فهرست کتاب


گفتار امیرالمؤمنین علی (ع) جلد دوّم همراه با ترجمه فارسی هدایة العلم و غررالحکم

سید حسین شیخ الاسلامی

گفتار

1- سخن گفتن میان دو خوی بد است: که آنها پرگوئی، و کم گوئی است، پس پرگوئی بیهوده گوئی است، و کم گوئی عاجز بودن و در مانده شدن است. (بلکه باید گفتن روی میزان باشد).
2- پرگوئی حکیم را لرزانده، و بردبار را ملول می سازد، پس بسیار مگو که دلگیر کنی، و کوتاهی منما پس خوار شوی (رعایت حد وسط لازم است).
3- سخن در بند تست تا نگفته باشی آن را، پس هرگاه که به سخن درآمدی تو دربند آنی (پس تا ممکن است نباید سخن گفت که از عهده آن برآمدن بسی مشکل است).
4- سخن همچون دواء است اندکش سودمند، و بسیارش کشنده است.
5- سخن را کم کن، تا از سرزنش ایمن گردی.
6- کم کن سخن خود را، تا از سرزنش ایمن باشی.
7- بر تو باد به دوری از سخنان زشت و مستهجن، زیرا که آن دلها را از خشم می افروزد یا به کینه می آورد آنها را.
8- بر تو باد به دوری از بسیاری کلام و زیاد حرف زدن، زیرا که آن لغزش را زیاد کرده، و ملامت را بجا می گذارد.
9- دوری نما از زیادتی های کلام، زیرا که آن را عیوب تو ظاهر می کند آنچه را که پنهان باشد، و بر علیه تو از دشمنانی که آرمیده است تحریک می نماید (یعنی دشمن آرام بسبب زیادی کلام علیه تو بسیج شده زیانها ببار آوردند).
10- بر حذر باش از سخنی که مستهجن و زشت باشد، زیرا که افراد پست مرتبه را دور تو جمع کرده، و یا نگه می دارد، و مردم گرانمایه و بلند مرتبه را از تو می رماند.
11- از سخن گفتن در آنچه راه آن را نشناخته، حقیقت آن را ندانی دوری نما، زیرا که گفتارت راهنمای عقل تو، و عبارتت خبرگذار معرفت تو می باشد، پس از درازی زبانت در آنچه که از آن ایمنی نگهدار (و در بیش از آنچه که از آن خاطرجمعی حرف مزن)، و از سخنت آنچه را که آن را نیکو دانی اختصار کن، که چنین کاری برای تو زیباتر، و بر فضل و برتری تو رهنماتر است.
12- سود نمی دهد گفتاری به غیر عمل.
13- راست ترین گفتار آنست که مطابق با حق باشد (کم و زیادی در آن نباشد).
14- بهترین گفتار آنست که آنرا کردار تصدیق کند (یعنی به آن عمل شود نه گفتن باشد اما عمل نباشد).
15- شبیه ترین مردم به پیمران الهی حق گوترین آنها، و شکیباترین آنهاست بر عمل نسبت به آن.
16- نزدیکترین بندگان به خدای تعالی حق گوینده ترین آنهاست هر چند که علیه او بوده، و عمل کننده آنهاست بحق گرچه در آن ناخوشی او باشد.
17- زشت تر از ناتوانی از گفتار زیاده از قدر حاجت حرف زدن است.
18- درست ترین انداختن تیر سخن درست است.
19- بهترین سخن آنست که آن را نیکوئی نظام (یعنی حسن تألیف و ترکیب) زینت بخشنده، و آن را باسواد و بی سواد بفهمد (یعنی مغلق و پیچیده نباشد).
20- رساترین بلاغت آنست که گذر کردن آن در معنای درست آسان بوده، و موجز آوردن آن نیکو باشد (یعنی با اینکه مختصر است فهم آن هم آسان باشد).
21- شریفترین گفتارها سخن راست است.
22- بهترین سخن آنست که گوشها آن را از دهن نریخته، و به تعب و زحمت نیندازد فهم آن اذهان و یا فهم ها را (یعنی سخن باید طوری باشد که قابل هضم بوده فهمش آسان باشد).
