فهرست کتاب


گفتار امیرالمؤمنین علی (ع) جلد دوّم همراه با ترجمه فارسی هدایة العلم و غررالحکم

سید حسین شیخ الاسلامی

قنوت

1- طولانی کردن قنوت و سجود آدمی را از عذاب آتش رستگار می سازد.

ناامیدی

1- من عجب دارم از کسی که نومید می شود در صورتی که با اوست رستگاری که همان استغفار خواهد بود.
2- نومیدی (از درگاه خدا و رحمت او) صاحب خود را کشته است.
3- هر نومیدی شونده ای (از رحمت خدا) مأیوس است.

قناعت و قناعتگر

1- قناعت کننده از آفتهای طمعها رستگار است.
2- قانع باش تا عزّت یابی.
3- به آنچه داده می شوی، قانع باش تا کفایت شده باشی.
4- به اندکی از دنیایتان برای سلامتی خود قناعت نمائید، زیرا که مؤمن او را اندک قوتی از دنیا قانع می سازد.
5- بی نیازترین مردم کسی است که قناعت کند.
6- بنده آزاد است مادامی که قناعت کند، و آزاد بنده است هنگامی که طمع کار باشد.
7- قناعت نشانه یا مددکار پریشانی است.
8- قناعت پاینده ترین عزّت است.
9- بی رنج از مردم، شخص قانع خواهد بود.
10- قناعت نشانه پرهیزکاران است.
11- قناعت گواراترین زندگانی است.
12- قناعت عزت و توانگری است (یعنی سبب آن خواهد گردید).
13- قناعت شمشیری است که کند نمی شود (یعنی همه آرزوها و رنج ها را قطع خواهد کرد، چنانکه شمشیر چیزی را می برد).
14- قناعت رأس توانگری است (یعنی سرمایه آن خواهد بود).
15- قناعت (آدمی را) بسوی عزت می کشاند.
16- قناعت و فرمانبرداری حضرت حق موجب توانگری و عزّت خواهند بود.
17- قناعت پارسائی است (چون دیگر به دنبال حرام نرود و به اندک اکتفا کند).
18- قناعت نعمتی است (چون انسان از تعب و رنج ها راحت خواهد بود).
19- قناعت عزّت است (زیرا وقتی چشم پوشی از مردم شود آدمی عزیز و محترم خواهد بود).
20- قناعتگر توانگر است هر چند گرسنه و عریان باشد (زیرا تهیدستی که شکیباست خود را غنی جلوه می دهد و دست گدائی بسوی کسی دراز نمی کند).
21- هیچ قناعتی با غلبه حرص نیست.
22- اگر قناعت کنی عزیز خواهی شد.
23- براستی که شما به قناعت به رزق کم محتاج ترید، تا کسب کردن حرص در طلب (چون زحمت را بر می دارد، و حرص زحمت آور است).
24- براستی که شما اگر قناعت کنید، توانگری را جمع کرده، و بر شما بار زندگی دنیا سبک گردد.
25- هرگاه محروم از روزی باشی پس قناعت کن.
26- هرگاه طالب توانگری باشی پس آن را بوسیله قناعت بدست آور.
27- بوسیله قناعت عزّت و ارجمندی بدست آید.
28- ثمره و میوه قناعت توانگری است.
29- ثمره و میوه قناعت اعتدال در کسب (که در آن افراط و تفریط نباشد) و ناخوش داشتن طلب و سؤال از مردم است.
30- ثمره قناعت عزّت (نزد خدا و خلق) است.
31- نیکوئی قناعت از پاکدامنی است.
32- از قناعت تو را بس بوده که به آنچه خداوند سبحان قسمت تو نموده است بی نیاز گردی، و به آن اکتفا نمائی.
33- حفظ کردن آنچه در دست داری برای تو از طلب کردن آنچه در دست غیر تست بهتر خواهد بود (یعنی قناعت را پیشه خود ساز تا محتاج دیگران نشوی).
34- خوشا بحال کسی که خوشنودی به قسمت و نصیب را پیراهن خود کرده و از اسراف دوری گزیند.
35- خوشا بحال کسی که از عقاب آخرت بلکه دنیا ترسیده، و برای روز حساب عمل نموده، و با پاکدامنی همراه گشته، و به کفاف (روزی به اندازه که محتاج به دیگری نباشد) قانع شده، و از خدای سبحان خوشنود باشد.
