فهرست کتاب


گفتار امیرالمؤمنین علی (ع) جلد دوّم همراه با ترجمه فارسی هدایة العلم و غررالحکم

سید حسین شیخ الاسلامی

تقصیر و تقصیر کار

1- زبان مقصّر (و تفصیر کار) کوتاه است (ولی کسی که از گناه بری است با کمال قدرت سخن می گوید).
2- کسی که تقصیر کند (و در کارها کوتاهی نماید) عیبناک شود (و یا عیبناک گرداند).
3- هر که در روزگار امید و آرزویش (یعنی در ایام زندگانی) پیش از رسیدن اجل کوتاهی کند (و به عمل نپردازد) علی التحقیق عمر خود را عیبناک ساخته (و آن را ضایع و باطل کرده) و به او مرگش ضرر رساند (که دیگر نمی تواند تلافی کند).

قصاص و حدود

1- شمشیر شکافنده، و دین بهم آورنده است، پس دین به نیکی امر می کند، و شمشیر از بدی نهی می نماید، خدای تعالی فرموده: برای شماست در قصاص حیات و زندگی. (از این روایات بطور کامل استفاده می شود که حیات اجتماع وابسته به دو چیز است: فتق و رتق، و اگر یکی از آنها نباشد اجتماع مختل است).
2-(از فرازهای حکمت / 244 نهج البلاغه است) و قصاص را (واجب کرده) بجهت حفظ خونها (تا هر بی سر و پائی تعدی و تجاوز نکند) و اقامه حدود را (لازم نموده) بجهت بزرگ داشتن حرامها (که بدانند آن گناهان بزرگ بوده از آنها اجتناب نمایند).

