فهرست کتاب


گفتار امیرالمؤمنین علی (ع) جلد دوّم همراه با ترجمه فارسی هدایة العلم و غررالحکم

سید حسین شیخ الاسلامی

فرار بسوی خدا

1- بسوی خدای سبحان فرار نمائید، و از او مگریزید، زیرا که او دریابنده (و نجات بخش) شماست، و هرگز او را ناتوان نخواهید نمود.

فرصت

1- چنین نیست که هر غائبی (و هر مسافری) برگردد (ممکن است مقصود این باشد که باید از فرصت حداکثر استفاده را نمود چنانکه از نهج البلاغه وصیت حضرت به امام مجتبی خطبه / 31 استفاده می شود).
2- هر که بطور ناگهانی فرصت ها را بگیرد (و آنها را غنیمت شمارد) از غصه ها ایمن گردد.
3- هر که محل ورود آب گوارائی را بیابد که از آن سیراب شود پس آن را غنیمت نشمارد (و از آن سیراب نشود) نزدیک باشد که تشنه شود و آن را طلب نماید و نباید آن را (امکان دارد حضرت به موقعیت خودش اشاره فرمود باشد یعنی الآن که شما به من دسترسی دارید از علوم و معارف من استفاده کنید که ممکن است روزی تشنه علوم و معارف شوید و مرا نیابید).
4- چه بسا از دست رونده ای که به دست نیاید رسیدن به آن (یعنی آدمی باید از فرصت استفاده کرده، در انجام کار خیر کوتاهی ننماید).
5- چه بسا کوشای تندروی که نجات یافت و به پیروزی رسید و طلب کننده کندی که امیدوار ماند (یعنی به مطلب خود نرسید بر اثر کند روی (ممکن است عبارت بدون تقدیر کلمه (ربّ) باشد چنانکه احتمال تقدیر هم می رود).
6- برگشتن فرصت رسیدن به آن دور است (یعنی آدمی به آن نخواهد رسید).
7- فرصت را در وقت امکان ناگهان بگیر، زیرا که بعد از، از دست رفتن، آن را در یابنده نخواهی بود.
8- قبل از ضیق خناق، و تنگی گرفتن گلو نفس بکشید، و پیش از فشار جان کندن اطاعت نمائید (یعنی تا جان دارید وقت را غنیمت دانسته از فرصت استفاده کنید).
9- مهلت های ایام (روز و شب ها) را فرا گرفته غنیمت شمارید، و سر حدّهای اسلام را حفظ و حراست نموده، و بر ناگاه رسیدن مرگ مبادرت ورزیده پیشی گیرید.
10- خداوند رحمت کند مردی را که مهلت را غنیمت شمرده، و در عمل پیشی گرفته و از ترس دامن بکمر زند (یعنی با جدّیت هر چه تمامتر عمل نماید).
11- فرصت زودگذر، و دیر برگشت است (پس باید وقت را غنیمت شمرد، مبادا از دست برود که هرگز برنگردد).
12- اوقات و ساعتها عمرها را مستأصل گردانده، و به مرگ و نابودی نزدیک می نماید (بنابراین باید قدر آن را دانست که ناگهان بانگی بر آمد خواجه مرد).
13- برای خود منزلی را برگزین پیش از فرود آمدن خود، و آماده کن (یا نرم نما) منزل را قبل از در آمدن تو در منزل.
14- زمان فراخی و وسعت خود را ذخیره روزهای بلای خود بگردان، (ممکن است مراد این باشد که از دنیا جهت آخرت خود برگیر و یا آنکه به مردم در حال وسعت احسان نما تا در تنگدستی دست تو را گیرند).
15- فرصت ها ربودن هاست (یعنی در میدان عمل گوی سعادت را کسی می رباید که از فرصت ها استفاده برد).
16- فوت فرصت و از دست دادن آن غصّه هاست.
17- فرصت غنیمت است (یعنی نباید از دست داد).
18- از دست دادن فرصت پشیمانی سوزنده ایست.
19- فوت شده و از دست رفته برنمی گردد.
20- ضایع کردن فرصت غصّه است.
21- زمانهای شادی زود گذر (و یا ربودنی) است.
22- فرصت ها چنانکه ابر گذرد می گذرد (پس باید آنها را غنیمت دانست).
23- هرگاه نبود آنچه را که تو می خواهی پس آنچه را که هست بخواه (و بدنبال آن برو و مأیوس مشو و از فرصت استفاده کن و یا چنین حالتی تقدیر الهی است به آن راضی باش).
24- هرگاه فرصت ممکن شود آن را غنیمت دان (و از وقت استفاده کن) زیرا ضایع کردن فرصت غصّه است.
25- فرصت های خیر را غنیمت شمارید، زیرا که آنها همچون گذشتن ابر می گذرند.
26- سختترین غصه ها از دست رفتن فرصت هاست.
27- براستی که روز گذشته ات انتقال یافته، و باقیمانده آن یقینی نیست، پس زمانی را که در آنی بسبب عمل غنیمت شمار.
28- براستی که فرصت مانند گذشتن ابر می گذرند (و از دست می روند)، پس هرگاه ممکن شود آنها را در بابهای خیر غنیمت دانید، و گرنه پشیمان برگردند (یعنی سبب پشیمانی انسان گردد).
29- ثمره و میوه فوت (هر مطلب ضروری اخروی و دنیوی) پشیمانی است.
30- برای هر چیزی فوتی است (یعنی نایاب خواهد شد).
31- با فوت (مقصود) حسرت حاصل گردد (پس باید فرصت را از دست نداد).
32- هیچ حسرتی مانند فوت (و از دست رفتن فرصت و عمل خیر) نیست (علّامه خوانساری - رحمه اللّه - فرموده: فوت در اینجا موت است).
33- آمادگی سود ندهد (و تهیه گرفتن نفعی نبخشد) هرگاه مدّت منقضی شود.
34- گذشته روز تو فوت شده (و از دست رفته) و آینده ات متهم است (چون یقین به بقاء آن نیست) و وقت تو مغتنم خواهد بود، پس در آن به اندازه فرصت توانائی مبادرت نما، و از اینکه به روزگار اعتماد کنی بر حذر باش (چون با رو آوردن به زودی پشت کند).
35- در از دست رفتن فرصت حسرت و ملامت خواهد بود.
36- در هر وقتی از دست رفتنی است.
37- گاهی فرصت و نصیب رسیده می شود (یعنی نباید مأیوس شد).
38- هرگز نیابی آنچه از تو باز گرفته شود پس در کسب (فضیلت و سعادت) نیکو قدم بردار.
39- چنین نیست که هر فرصتی رسیده شود.
40- هر که از (استفاده کردن) فرصت بنشیند (یعنی آن را از دست دهد) فوت (و از دست رفتن فرصت) او را عاجز و ناتوان سازد.
41- هر که فرصت را از وقت خود تأخیر اندازد، پس باید از فوت آن مطمئن باشد (یعنی باید پیه فوت آن را بر پشت خود بمالد).
42- هر که فرصت را غنیمت شمارد از غصه ایمن گردد.
43- چنین نیست که هر غائبی برگردد (از وصیت حضرت به فرزند خود امام حسن - علیهماالسلام - استفاده می شود که این عبارت مربوط به فرصت است، نه آن که علّامه بزرگوار خوانساری معنی فرموده اند (وصیت / 31 نهج البلاغه).
44- هر که تأخیر اندازد (و فرصت را از دست دهد خود را از نتائج آن) منع کند.

