فهرست کتاب


گفتار امیرالمؤمنین علی (ع) جلد دوّم همراه با ترجمه فارسی هدایة العلم و غررالحکم

سید حسین شیخ الاسلامی

لذّت

1- لذّت بازی می دهد (انسان در لذّت های باطل خیال می کند خبری هست اما وقتی می گذرد می داند که فریبی بیش نبوده است).
2- لذّت، مفسدها هستند.
3- لذّت ها آفتهاست (چون انسان برای آن خود را به مهالک دنیوی و اخروی می اندازد).
4- سر آفت ها شیفتگی به لذّتهاست.
5- بسا لذّتی که در آنست مرگ.
6- کم است کسی که به لذت ها حریص گردد، جز آنکه هلاکت او (در دنیا و آخرت) بوسیله آنست.
7- چه بسیار لذت پست مرتبه ای که منع کند درجات بلندی را.
8- لذت نبرده هیچ کسی از دنیا لذتی را مگر آنکه برای او روز قیامت غصّه ای است (البته از لذّتهای نامشروع و یا اگر مشروع هم باشد در صورتی که مانع رسیدن به نعمتهای اخروی گردد که اگر آن نبود به نعمت اخروی می رسید).
9- در لذّتی که باقی نخواهد ماند (مانند لذّتهای دنیا) خیری نیست.
10- لذّتی در خواهش فانی شونده نیست.
11- لذّت معصیت به عقاب و عذاب آتش وفا نمی کند.
12- شیرینی لذت برابری نمی کند با تلخی آفت ها.
13- لذّت معصیت با رسوائی آخرت و عقوبتهای دردناک برابری نمی کند.
14- خیری نیست در لذّتی که موجب پشیمانی گشته و خواهشی که الم و دردی را از پی آورد.
15- با هر لذّتی زوال آن، و با هر نعمتی انتقال آن، و با هر بلیّه ای گشایش آن را یاد کن، زیرا کاری برای نعمت پاینده تر، و شهوت را نیست کننده تر، و فرحناکی را برنده تر، و بسوی فرج و گشایش نزدیکتر، و به گشودن و کشف اندوه، و دریافتن سزاوارتر می باشد.

