فهرست کتاب


گفتار امیرالمؤمنین علی (ع) جلد دوّم همراه با ترجمه فارسی هدایة العلم و غررالحکم

سید حسین شیخ الاسلامی

خدایار

1- هر که خداوند یاری کننده او باشد بر دشمن خود پیروز گشته، و برایش گروهی خواهد بود (در اینجا حضرت لطیفه ای بکار برده است که خداوند با اینکه فرد است او را گروه معرفی فرموده، یعنی چنانکه لشکر و قشون سبب پیروزی هستند خدای واحد احد نیز همچون لشکر و بالاتر سبب غلبه خواهد بود آری غلبه گروه هم با خواست اوست).

انتصاف و انتقام

1- نیکوکار از فاسق انتقام نخواهد کشید (ممکن است از جهت برتری خود باشد و یا آنکه می داند اگر انتقام کشد او بدتر خواهد نمود).
2- عالم از جاهل انتقام نکشد (بهمان اعتبار).
3- کریم از لئیم انتقام نکشد (بهمان اعتبار).
4- از سفیه (کم حلم و یا نادان) هرگز استیفای حق نمی شود مگر به بردباری از او (بهمان اعتبار که جلوتر ذکر شد).

انصاف

1- دادرسی و عدل راحتی (یا سبب راحتی) است، و بدی نشانه کمی حیاء است.
2- انصاف و عدل نشانه (و دلیل نجابت) هوشیاری است.
3- عدل شیوه بزرگان است.
4- انصاف برترین فضیلت هاست.
5- حق دادن بطرف مخالفت را بر طرف ساخته، و باعث الفت می گردد.
6- انصاف از نفس، مانند دادگریست در امارت و حکومت.
7- براستی که بزرگترین پاداش خوب، پاداش انصاف است.
8- انصاف برترین خصلت هاست.
9- انصاف دوستی را پاینده دارد.
10- انصاف دلها را به هم پیوند می دهد.
11- براستی که تو اگر از جانب نفس خود انصاف دهی خداوند ترا (بجوار رحمت خود) نزدیک گرداند.
12- به عدل و انصاف، پیوند پایدار خواهد شد.
13- سه دسته اند که از سه دسته دیگر داد خود هرگز نمی گیرند: عاقل از احمق، نیکوکار از بی باک از گناه، و کریم از لئیم.
14- بر انصاف و عدل است که دوستی ثابت می ماند.
15- با همه مردم با عدل و انصاف عمل نموده، و با مؤمنین به ایثار عمل نما. (یعنی آنان را بر خود مقدم دار).
16- انتها درجه انصاف آنست که مرد نسبت به نفس خود منصف باشد (و شکی نیست در اینکه انصاف در نفس انصاف نسبت به دیگران هم هست، بلکه بالاتر، چون وقتی نسبت بنفس را بکار می برد، که تا حدودی حق دیگران را بهتر مراعات کند).
17- کسی که (با مردم) انصاف بکار برد (با او) انصاف شود.
18- هر که انصاف نداشته باشد مصاحبت نشود (یعنی کسی رفیق او نخواهد شد چون بی انصاف است).
19- هر که عدل و انصاف نکند خداوند از او امکان را سلب و بر طرف سازد.
20- هر که عدل و انصافش بسیار باشد، همه نفسها به تعدیل او گواهی دهند (همه گویند شخص عادلی است).
21- هر که به انصاف زیور یابد به مرتبه های بلند نائل گردد.
22- هر که شرم و حیایش سبب انصاف در حق تو نشود دینش انصاف نیاورد (یعنی حیاء در غالب اوقات سبب عدل و انصاف گردد نه دین).
23- با انصاف برادری پایدار می ماند.
24- انصاف (و عدالت) زینت حکومت است.