23- براستی که از جمله عبادت است نرمی سخن، و پراکنده کردن و یا آشکار ساختن سلام.
24- براستی که افزونی گفتار بر کردار هر آینه قباحت و زشتی است، و در حقیقت برتری کردار بر گفتار هر آینه زیبائی و زینت است.
25- طریقه لئیمان زشتی کلام است (پیوسته به دیگران سخن زشت گویند).
26- شنونده سخن زشت شریک گوینده است (مگر آنکه از آن نهی نماید).
27- بدی گفتار و بدزبانی ارزش و مروّت را عیبناک سازد.
28- بدی گفتار قدر و بهاء را عیبناک ساخته، و برادری را فاسد می نماید.
29- بدترین گفتار آنست که بعض آن بعض دیگر را نقص کند (یعنی یک روز حرفی بزند و روز دیگر بر خلاف آن گوید).
30- بدترین حکایتها و نقلها (یا بدترین خوابها) آنست که دروغ آن بیشتر باشد.
31- عجب دارم از کسی که به چیزی سخن گوید که در دنیایش او را سودی نبخشیده و مزد آن در آخرت برایش نوشته نشود.
32- واگذار سخن گفتن را در آنچه نمی دانی، و خطاب را در آنچه به آن تکلیف نشده ای، و باز ایست از راهی که از گمراهی آن بترسی.
33- بسا سخنی که بسیار زخم کننده است (یعنی دل را مجروح سازد، جراحات السّنان لها التیام و لایلتام ما جرح اللّسان برای جراحتهای سرنیزه و شمشیر التیام و خوب شدنی است و لکن آنچه را که زبان مجروح سازد خوب شدنی نیست).
34- بسا سخنی که مانند شمشیر برنده است.
35- بسا کلمه ای که نعمتی را برباید (بنابراین باید اول فکر کرد).
36- بسا حرفی که مرگی را بکشاند (یعنی سبب قتل انسانی گردد).
37- بسا گفتاری که برانگیزد آن را سخنی (پس باید در سخن خوب تأمل کرد).
38- بسا فتنه ای که برانگیزد آن را سخنی (پس باید در سخن خوب تأمل کرد).
39- بسا سختی که پاسخ آن سکوت است (چون قابلیت ندارد).
40- بسا سخنی که خاموشی از آن نیکوتر است.
41- بسا بودن مالی و یا برپا شدن جنگی از یک سخنی چیده شود (یعنی ثمره آن باشد، پس باید آدمی در گفتارش خوب فکر کند).
42- بسا سخنی که از تیرها شکافنده تر باشد.
43- فکر کن آنگاه سخن بگو تا از لغزش سالم مانی.
44- گاهی سخن گفتن ضرر می زند.
45- کمی سخن گفتن عیبها را پوشانیده، و گناهان را کم خواهد نمود.
46- کمی سخن عیب را پوشانده، و از لغزش ایمن می سازد.
47- کم کن سخن گفتن را، و امیدها را کوتاه نما.
48- بسا جنگی که از یک لفظی چیده شود.
49- بسا یک کلمه ای که نعمتی را برباید (یعنی آن را از بین ببرد).
50- زیادی سخن گفتن، شنودن (و شنونده) را ملول و افسرده می سازد).
51- بسیاری سخن برادران را ملول می سازد.
52- سخن بسیار حواشی و اطراف آن را پهن کرده، و معانی آن را کم نموده، از برای آن نهایتی دیده نشده، واحدی به آن سودمند نمی گردد.
53- برای هر گفتاری پاسخی است.
54- هر که کم بگوید گناهانش کم گردد (زیرا اکثر معاصی بوسیله زبان انجام می گیرد).
55- هر که سخنش کم باشد عیب او باطل شود (یعنی ظاهر نگردد).
56- هر که آنچه را که سزاوار نباشد بگوید آنچه را که نخواهد (که از آن کراهت داشته باشد) بشنود.
57- هر که گفتارش را درست کند از بسیاری افزونی مرتبه خود برهان آورده است.
58- هر که سخنش نیکو باشد پیروزی جلو روی اوست.
59- هر که سخنش بد باشد سرزنش او بسیار باشد.
