فهرست کتاب


گفتار امیرالمؤمنین علی (ع) جلد دوّم همراه با ترجمه فارسی هدایة العلم و غررالحکم

سید حسین شیخ الاسلامی

نظم

1- برای هر فردی از خدمتکاران خود کاری را معین کن که او را به آن مؤاخذه نمائی، زیرا چنین کاری سزاوارتر از آنست که هر یک در خدمت تو بر یکدیگر اعتماد نکنند (یعنی وقتی کار معین گردید در آن اهتمام ورزیده انجامش دهند، ولی وقتی خدمت خاصّی نبود حواله بدیگری کرده، و گویند: چرا من انجام دهم او چرا انجام ندهد).

نعمت

1- نعمت به شکر پیوسته، و شکر به زیادتی، و هر دو در یک شاخ همراهند، پس زیادتی از خدای پاک و منزه بریده نخواهد شد تا آنکه شکر از شکرگذار بریده شود (این روایت اشاره به آیه مبارکه (و لئن شکرتم لأزیدنّکم) می باشد).
2- هر نعمتی را که خداوند بر تو انعام فرموده طلب صلاح کرده و آن را در مصرف خود صرف نما، و نعمتی از نعمتهای خدا را که در نزد تست ضایع مکن، و یا نعمتی از نعمتهای خدا در نزد تو ضایع نشود.
3- باید که در نشانه آنچه خداوند سبحان بوسیله آن بر تو انعام کرده دیده شود (تا اینکه مردم نعمت های خدا را در بندگان او مشاهده کرده، محبت های آفریدگار خویش را دریابند).
4- نعمت های خدا را بر خود بوسیله صبر بر طاقت او، و محافظت بر آنچه از شما نگهداری آن را (با عمل به احکام و تعظیم و توقیر آن) نسبت به کتابش خواسته تمام گردانید.
5- از گریختن نعمتها (بسبب معاصی) دوری نمائید، چون هر گریبان برگشت نخواهد کرد.
6- آگاه باشید، براستی که از نعمتهاست توسعه مال، و برتر از توسعه مال تندرستی، و برتر از تندرستی تقوای دل است.
7- افزونترین چیزی که خداوند سبحان بوسیله آن بر بندگانش منّت نهاده: علم و عقل، و پاداشاهی، و عدل است.
8- بهترین مردم از نظر حال درباره نعمت ها کسی است که حاضر آن را با شکر پایدار نموده، و رفته آنها را بصبر باز گرداند (از این روایت استفاده می شود که نعمت های رفته با صبر و شکیبائی باز گردانده خواهد شد پس باید شکر و صبر نمود).
9- کمترین چیزی که برای خدای تعالی بر شما لازم می شود آنست که کمک نگیرید از نعمت های او بر نافرمانیهای او (یعنی نعمتها را صرف معاصی نکنید بلکه آنها را در طاعت خدا بکار برید).
10- براستی که برای خدای سبحان بندگانی است که آنها را به نعمتها از برای منفعت های بندگان مخصوص گردانیده، آن نعمتها را ما دامی در دست آنان می گذارد که بخشش کنند، پس هرگاه از آنها جلوگیری نمودند آن را از آنها گرفته، و بسوی غیر ایشان تحویل می دهد.
11- براستی که برای خدای تعالی در شادی است نعمت احسان، و در سختی و تنگی است نعمت تطهیر از گناهان (یعنی انسان دائم متنعم است خیال نکند تنها در وقت سلامتی و خوشی دارای نعمت خواهد بود).
12- نعمتها بوسیله شکر دوام پیدا خواهد کرد.
13- اگر چنین توانائی داری که میان تو و خدا ولیّ نعمتی نباشد پس بکن (معلوم است که استطاعت تحقق پیدا نکند).
14- همانا قدر نعمتها بقیاس کردن یا به رنج کشیدن ضدّ آنها شناخته می شود (یعنی تا کسی نعمتی را از دست ندهد و بزحمت فقدان نعمت دچار نگردد قدر نعمت را نخواهد فهمید).
15- هرگاه دیدی که خدای سبحان بر تو با وجود معاصی نعمتها را پی در پی می فرستد، پس آن استدراج است برای تو، (یعنی نظر لطف خود را از تو قطع کرده، کی شود نعمتها را از بگیرد و تو بسبب گناه کیفر نماید، مبادا چنین کاری سبب غرور شود).
16- هرگاه بتو نعمتی فرود آمد مهمانی آن را شکر قرار ده (یعنی نعمت مهمان تو است پذیرائی آن شکر الهی است).
17- هرگاه پروردگار خود را چنین دیدی که بر نعمتها را پی در پی می فرستد پس بترس، چون ممکن است استدراج و نوعی عقوبت باشد.
18- به ورود آفتها نعمتها تیره می شود (یعنی باید آدمی بدنبال نعمتی برود وجد و جهد نماید که چیزی آن را تیره و مکدّر نسازد که آن نعمتهای اخروی است).
19- بسا نعمت داده شده بر او که بسبب نعمتها استدراج شده است (یعنی گاهی نعمت رحمت نبوده بلکه عذابی است از جانب خدا پروردگار می خواهد او را بدینوسیله عذاب نماید استدراج یعنی دادن نعمت و گرفتن از روی غضب).
20- زکات نعمتها احسان و نیکی را بکار بردن است.
21- زینت نعمتها پیوند با خویش است.
22- زائل شدن نعمتها بواسطه جلوگیری حقوق خدا (مانند زکات و خمس و مانند آن) از آنها و کوتاهی نمودن در شکر آنها می باشد.
