هم با تشدید و هم با تخفیف به معنای دیگپایه و سنگهایی است که دیگ را بر روی آن نهند).
7- نفاق بر دروغ بنا نهاده شده است.
8- چه زشت است در انسان که باطنی بیمار و ظاهری زیبا داشته باشد.

منافق یا دوچهره ای

1- آدم دو رو زبان او شاد می گرداند و دلش ضرر می رساند.
2- منافق (دو چهره) گفتار او نیکو، و کردارش بیماری داخل شونده است.
3- دو چهره بی شرم، کودن، متملق، بدبخت است.
4- منافق نفس خود را فریب دهنده و بر مردم طعنه زننده است.
5- سخت ترین (یا آشکارترین) مردم از نظر نفاق و دوروئی کسی است که به طاعت و پیروی فرمان دهد، و خود به آن عمل ننماید، و از معصیت نهی نماید، و خود از آن باز نایستد.
6- از اهل نفاق (منافق) دوری نمائید، زیرا که آنها گمراهان، گمراه کنندگان، لغزیدگان، لغزانندگانند، دلهایشان بیمار (یا کم عقل)، و صفحه های روهایشان پاکیزه است.
7- منافق در قلق و اضطراب بوده (و یا مردم را به گمان می اندازد).
8- منافق حیله گر، زیان رساننده، بدگمان خواهد بود (و یا عملی کند که دیگران به او بد گمان شوند).
9- براستی که من بر شما می ترسم از هر دانا زبان منافق دلی را که آنچه شما می دانید می گوید، و هر چه را بد می پندارید بجا می آورد (چون ضرر چنین فردی از جهت فریبش بسیار است).
10- حضرت در وصف منافقان فرموده: آنان رشکبران فراخی، و تأکید کنندگان بلاء، و نومید کنندگان امیدند، برای آنهاست به هر طریقی بر خاک اندازنده (با توطئه و نقشه های شوم خود) و بسوی هر دلی شفاعت کننده (که آن را به سوی خود مایل سازد)، و برای اندوهی اشکها (چنانکه مشهور است: منافق گریه در آستین دارد).
11- عادت منافقان تغییر اخلاق است (گاهی در کمال نرمی و زمانی به حالت درشتی بر حسب هدف و انگیزه خود می باشند).
12- حضرت در وصف منافقین فرموده: در حقیقت برای هر حقی باطلی را و برای راستی کجی را، و برای زنده ای کشنده ای را، و برای هر دری کلیدی را، و برای هر شبی صبحی را آماده نموده اند (یعنی برای هر کاری به نفع خود تدبیری نموده، و برای پیشرفت خود کاری صورت داده اند، بیکار ننشته اند، پس مسلمانان باید بیدار باشند).
13- هر منافقی مریب (به شک اندازنده و یا خود در قلق و اضطراب) خواهد بود.
14- هر که نفاق او بسیار باشد (یعنی ظاهر و باطلنش از یکدیگر تشخیص داده نشود) موافقت (و رفتار واقعی) او شناخته نخواهد گردید.
15- چقدر در انسان زشت است (که در او دیده شود) ظاهری موافق و باطنی منافق.
16- چه زشت است آنکه آدمی صاحب دو رو باشد (ظاهر و باطن او دو تا باشد).
17- مثل منافق مانند حنظل (خربزه و هندوانه ابوجهل و خربزه روباه) است که برگهای آن سبز، و مزه و چشیدن آن تلخ خواهد بود (یعنی منافق صورت خوشی دارد اما سیرت بسیار بد تلخناکی خواهد داشت).
18- نفاق مرد (و دوچهرگی او) از خواری است که آن را در نفس خود می یابد (و گرنه اگر نفس شریف باشد هرگز نفاق در او راه نمی یابد).
19- (تتمه کلامی است که حضرت در خطبه / 185 نهج البلاغه در وصف منافقین فرموده) آنان رفیقان شیطان، و معظم و یا شدت و سختی آتش بوده، آنها حزب شیطانند، آگاه باشید که گروه شیطان، آنها زیانکارانند.
20- (این فرازها در خطبه / 185 نهج البلاغه در صفات منافقین ایراد شده است) در نهانی راه می روند و در میان درختان پر شاخ و برگ که رونده در میان آنها معلوم نیست راه می روند (کارشان مکر و حیله است) سخنشان دواء (چون به حسب ظاهر راهنمائی و پند و اندرز است) و کردارشان درد بی درمان، مدح و ستایش را به یکدیگر قرض داده (او تعریف دیگری کند که دیگری هم تعریف او کند) و به پاداش نزدیک به یکدیگر می شوند، و یا توقع دارند (به مردم اظهار نومیدی از دنیا کرده) بسبب نومیدی بسوی طمع می پیوندند (و سخنان خوب) می گویند پس مشتبه می سازند، در گفتار نفاق را بکار می برند، و می گویند: پس به وهم اندازند (که مردم خوبی هستند) و یا می گویند پس روپوشی می کنند.
21- سخت ترین مردم به حسب نفاق (یعنی موافق نبودن باطن با ظاهر) کسی است که امر کند به طاعت و خود به آن عمل نکند و نهی کند از معصیت و خود از آن باز نایستد.