قضا و قدر

1- سخت ترین مردم از نظر عذاب در روز قیامت کسی است که قضا و تقدیر الهی را خشمناک باشد.
2- براستی که خدای سبحان کارها را بر آنچه مقدر می کند جاری می سازد، نه بر آنچه تو از آن خوشنود می باشی (پس باید راضی به قضای او بود).
3- (در نهج البلاغه چنین دارد اعملو علما یقینیاً با علم الیقین بدانید) که خداوند متعال برای بنده قرار نداده، هر چند چاره اش سخت و طلب او بزرگ باشد، یا هر چند چاره اش بزرگ و طلبش سخت و مکر او محکم باشد بیش از آنچه در ذکر حکیم (علم الهی یا لوح محفوظ یا قرآن) نامیده و تقدیر شده، و میان بنده در ناتوانیش و کمی چاره اش مانع نشده اینکه برسد نزد آنچه یا بکمتر از آنچه برای او در ذکر حکیم نامیده و مقدر گشته است، و براستی که عارف به چنین عقیده، عمل کننده به آن، بزرگترین مردم است در منفعت از نظر راحتی، و ترک کننده آن شک کننده در آن بزرگترین مردم است در زیان از نظر گرفتاری. (در نهج البلاغه دو سطر دیگر بدنبال آن ذکر شده مراجعه شود حکمت / 265 و رب منعم علیه مستدرج بالنعمی و رب مبتلی مصنوع له بالبلوی، فزد ایها المستمع فی شکرک، و قصر من عجلتک، وقف عند منتهی رزقک ).
4- تقدیرهای الهی برخلاف تقدیر و تدبیر مخلوق جاری می شود.
5- تقدیر الهی (بر حذر یا) بر حذر کننده غلبه خواهد نمود (یعنی اگر از سوی پروردگار امری حتمی باشد هر چه بشر دوری کند و احتیاط نماید به اندازه پشیزی اثر بخش نخواهد بود، آری گاهی امر خدا تعلق گرفته به معلّق، به این معنی که اگر مثلاً صدقه دهد یا صله رحم نماید، یا ترک فلان سفر کند، و امثال آن خداوند اجل او را نرسانده، و یا بلائی نصیب او نخواهد نمود، ولی اگر آن عمل ها را انجام ندهد به او خواهد رسید).
6- بر قضا و تقدیر الهی تکیه زدن و اعتماد نمودن راحت بخش تر است.
7- تقدیرات الهی با توانائی و غلبه و تسلط زیاد دفع نمی شود (یعنی همه انسانها از ضعیف و قوی در مقابل تقدیرات حضرت حق مساویند).
8- آفت مجدد و بزرگی حکم و پیش آمدهای الهی است (یعنی وقتی تقدیر خدائی پیش آمد شخص بزرگ نتواند آثار بزرگی را مانند بخشش بکار برد).
9- هرگاه تقدیر حق تعالی فرود آید دوری کردن و چاره باطل خواهد گردید (یعنی مؤثر نخواهد شد و قدر کار خود را خواهد کرد).
10- هرگاه تقدیرات الهی فرود آید چاره و تدبیرها باطل گردد.
11- هرگاه تقدیر خدا قابل رد نیست، پس حراست و حفاظت باطل است.
12- خداوند برای هر چیزی اندازه ای مقرر فرموده، و برای هر اندازه ای مدتی را قرار داده است (که از آن تخلّفی نخواهد شد).
13- در تغییرات قضاء (و قدر الهی) برای صاحبان خردها و عقلها عبرت و پندی است.
14- (در صفات خدا فرموده) قضائی است محکم، و عملی است استوار (یعنی در علم و تقدیرش نمی توان تشکیک نمود).
15- هر چیزی در آن چاره ایست مگر قضا (و قدر الهی).
16- چگونه به قضاء (و قدر خدا) خوشنود می شود کسی که یقینش راست نباشد؟!
17- هر که بر تقدیرات (الهی) غلبه کند تقدیرات بر او غالب آیند (شاید مراد این باشد که با جدّیت و کوشش در کاری نمی توان بر تقدیرات غالب شد همیشه تقدیر الهی غالب خواهد گردید).
18- هر که به قضاء و قدر الهی یقین کند از آنچه به او فرود آید پروا ننماید (زیرا می داند حکمت و مصلحت الهی چنان اقتضا کرده است).
19- هر که به قضا و قدر خوشنود باشد حذر و بیم بر او مشکل نباشد.
20- محنت و رنجهای قضاء و قدر بر دوری و اندیشه پیشی خواهد گرفت (یعنی تلاش فائده ندارد).
21- خوب دور کننده اندوه است اعتماد بر قدر (و خشنودی به تقدیر الهی).
22- فرود آمدن قدر (و قضای الهی) بر حذر و دوری پیشی می گیرد (یعنی هر کاری و هر تدبیری انجام گیرد سودبخش نخواهد بود).
23- فرود آمدن قدر بینائی را کور می گرداند (و تدبیر و احتیاط سودی نبخشد).
24- قضاء و قدر به اندازه بر خلاف اختیار و تدبیر جاری خواهد گردید (هر چند آدمی بکوشد غیر آن نخواهد شد).
25- بدترین کارها راضی نبودن و خشمناک بودن به قضاء و تقدیر الهی است.
26- و آن بزرگوار از قدر (و تقدیر الهی) پرسیده شد؟ فرمود: راهی است تاریک، پس به آن راه نروید، و دریائی است شگرف، پس داخل آن مشوید، و سرّ خدای سبحانه است، زحمت آن را بر خود هموار نسازید. (آری فهمیدن آن از مشکلات و بحث درباره آن از معضلات لذا ما در اینجا متعرض بحث آن نشده و گفتگو درباره آن را بجای مناسب دیگر می گذاریم و امثال صدوق و مفید - قدس سرّهما - و حکماء در معرفی آن بزحمت افتاده اند که باید به نوشتار آنان مراجعه کرد).
27- تقدیر الهی بر احتیاط غلبه می کند (یعنی هیچ امری بر تقدیر الهی غلبه نمی کند هر چند انسان احتیاط کند).