فهرست کتاب


گفتار امیرالمؤمنین علی (ع) جلد دوّم همراه با ترجمه فارسی هدایة العلم و غررالحکم

سید حسین شیخ الاسلامی

بازی کردن

1- بازی عزمهای جدّی را تباه می سازد.
2- از بازی کردن دوری کن، زیرا که تو عبث و بیهوده آفریده نشدی تا اینکه بازی کنی، و مهمل واگذشته نشده ای تا هرزه گوئی (بلکه جهت عبارت و بندگی خلق شده ای بنابراین به حساب و کتاب تو خواهند رسید).
3- دورترین مردم از صلاح و تباه نشدن کسی است که به بازی حریص باشد.
4- اول بازی سرگرمی است، و آخر آن جنگ است (چنانکه شاعر گفته: باد باران آورد بازیچه جنگ).
5- دورترین مردم از پیروزی کسی است که به بازی و خوش طبعی حریص باشد.
6- بازی و اشتعال به لهو و لعب از ثمرات نادانی است.
7- بازی قوت و غذای حماقت است.
8- بسا بازی که به وحشت اندازد آزاده ای را (یعنی او را از انسان رمانده و جدا سازد، پس باید از آن دوری کرد).
9- بدترین چیزی که در آن عمر ضایع شود بازی است.
10- هر که بازی او زیاد شود کم عقل شمرده شود.
11- هر که بازی او بسیار باشد عقلش کم خواهد بود.
12- هر که بر او بازی غلبه نماید جدّ او باطل خواهد شد (یعنی مردم کار جدّی او را هم بازی بحساب آرند).
13- مجلسهای لهو (بازی) ایمان را فاسد می سازد.
14- عقل با بازی جمع نمی شود.
15- رستگار نمی گردد کسی که سر گشته به بازی و شیفته به لهو و طرب باشد.

شب و روز

1- شب و روز دو موجود جدّی هستند در سپری نمودن جمعی که باقی مانده، و محو کردن آثار گذشتگان.
2- براستی که شب و روز تو همه حاجات تو را فرا نمی گیرند، پس آنها را میان عمل و آسایش خود قسمت نما.
3- براستی که شب و روز در تو کار می کنند (یعنی تو را پیر و ناتوان کنند) پس در آنها کار کن و از تو می گیرند، پس از آنها بگیر (یعنی در تمام ساعات کوشا باش و از آن بهره گیر بیهوده عمرت صرف نشود).
4- گردش شب و روز جای پنهان شدن آفتها (و فتنه ها) و داعی پراکندگی (احباء و علاقمندان) است.
5- گردش روزگار خوابی چند، و لذّتهای آن الم و ناراحتی ها، و بخششهایش بیماریها خواهد بود.
6- هر که بر او شب و روز بگذرد او را کهنه نمایند (بنابراین باید هر چه بیشتر و زودتر از عمر استفاده نمود).
7- هر که شب و روز بر او بگذرد او را ادب کرده (غرور و نخوت او را کم می کنند) و کهنه می کنند، و به مرگها او را نزدیک خواهند نمود.
8- براستی کسی که شب و روز شتر سواری او باشد، پس بدرستی که او برده می شود هر چند ایستاده باشد، و قطع مسافت می کند گرچه مقیم قرار گرفته باشد (یعنی باید متوجه بود که عمر بدون اختیار انسان می رود پس نباید غافل شد).

نرمی و نرمخو

1- بسبب نرمی پهلو (یعنی بدخو نبودن و فروتن) دلها و نفوس آرام می گیرند.
2- نرم باش بدون ناتوانی، و سخت باش بدون درشت خوئی.
3- هر که خویش نرم باشد دوستی او لازم یا ثابت خواهد بود.
4- هر که چوب او نرم باشد در هم شود شاخه های او (یعنی نرمخو دوستان و یارانش فراوان باشد).
5- هر که حاشیه و کنار او نرم باشد (و در زندگی خوشخو باشد) پاینده دارد از قوم خود دوستی را (یعنی همه او را همیشه دوست دارند).
6- هر که برای زیر دست خود نرمی بکار نبرد به حاجت خود نرسد.
7- جانب خود را نرم گردان (و با مردم با مهربانی رفتار کن) و برای خدا متواضع باش تا تو را برکشد.
8- جانب خود را نرم گردان زیرا کسی که جانب خود را نرم و هموار سازد از قوم خود دوستی و پاینده دارد.