60- هر که با گفتارش شرم و حیاء همراه باشد فساد یا هلاکت از کردارش جدا شود (یعنی کاری نمی کند که سبب هلاکت او گردد).
61- هر که سخنش بسیار باشد سخنان پوچ و بیهوده او بسیار باشد، و کسی که بازیش بسیار گردد کمی عقل او فراوان خواهد بود.
62- هر که گفتار را نیکو ننماید و یا تحمل سخنان زشت را نکند سخن زیبا و یا مدح و ثنائی را نشنود.
63- هر که سخنش بد باشد بهره و نصیب او بد خواهد بود.
64- محل کاشتن سخن دل بوده، و مرکز امانت سپردن آن فکر (که آدمی درباره صحت و سقم آن بررسی نماید)، و تقویت کننده آن عقل، و آشکار کننده آن زبان، و جسم آن حروف، و روح آن معنی، و زیور آن اعراب، و نظام آن (و رشته و نخی که آن را نگه می دارد) درستی خواهد بود.
65- مگو آنچه را که جواب آن تو را بد آید (که از آن ناراحت شوی).
66- سخن مگو به چیزی که ترس تکذیب آن را داری (بلکه حرفی بزن که مردم آن را بپذیرند).
67- به هر چه می دانی سخن مگو که چنین کاری برای نادانی کفایت می نماید.
68- (در پذیرفتن و در ردّ و قبول و در اهمیت و بی ارزشی) بسوی کسی که می گوید نظر مکن، و به چیزی که می گوید نظر کن.
69- نگو چیزی را که گناهت را سنگین کند.
70- سخن مگوئید در آنچه نمی دانید (و درباره آن شناسائی ندارید) زیرا بیشتر حق در چیزیست که نمی شناسید (بنابراین بمجرد شنیدن چیزی نباید آن را انکار کرد).
71- به هر چه می شنوی مردم را خبر مده پس چنین کاری برای حماقت یا کم عقلی کفایت می کند.
72- هر چه مردم به تو خبر دادند (و تو از آنان شنیدی) رد مکن که چنین کاری برای حماقت کفایت می کند.
73- هرگز مگو چیزی را که موافق خواهش تو باشد هر چند آن را از روی بازی گفته و یا آن را لغو (و باطلی) گمان کنی چه بسیار بازی که آزاده ای را از تو رم داده، و لغو و باطلی که بر ضرر تو شری را بکشاند.
74- هرگاه برای سخن جایگاهی نیابی (و مثل جائی که خریدار نداشته باشد) هرگز سخن مگو (که جز رسوائی و سبکی نتیجه بخش نخواهد شد).
75- هرگز سخن مگو مگر صاحب انصافی را، و ارشاد و راهنائی مفرما مگر طلب کننده راه راست را.
76- بسیار مگو پس ملول گردانی، و افراط منما (که هیچ حرف نزنی) پس سقوط کنی.
77- چیزی را که انجام نمی دهی هرگز مگو، زیرا که تو در این حال خالی نیستی از عجز و ناتوانی که لازم باشد تو را و از مذمت و سرزنشی که آن را کسب نمائی.
78- چیزی که نمی دانی نگو، زیرا خدای سبحان در حقیقت بر هر یک از اندامهای تو واجباتی را فرض نموده که بوسیله آنها بر تو احتجاج نماید. (و از جمله فرائض حفظ زبان است).
79- هرگز تو را بد نیاید (و ناراحت نشوی از) چیزی که مردم در (بدی و مذمت) تو گویند، زیرا اگر چنانکه می گویند باشد (و واقعیت داشته باشد و تو کردی) گناهی است که عقوبت آن تعجیل شده و جلو افتاده، و اگر بر خلاف آن چیزیست که می گویند (و در تو نیست) حسنه ای است که نکردی آن را.
80- در ایراد سخن مانند جمع کننده هیزم در شب، و کف و آشغال روی سیل مباش (برای اینکه تر و خشک و خوب و بد را با خود آورند، تو هم رطب و یابس بهم مباف بلکه در گفتارت دقت نما).
81- آنچه را که نمی دانی مگو، پس در خبر دادنت به آنچه می دانی متهم شوی.
