فهرست کتاب


گفتار امیرالمؤمنین علی (ع) جلد دوّم همراه با ترجمه فارسی هدایة العلم و غررالحکم

سید حسین شیخ الاسلامی

لجوج

1- آدم لجوج برای او رأی و اندیشه ای نخواهد بود (یعنی رأی چنین کسی به صواب نزدیک نمی باشد پس نباید با او مشورت کرد).
2- برای کسی که لجاجت دارد چاره تدبیری نیست.
3- با لجوج در هیچ محفلی جدل مکن (زیرا زیر بار نمی رود و باعث کدورت می شود).
4- هیچ رأیی برای لجوج نیست (زیرا می کوشد کارش را پیش ببرد چه حق باشد و چه باطل).

لجاجت

1- لجاجت سوار خود را برو در می اندازد.
2- لجاجت و ایستادگی بر باطل منتج جنگها شده، و دلها را کینه دار سازد (یا آنها را از خشم افروخته کند).
3- لجاجت و ایستادگی بر باطل بزرگترین (یا بیشترین) چیزهاست از جهت ضرر در دنیا و آخرت.
4- بر تو باد دوری از لجاجت ناپسند، زیرا که آن بر می انگیزاند جنگها را.
5- خصومت و لجاجت میمنت ندارد.
6- لجاجت و ایستادگی (یا دشمنی با مردم) پاشیدن تخم بدی است.
7- لجاجت نفس را عیبناک می سازد.
8- دشمنی و یا ایستادگی سبب بر انگیختن جنگها گردد.
9- لجاجت کند و درمانده کند سوار خود را.
10- لجاجت (و خصوصیات کردن) مبدأ و علامت هلاکت است.
11- لجاجت زیانبار خواهد بود و ضرر را از عقب آورد.
12- لجاجت اندیشه را فاسد می سازد (زیرا می خواهد بر دشمن غالب گردد، و لذا به هر وسیله ای چنگ زده، و اگر زمانی حقی را هم بگوید با عمل خود آن را بی اعتبار می کند).
13- لجاجت چیزی را از پی آورد که برای انسان به سوی آن حاجتی نیست (از اقدامات و تکلفات و مانند آن).
14- ثمره و میوه لجاجت (و دشمنی و یا ایستادگی بر باطل) هلاکت است.
15- سوار لجاجت (یعنی کسی که لجاجت کننده است) متعرض و متصدی بلا خواهد بود.
16- سبب جنگ و قتال لجاجت کردن است.
17- گاهی لجاجت و ایستادگی بر باطل در عقب دارد چیزی را که برای انسان به آن نیازی نیست (مانند زیانهای صوری و معنوی).
18- نیست مرکبی سرکش تر از لجاجت (که به زودی آدمی را به هلاکت می اندازد).

مبالغه در طلب

1- مبالغه در خواستن و طلب، خواننده محرومیت است (البته این عمل نسبت به مخلوق چنین است، اما نسبت به حضرت حق باید آدمی الحاح و ابرام کند، زیرا هر چه مبالغه در طلب شود به استجابت خواهد بود).
2- برای مبالغه در طلب کفایت می کند محرومیت.
3- الحاح زیاد باعث منع (عطاء و یا روا کردن حاجت) می شود.
4- بسیاری ابرام و مبالغه مرد (آدمی) موجب محرومیت او خواهد شد.
5- هر که ابرام در حاجت او بسیار باشد محروم گردد.
6- هر که در سؤال مبالغه نماید محروم شود.
7- هر که در سؤال خود مبالغه نماید الحاح او را بسوی محرومیت خواند.