36- بر تو باد بخشنود بودن به نصیب و قسمت، زیرا که هیچ چیزی بیچارگی را دفع کننده تر از آن نیست.
37- به اندازه پارسائی و پاکدامنی قناعت می باشد.
38- در قناعت توانگری است.
39- در حقیقت عزیز و گرامی شد کسی که قناعت کرده است.
40- با راضی شدن به نصیب توانگری همراه است.
41- هر قناعت کننده ای پارساست.
42- برای قناعت کفایت می کند پادشاهی (یا مالک بودن).
43- قناعت کننده باش تا توانگر گردی.
44- هرگز قناعت دریافت نشود (و بدست نیاید) تا آنکه حرص نایاب گردد.
45- به قناعت زیور نیافته کسی که به اندک آنچه یافته اکتفا نکرده باشد.
46- کسی که قناعت نماید توانگر گردد (هم از نظر مادی و هم از نظر معنوی که توانگر حقیقی آنست که محتاج مردم نباشد).
47- کسی که قناعت کرد سیر گردد.
48- کسی که خود را به قناعت وا دارد قانع شود.
49- هر که قناعت کند غمناک نگردد.
50- هر که قناعت کند عبادتش نیکو گردد.
51- هر که قناعت کند طمعش کم باشد.
52- هر که به قسمت خدا قناعت کند بی نیاز گردد.
53- هر که به آنچه برای او مقدر شده قناعت ننماید رنج برد.
54- هر که نیابد قناعت را (یعنی قناعت نکند) مال او را توانگر نخواهد ساخت.
55- هر که از او قنات تجاوز کند مال او را توانگر نسازد (بنظر می رسد این روایت همان روایت قبلی است لفظ عدم به عدته تبدیل گشته است).
56- هر که به روزی خدا قناعت کند از خلق بی نیاز گردد.
57- هر که قناعت به او بخشیده شود قناعت او را (از نیازمندیها و ریختن آبرو) حفظ کند.
58- هر که نفس او قانع باشد، در حالی که محتاج است عزیز خواهد بود.
59- هر که قناعت کند از خواری طلب (از مردم) کفایت شود.
60- هر که ملازم قناعت باشد (و از آن جدا نشود) فقر و بیچارگی آن زائل گردد.
61- هر که در نعمت آخرت راغب باشد به اندک دنیا قانع خواهد بود.
62- هر که به قسمت و نصیب الهی قانع باشد از خلق بی نیاز خواهد گردید.
63- هر که به اندک (از دنیا) اکتفا نماید از بسیار بی نیاز خواهد گردید.
64- از گرامی ترین خصلت است زیور یافتن به قناعت.
65- از بلندی همت است ملازم بودن قناعت (و از آن جدا نشدن).
66- چه نیکوست که انسان به اندک قناعت کرده، و به بسیار بخشش نماید.
67- خوب بهره ایست قناعت کردن.
68- خوب خصلت و خوئی است قناعت.
69- به عزت رسیده کسی که قناعت روزی او شده است.
70- هیچ گنجی مانند قناعت نیست.
71- قناعت افزونترین دو توانگری است (یکی توانگری بسبب مال و دیگر بوسیله قناعت).
72- قناعت بالاترین دو پاکدامنی است (پاکدامنی از حرام و پاکدامنی از اسراف و طمع).
73- آگاه باش، براستی که قناعت، و غلبه کردن بر شهوت از بزرگترین پارسائی است.
74- یاری کننده تر چیز بر اصلاح نفس قناعت کردن است.
75- براستی که در قناعت هر آینه توانگری است.
76- قناعت توانگر می سازد.
77- هر قناعت کننده ای توانگر است.
78- هر که رضایت او به بهره و نصیب بسیار باشد، فروتنیش (در برابر مردم) کم خواهد بود.
79- هر که قناعت کند، عزیز و بی نیاز گردد.
80- نیست عزیزتر از قناعت کننده.
81- خوشنود بودن به نصیب و قسمت دلیل رضا و خوشنودی به تقدیر الهی است.
82- عزّت خوشنودی به نصیب بهتر از خواری خضوع است (در برابر مردم).
83- هیچ توانگری مانند خوشنودی به بهره نیست.