82- از بدی در کردار خود پرهیز نکند مگر کسی که (از بدی) در گفتار خود پرهیز نماید.
83- نیکوئی گفتار تمام نشود مگر به نیکوئی عمل و کردار.
84- لفظها قالبهای معانیند (یعنی باید در بکار بردن لفظ دقت کرد).
85- بیان مرد از قوت دل او خبر می دهد (یعنی از سخن انسان می تواند قوت و ضعف قلب طرف را بفهمد، و لذا کسانی که ترسو می باشند به کنایه و یا خیلی آهسته صحبت می کنند).
86- سخن بگوئید تا شناخته شوید زیرا که آدمی در زیر زبانش مخفی است (یعنی:
تا مرد سخن نگفته باشد - عیب و هنرش نهفته باشد
دیگری گفته:
چو در بسته باشد چه داند کسی - که گوهر فروش است یا پیله ور)
87- گفتار نیکو و خوب حرف زدن نشانه بسیاری عقل است.
88- (در کتاب شریف نهج البلاغه این عبارت را در ضمن وصیت به حضرت امام حسن - علیه السلام - و تلافیک ما فرط من صمتک أیسر من ادراکک مافات من منطقک فرموده) نگهداشتن چیزی که در طرف است (مانند انبان و خیک و امثال آن) به بستن ریسمان سر آنست (یعنی هر اندازه محکمتر بسته شود و در آن احتیاط و دوراندیشی ملاحظه شود آنچه در طرف است محفوظتر خواهد ماند، و این عبارت از ضرب المثلهایی است که در مجمع المثال هم به آن اشاره شده است).
89- ایستادگی در گفتار (و سخن نگفتن مگر بعد از تفکر) از برو در افتادن، و لغزیدن ایمن می گرداند.
90- گفتن حق بهتر از عاجز بودن و خاموشی است، (ولی اگر حق گفته نشود ناتوانی و خاموشی بهتر خواهد بود).
91- اگر سلامت نفس، و پوشاندن عیبهای خود را دوست داری پس سخن خود را کم، و خاموشی خویش را بسیار کن، تا فکر و اندیشه ات بسیار، و دلت روشن، و مردم از دست تو سالم مانند.
92- من بر ردّ آنچه نگفته ام تواناترم از خود، تا ردّ آنچه گفته ام (یعنی چیزی که انسان نگفته راحت است، چسبی به آن زده نمی شود، به خلاف آنچه انسان بگوید که از عقده آن بر آمدن بسیار مشکل است، پس نباید انسان تا ممکن است مطلبی را بگوید که گرفتار شود).
93- براستی که شما به گفتارتان مؤاخذه خواهید شد، پس نگوئید مگر خوبی را.
94- آفت نقل کردن دروغ حکایت کردن است.
95- آفت خبر دادن و صحبت کردن دروغ گفتن است.
96- آفت سخن طول دادن آنست.
97- هرگاه سخن گوئی پس راست بگو.
98- هرگاه خبر دهی پس راست بگو.
99- هرگاه سخن گفتن کم شد درست گفتن بسیار شود (زیرا همراه با فکر و اندیشه خواهد بود).
100- به آنچه گوئی شادمان باش، هرگاه از خطا خالی باشد.
101- گفتار را کم کن، و امیدها را کوتاه بنما، و مگو آنچه را که برای تو گناهی را کسب کند، یا از تو آزاده ای را برماند.
102- از هر گفتار و کرداری که به تباهی آخرت و دین می کشاند دوری نما.
103- بهترین گفتار قول راست و درست است.
104- نیکو گفتار، نیکو رفتار باش، زیرا که گفتار مرد (آدمی) دلیل فضیلت او، و کردارش نشانه عقلش خواهد بود.
105- سخن مرد (آدمی) میزان عقل اوست.
106- سخن تو علیه تو محفوظ، در نامه عملت بایگانی شده است، پس آن را در آنچه تو را (به خدای بزرگ) نزدیک گرداند قرار ده، و از این جهت دوری نما در آنچه تو را به هلاکت اندازد.