23- سبب زائل شدن نعمت کفران نعمت است.
24- در هر نعمتی پاداشی است (چه از طرف خدا باشد و یا از سوی مخلوق).
25- هر نعمت دنیا هلاکت (و یا منشأ هلاکت) است.
26- هر نعمتی که از آنها بدیگران احسان شود از ربوده شدن و زوال مأمون بوده، و از تغییرات محکم نگهداشته شده است.
27- هر چه نعمت جاهل نیکو شود قباحت و زشتی او در باب آن نعمت زیاد می شود (چون شکر آن را نخواهد نمود).
28- باید بر تو نشان آنچه خداوند به آن بر تو انعام و احسان کرده ببیند (یعنی خداوند به تو داده هم مصرف خود و اهل و عیالت کن و هم بدیگران احسان نما).
29- هرگز احدی توانائی ندارد که نعمتها را بمثل شکر آن پاینده دارد و آنها را زینت نمی دهد بمثل بذل و بخشش آنها.
30- هر که نعمتهای او (خدا) را بشمارد کرم او را باطل ساخته است (یعنی بکریمی او معتقد نیست (زیرا که نعمتهای خدا قابل شماره نیست چنانکه فرموده: (و ان تعدوا نعمة اللّه لاتحصوها) مرحوم علامه خوانساری چنین معنی کرده: هر که نعمتهای خود را بشمارد کرم خود را باطل ساخته است).
31- هر که بوسیله نعمت بر معصیت یاری جوید پس او بسیار کفران کننده است.
32- هر که نعمت های خدا بر او فراوان شود حاجت های مردم بسوی وی بسیار گردد (پس باید در قضاء حوائج بکوشد) پس اگر در آنها به آنچه خدای سبحان بر او واجب نموده (از شکر و پرداختن واجبه و مانند آن) قیام نماید آنها را در معرض دوام و پایندگی در آورده است، و اگر در آنها آنچه خدای سبحان واجب نموده است جلوگیری نماید (شکر ننموده و حقوق را نپردازد) آنها را در معرض زوال قرار داده است.
33- هر که دست خود را به نعمت دادن و احسان بگشاید نعمت خود را از بریده شدن (و قطع آن) نگهداری کند.
34- هر که خداوند بر او نعمتی یا نعمتهای خود را وسعت دهد بر او واجب است که احسان و انعامی را بر مردم وسعت دهد.
35- از نعمت هاست دوست راستگو.
36- از کمال نعمت است بسخاوت و عفت زیور یافتن.
37- نعمتها به چیزی بمثل انعام به آن (و صرف آن در مصارف خودش) محکم نگهداشته نخواهد شد.
38- نعمتها به چیزی مانند شکر حفظ و حراست نخواهد گردید.
39- چه چیز نعمتهای خدای سبحان را در دنیا بزرگ نموده، و چه آنها را در قبال نعمت های آخرت کوچک ساخته است (البته نعمتهای دنیا با همه بزرگیش با نعمتهای اخروی که از هر نقص و عیبی بری هستند قابل مقایسه نخواهد بود).
40- چه نزدیک است نعمت بسختی و نیاز شدید (پس نباید فریب آن را خورد).
41- خداوند بر بنده ای نعمتی را انعام و احسان ننموده که در آن ستم کند (یا بنفس و یا بدیگران) جز آنکه سزاوار است بر خدا که آن را از او زائل و برطرف سازد.
42- نعمت های نادانها مانند باغی است بر اطراف مزبله (که میوه و خرمی دارد، اما از تعفن و بوی بد خالی نیست).
43- نعمتی که شکر نشود مانند گناهی است که آمرزیده نمی شود.
44- نعمت های خدای سبحان بیشتر از آنست که شکر شود، مگر آنچه خداوند بر آن کمک کند، و گناهان پسر آدم بیشتر از آنست که آمرزیده شود مگر آنچه را که خداوند از آن عفو نماید.
45- از خدای سبحان تمامی منت و نعمت و چنگ زدن به ریسمان او را مسئلت داریم (این نیز تتمه کلامی است از خطبه / 185 نهج البلاغه که در وصف منافقین ایراد فرموده است و در آنجا چنین دارد: و نسئله لمنته تماماً و بحبله اعتصاماً ).
46- هیچ نعمتی را از نعمت های خدای سبحان که در نزد تست ضایع مکن (و در غیر آن صرف منما) و باید بر تو اثر آنچه خداوند بسبب آن بر تو انعام نموده دیده شود.
47- نعمتها نگاه داشته نمی شوند مگر با شکر.
48- آی پسر آدم هرگاه دیدی که خدای سبحان نعمت های خود را بر تو پی در پی می کند از آن حذر نما (و بترس مبادا استدراج باشد) و نعمت ها را بشکر آن نگهداری کن.
49- کمترین چیزی که برای نعمت دهنده واجب است انجام گیرد آنست که با نعمت او گناه نشود و یا در مقابل نعمتش نافرمانی نشود.
50- براستی که از جمله نعمت مقدور نشدن گناهان است (که آدمی نتواند گناهی کند).

تیره کردن

1- به اندازه شادمانی است مکدّر ساختن (یعنی هر اندازه خوشی بیشتر باشد تکدّر عیش بیشتر گردد).
2- هیچ لذّتی با تیره کردن لذّت نیست (بلکه لذّت آنست که از تیرگی و کدورت جدا باشد مانند لذائذ اخروی).