فهرست کتاب


گفتار امیرالمؤمنین علی (ع) جلد دوّم همراه با ترجمه فارسی هدایة العلم و غررالحکم

سید حسین شیخ الاسلامی

کمال

1- کمال و تمامیت در سه چیز است: شکیبائی بر مصیبتها، و پارسائی در مطلبها، و برآوردن حاجت طلب کننده.
2- کمال و تمامی در دنیا نایاب است.
3- هرگز به کمال دست نیابی تا از نقص (و آنچه سبب آن می گردد) بالا روی.
4- از کمال انسان و بسیاری فضل اوست دریافت در نفس خود (و یا نقصان را جامه ملاصق نفس خویش بحساب آورد یعنی همیشه بفهمد که بجائی نرسیده و ناقص است).

کید و مکرها

1- هر که از مکرها پیش از وقوع آنها احتراز ننماید بعد از رسیدن ناگهانی آنها تأسف خوردن او را سودی ندهد (پس چاره کار را قبل از وقوع باید کرد).

زیرک

1- زیرک، اصل و بنیاد او خردش، و جوانمردی او خویش، و دینداریش حسب اوست.
2- زیرک کسی است که هر روز او بهتر از روز گذشته او باشد، و نکوهش را از نفس در بند کشد.
3- زیرک کسی است که فضائل خود را زنده کرده، و صفات پست خود را با نابود کردن خواهش و هوای خود بمیراند.
4- زیرک کسی است که از غیر خود غافل بوده، و برای نفس خویش بسیار تقاضا کننده باشد.
5- زیرک کسی است که مالک لجام خواهش خود باشد.
6- زیرک کسی است که شرم را پیراهن خود، و بردباری را زره خود نماید.
7- زیرک ترین زیرکها کسی است که دنیای خود را دشمن داشته، و از آن امید و آرزوهای خود را قطع کرده، (و روی طمع و امید خود را از آن بگرداند.
8- براستی که زیرکان کسانیند که با دنیا (و حرص نسبت به آن) دشمنی نموده، و از خرمی و حسن آن چشم پوشیده، و دلهایشان از آن برگردیده، و به سرای باقی شیفته شده اند.
9- براستی که زیرک کسی است که شهوت و خواهشش را جلو گیرنده، و در وقت انتقام و از جا کندن دل جهت حمیت و خشم غلبه کننده کوبنده باشد.
10- زیرک، دوست او حق، و دشمنش باطل خواهد بود.
11- جز این نیست، زیرک کسی است که هرگاه بد کند طلب آمرزش نماید، و چون گناه کرده پشیمان گردد.
12- برای هر زیرکی در هر چیزی پند گرفتنی است.
13- زیرکی ترس از خدای سبحان، و دوری از حرامها، و اصلاح قیامت است.
14- زیرک ترین شما پارساترین شماست.
15- زیرک ترین زیرکی تقواست.
16- عزم و ارده مرد زیرک، و کوشش او، برای اصلاح آخرت و توشه بسیار تحصیل کردن برای آنست.
17- زیرک کسی است که آرزوهایش را کوتاه کند و یا امیدهای او کوتاه باشد.
18- زیرک کسی است که نفس خود را شناخته، و عملهای خود را خالص گرداند.
19- برای زیرکی مرد (آدمی) کفایت می نماید اینکه عیوب خود را بداند.
20- برای زیرکی مرد (آدمی) کفایت می کند که در حاجتهای خود میانه روی کرده، و در مطلبهای خویش اجمال بکار برد (یعنی اعتدال را مراعات کند).
21- برای زیرکی مرد کفایت می کند که بر خواهش غلبه کرده و مالک خرد باشد.
22- در زیرکی مرد (آدمی) کفایت می کند آنکه بر عیوب خود واقف شده و در مطلبهای خویش میانه روی کند.