واجبات و مستحبات

1- کسی که با انجام دادن نمازهای واجب و مستحب به خدا نزدیک شونده است، سودهای او دو چندان می باشد (یعنی سود بسیار برد).
2- براستی که خدای سبحان واجباتی را بر شما فرض نموده، پس آنها را ضایع مسازید، و برایتان حدودی را مقرر فرموده، پس از آن حدود تجاوز ننمائید، و از چیزهایی نهی کرده، پس حرمت آنها را مدرید، و از چیزی چند خاموش شده (نه از آن نهی کرده و نه آن را واجب فرموده) و آنها را از روی فراموشی وا نگذاشته (بلکه از جهت مصلحت، امر و نهیی روی آن نیاورده) پس شما کلفت و زحمت به خود راه (که آنها را با رأی و اجتهاد یا بر خود واجب نموده و یا حرام بلکه بگذارید بر اصل خود که اباحه است باقی بماند).
3- براستی کسی که نفس خود را بجای آنچه برای او ضمانت شده (مانند رزق ورزی) به آنچه بر او واجب گشته (از طاعات) مشغول ساخته، و به آنچه بر ضرر و نفع او تقدیر شده خوشنود باشد، سلامتی او در عافیت، و از نظر سود در شادمانی و نیکوئی حال، و غنیمت بردن در خوشحالی از همه مردم بیشتر است.
4- براستی که تو اگر بجای انجام دادن واجب ها به فضیلت های نافله ها بپردازی (به طوری که یا واجب ترک شود یا ناقص انجام گیرد و یا از وقت فضیلت بیرون رود) پس هرگز فضیلتی که تحصیل می نمائی جای واجبی که تباه می سازی نخواهد گرفت.
5- هرگاه نافله ها به واجبات زیان رساند پس آنها را ترک کنید.
6- بر تو باد به حفظ و نگهداری هر کاری که معذور نیستی در ضایع کردن آن.
7- بجا آوردن واجبات از افزون ترین مکرمت هاست.
8- هیچ عبادتی مانند اداء فرائض نیست ممکن است مراد همه واجبات باشد چنانکه امکان دارد خصوص نمازهای واجب باشد).
9- هیچ (فضیلت و) قربتی در انجام نافله ها نیست هرگاه به فرائض ضرر رساند (مثل اینکه در وقت نماز واجب آدمی به مستحب بپردازد).
10- نافله را در وقت فریضه قضا مکن، نخست به فریضه بپرداز، آنگاه آنچه پدید آید برای تو (و هر چه خواهی) نماز گزار (البته تفصیل این مسأله در کتب فقهیه و رساله های مراجع است باید از آنجا احکام آن را بدست آورد).