107- هرگاه عقلها کم شد زیاده گوئیها و سخنهای بیهوده فراوان خواهد گردید.
108- هرگاه گفتار را نیکو نمائی عمل را نیز نیکو نما، تا بدین وسیله میان مزیت زبان و فضیلت احسان جمع کرده باشی.
109- هرگاه کلام گوینده موافق قصد او باشد (یعنی حقیقت داشته و صاف و بی غش بوده و خود به آن عامل است) شنونده آن را خواهد پذیرفت، و چون مخالفت نیت او بوده جایگاه آن از دل شنونده نیکو نخواهد بود (یعنی کلام جایگاه ندارد، دل آن را نخواهد پذیرفت).
110- به میانه روی در گفتار (که نه زیاد سخن گفته شود نه کم و یا با عدالت در سخن که حق کشی در آن نشود) بزرگی ثابت می شود.
111- هر که بسیار سخن گوید مردم از او ملول شوند.
112- هرگاه تو بر سخن گفتن مغلوب شوی (یعنی نتوانی از راه بحث بر دیگری غالب شوی) پس دوری کن از اینکه بر سکوت مغلوب شوی یعنی در چنین مواضعی سخن نگو، و سکوت را برگزین، و سکوت دیگران بر سکوت تو غالب نشود.
113- عجب دارم از کسی که سخن گوید در چیزی که اگر از او نقل شود او را زیان رساند، و اگر از او حکایت نگردد او را سودی نبخشد.
114- برای هر مقامی سخن گفتنی است (یعنی هر سخنی را نباید هر جا گفت).
115- برای سخن گفتن آفتهائی است (پس باید با فکر سخن گفت).
116- هرگز گفتاری سود ندهد تا بکردار بپیوندد.
117- هر که بسیار گوید یا عمل بسیاری انجام دهد ملول شود (یا دیگران از او خسته گردند).
118- هر که سخنش نرم باشد دوستی او ثابت گردد (و یا دوستی او بر مردم واجب خواهد بود).
119- هر که سخن گفتنش بسیار باشد افتادن (و خطا و لغزشش) بسیار گردد، (یا حرفهای پوچ و بی معنی او بسیار باشد).
120- هر که تفقد سخن خود کند (یعنی جستجوی حق و باطل آن) اشتباه او کم گردد.
121- هر که گفتارش بسیار باشد نمی شود که خطا نکند.
122- هر که بداند که به گفتارش مؤاخذه می شود پس باید سخن گفتن خود را کوتاه سازد (آری در قرآن دارد: ما یلفظ من قول الّا لدیه رقیب عتید ق / 18، هیچ سخنی را انسان نگوید جز آنکه در نزد آنست فرشته رقیب و عتید که آن را ضبط می کنند).
123- بدترین گفتار هرزه گوئی است.
124- بسیار گفتن ناراحت کننده دیگران است.
125- تأمل و تفکر در گفتار (آدمی را) از لغزش ایمن می سازد.
126- بهترین سخن آنست که مملّ نبوده (خستگی نیاورد) و کم نباشد (و یا کم شمرده نشود) بطوری که به اداء مقصود وفا ننماید.
127- بهترین سخن آنست که راست باشد.
128- سخن گفتن را در آنچه تو را مهم نباشد (یعنی بحالت نفعی نداشته باشد) واگذار، بسا کلمه ای که نعمتی را از انسان گرفته، و لفظی که سبب ریختن خونی شود (بنابراین باید زبان را لجام کرد).

استقامت

1- پایداری و بر راه راست ایستادن سلامتی است (از تمام مهالک).
2- هیچ راهی بلند مرتبه تر از استقامت و راستی (در گفتار و در کردار) نیست.
3- نیست طریقه ای سالم تر از استقامت و راستی.
4- چگونه مستقیم می شود (دل و یا اعمال و طاعات و عبادات) کسی که دین او مستقیم نباشد؟!
5- هر که ملازم استقامت باشد (و از راه راست جدا نشود) سلامت را از دست ندهد.

بپا داشتن امر خدا

1- فرمان خدای سبحان را برپا ندارد مگر کسی که (در امور دینی) سستی ننماید و مکر نکند، و طمعها او را فریب ندهد.