زبان

1- زبان معیاری است که عقل آن را چربانده، و نادانی آن را سبک گردانیده است.
2- زبانت را محکم نگهدار، چنانکه طلا و پول خود را محکم نگاه می داری.
3- سرّ خود را از لغزش زبانت نگاهدار، و آن را با نهی کردن یا با عقل و دور اندیشی، و خویشتن داری، و خرد، مهار کن.
4- زبانت را در بندکش و حبس نما پیش از آنکه حبس و بند تو را دراز نموده، و نفست را به هلاکت اندازد، بنابراین هیچ چیز سزاوارتر به طول زندان از زبانی که از راستی و درستی در گذشته، و بسوی جواب شتاب نماید نمی باشد.
5- از زبان بر حذر باشد، زیرا که آن تیری است خطا کار.
6- بر حذر باش از اینکه مرکب خویش را زبان خود در غیبت و بد گوئی برادران خود قرار داده، یا آنکه بگوئی آنچه بر ضرر تو حجت بوده، و در بدی کردن دیگران نسبت به تو علّت گردد.
7- آگاه باشید، براستی که زبان پاره ایست از انسان، پس کمک و مساعدت نکند آن را سخن گفتن هرگاه که آدمی ابا و امتناع نماید (یعنی سخن نگوید)، و مهلت نمی دهد آن را گویائی هر زمان که انسان آمادگی و گنجایش سخن را داشته باشد (یعنی زبان برای انسان آلتی است هرگاه داعی سخن باشد سخن خواهد گفت و هرگاه که نباشد ساکت خواهد ماند).
8- آگاه باشید بر اینکه زبان راستگوئی که خداوند آن را برای مرد در میانه مردم قرار می دهد، بهتر از مالی است که به میراث دهد آن را به کسی که او را ستایش نمی نماید.
9- براستی زبانت آنچه را که آن را عادت داده ای از تو تقاضا می کند (فحش و دشنام باشد همان را خواهد ذکر باشد همان را طلب نماید).
10- زبان مترجم دل است (گویا دل نوعی سخن گوید که مردم آن را بفهمند در فهم آن نیاز به مترجم است که آن زبان می باشد).
11- زبان به صاحب خود بسیار سرکش است.
12- زبان مترجم خرد است (یعنی باید آنچه می گوید سخن عقل باشد).
13- آدمی زیر زبان خود پنهان است (یعنی تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد ).
14- زبان درنده ایست اگر آن را رها کنی مجروح سازد.
15- زبان ترازوی آدمی است.
16- زبانها از آنچه خاطرها می پوشد پرده برمی دارد، (و آنچه از خوب و بد در آن مکنون بوده آشکار می کند).
17- بلای آدمی در زبان اوست (که از راه آن به بلاها دچار خواهد گردید).
18- تیزی و برندگی تیغ پیوندها را بریده، و تیزی و برش زبان اجلها و مدّت عمر را قطع می کند (یعنی گاهی می شود زبان سبب مرگ آدمی می شود).
19- تیزی زبان برنده تر از تیزی تیغ است.
20- چه بسا زبانی که علیه انسان (به حرکت در) آید (بنابراین باید پیش از سخن گفتن خوب تأمل کرد).
21- لغزش زخم کننده تر از رسیدن نیزه است.
22- لغزش زبان سخت تر از زخم سر نیزه است.
23- لغزش زبان سخت ترین هلاک است (زیرا کمتر می توان آن را استدراک نمود).
24- نگهداشتن زبان خواجگی و بزرگی، و رها کردنش هلاکت خواهد بود.
25- زدن زبان (و زخم زبان) اندوهناک کننده تر از زدن نیزه است.
26- زبانت را به نیکوئی سخن عادت ده تا از سرزنش ایمن گردی.
27- کم است که زبان در نشر زشتی یا احسانی عدل کند (و با انصاف رفتار نماید، افراط و تفریطی نداشته باشد).
28- زبانت را راست کن (و بیهوده و گزاف مگو) تا سالم مانی.
29- هر انسانی به جنایت (و گناه) زبان و دستش مؤاخذه خواهد شد.
30- بسا خونی که دهانی آن را ریخته باشد.
31- بسا انسانی که زبان او را به هلاکت رسانیده باشد.
32- زبان نادان پشت سر دل اوست (یعنی عاقل اول تأمّل می کند بعد سخن می گوید ولی دل احمق پشت سر زبان اوست).
33- زبان نادان یا بی عقل کلید مرگ (ظاهری و باطنی) اوست.
34- زبان تو از تو آنچه را که آن را عادت داده ای می خواهد (اگر سخنان زشت و بیهوده باشد آن را خواهد و اگر ذکر و دعا و علم و پند باشد آن را خواهد).
35- حضرت درباره کسی که او را مذمت کرده و فرموده است: زبانش مانند عسل (شیرین است) و لیکن دلش زندانی است برای کینه.
36- زبان نیکوکار به دوام ذکر (خدا) شیفته شده است.
37- زبانت را اگر نگهداری تو را رستگار سازد، و اگر آن را رها کنی تو را (در هلاکت) اندازد و یا تو را هلاک کند.
38- زبانت از تو استدعای آنچه را دارد که آن را عادت داده ای و نفس تو از تو چیزی را خواهد که با آن الفت گرفته ای.
39- هر که زبانش خوش و گوارا باشد برادرانش بسیار گردد.
40- هر که زبانش را حفظ نماید نفس خود را گرامی داشته است.
41- هر که مالک زبانش نشده پشیمان است.
42- هر که زبانش را به زندان کشد از پشیمانی خود ایمن گردد.
43- هر که زبانش را راست گرداند (و کجی در آن تصور نشود) عقل خود را زینت داده است.
44- هر که زبانش را بر خود امیر سازد به مرگ خود حکم نماید.
45- هر که زبانش را نگهدارد از پشیمانی خود ایمن باشد.
46- هر که زبانش را رها کند، تنکی عقلش را ظاهر کرده است.
47- از ایمان است نگهداری زبان (از غیبت و دشنام و دروغ و...).
48- ایمانش را نبسته کسی که زبانش را نگه نداشته است، (ایمان چنین کسی در معرض تلف است چنانکه شتر بسته نشده در معرض تلف خواهد بود).
49- نیست انسان اگر زبان نباشد مگر صورتی کشیده (تمثال) یا جانوری مهمل (که تربیتی نشده باشد).
50- هیچ چیزی جلب کننده تر برای قلب انسان از زبان، و نه فریب دهنده تر از شیطان نیست (بنابراین باید از هر دو بخدا پناه برد زیرا زبان است که چون شیطان دل را می رباید و آدمی را به معصیت می کشاند چنانکه زبان است دلهای سخت را نرم کرده و به قول معروف: زبان خوش مار را از سوراخ بیرون می آورد).
51- زبانت را روان مساز مگر به آنچه برای تو اجر و پاداش آن نوشته شده و انتشار آن را تو نیکو باشد.
52- تیزی زبانت را علیه کسی که تو را گویا کرده (خدا و رسول و امامان؛ بلکه معلم و آموزگار) و بلاغت گفتارت علیه کسی که تو را به راه درست آورده قرار مده (به گونه ای که بی احترامی کرده و یا اعتراض بیجا نمائی بلکه کمال احترام را مراعات نما).
53- لغزشهای زبان مملوک نخواهد شد (و کسی مالک آنها نخواهد گردید).
54- چیزی سودمندتر بر انسان از نگهداری زبان، و بذل احسان نیست.
55- این زبان با صاحب خود بسیار سرکشی کننده است (بنابراین باید بطور کامل آن را کنترل نمود).

مهربانی

1- کسی که تو در گرفتاریش سبب شوی، بر تو واجب است که در علاج گرفتار تلطف نمائی (و با مهربانی بکوشی آن را برطرف سازی).