فهرست کتاب


گفتار امیرالمؤمنین علی (ع) جلد دوّم همراه با ترجمه فارسی هدایة العلم و غررالحکم

سید حسین شیخ الاسلامی

توانگر و توانگری

1- توانگر کسی است که به وسیله قناعت بی نیاز شود.
2- توانگر کسی است که برگزیند قناعت را.
3- توانگر (یا توانگری) در غربت در وطن است.
4- نادانی توانگر او را پائین آورده، و دانش فقیر او را بر کشد.
5- بسا توانگری که خوارتر از نقد است (گوسفندی است که پاهای کوتاه و روی زشتی دارد در بحرین به خواری مشهور است).
6- بسا توانگری که از فقیر بیچاره تر باشد (از جهت بدبختی او در آخرت، و یا از نظر گرفتاری دنیویش، و یا از جهت احتیاج او).
7- اندکی هستند از توانگران کسی که مواسات کند و حاجت روا باشد.
8- بسا ثروتمندی که از او (به سبب بی چیزی) بی نیازی باشد.
9- از جمله واجب تر توانگر آنکه به مال خود فقیر بخیلی ننماید.
10- توانگر مشمار کسی را که از مالش روزی داده نشود (یعنی از مال خود بهره نبرده و برای دیگران گذارد).
11- نیست گناهی بزرگتر از گناه توانگری که چیزی به محتاج ندهد (و بر او بخل نماید و یا حاجت او را بر نیاورد).
12- توانگری به غیر خدا بزرگترین پریشانی و بدبختی است.
13- از مستی توانگری به خدا پناه برید، زیرا که برای آن مستی بوده که به هوش آمدن از آن بعید است.
14- توانگران شما قانع ترین شماست.
15- توانگرترین توانگری عقل است (زیرا هر که را عقل باشد دارای همه چیز باشد چنانکه گفته شده: خدایا هر که را عقل دادی چه ندادی و هر که از عقل ندادی چه دادی؟).
16- بلندترین بی نیازی ترک آرزوهاست.
17- افزونترین بی نیازی آنست که با آن عرض و آبرو حفظ شود.
18- توانگرترین توانگران کسی است که اسیر و گرفتار حرص نباشد.
19- بی نیازترین بی نیازی قناعت، و صبر و تحمل در حالت درویشی و ندارائی است.
20- توانگری طغیان می آورد.
21- توانگری غیر بزرگ را بزرگ می گرداند (گر چه آدم پستی باشد، ثروت آن را در نظرها بزرگ می کند).
22- توانگری و درویشی گوهرهای مردان و ذات و اوصاف آنها را از خوبی و بدی آشکارا می نماید (یعنی آن دو وسیله آزمایش افراد خواهد بود).
23- برادر توانگری کسی است که قناعت را روانداز خود سازد.
24- فخر کردن و بالیدن در حالت غنا و توانگری تخم پریشانی در فقر و پریشانی می کارد (و یا می ترساند خواری را در پریشانی، چون وقتی همین ثروتمند فقیر شد دیگر کسی به او اعتناء نخواهد کرد).
25- آفت توانگری بخیلی است (زیرا توانگر را بی ارزش نموده سبب فساد دنیا و آخرت او خواهد گردید).
26- بهترین توانگری بی نیازی نفس است (از خلق یا از اعمال صالحه).
27- چه بسا غنا و توانگری که فقر و بیچارگی همیشگی را بدنبال آورد (یا در آخرت و یا در دنیا از جهت کفران و عصیان).
28- زکات توانگری و فراخی عیش احسان کردن به همسایگان و پیوند با خویشان است.
29- دو چیز است که قدر آنها دانسته نشود مگر از سلب آنها، (و یا قدر آنها را نداند مگر کسی که آنها از او ربوده شود).
30- باز داشتن نفس از آنچه در دستهای مردم است آن توانگری موجود می باشد.
31- فریب توانگری موجب فرحناکی است.
32- از دست دادن توانگری برای زیرکان غنیمت، و برای کم عقلان حسرت خواهد بود (زیرا کیّس می داند توانگری آخرت مهم است، دنیا زودگذر و گنجهای آن فانی شدنی و اسباب زحمت و رنج خواهد بود).
33- همه توانگری در قناعت و خوشنودی (به نصیب و بهره خدائی) است.
34- هر که او را توانگری بدون مال، و عزّت بدون سلطنت، و بسیاری بدون قبیله خوشحال نماید، پس باید از خواری معصیت خدا، به سوی عزت طاعت الهی درآید، زیرا که او همه آنها را خواهد یافت.
35- به توانگری رسیده است کسی که نومیدی از آنچه در دستهای مردم است، و قناعت به آنچه داده شده، و خوشنودی به قضاء (و قدر الهی) روزی داده شده باشد.
36- به توانگری و فراخی خوشحال مشو، و به فقر و بلاء غمگین مباش، زیرا که طلا به وسیله آتش آزمایش شده، و مؤمن به سبب بلاء آزموده خواهد شد.
37- توانگری به خدا بزرگترین توانگری است.
38- هر که به عوض دنیا به خدا بی نیاز نگردد دینی برای او نیست.
39- نیست توانگری مگر به قناعت (قناعت است که توانگری آورد).
40- نیست توانگری با بدی تدبیر.

دادرسی مظلوم

1- به سبب دادرسی مظلوم دادخواه برای توست از عذاب خدا حصاری (یعنی این عمل دژ محکمی برای تو از عذاب خدا خواهد بود).
2- از کفّاره گناهان بزرگ است به فریاد ستمدیده رسیدن.
3- از افزونترین احسان است به فریاد رسیدن ستمدیده فریاد خواه.
4- اجر و ثواب به چیزی مانند به فریاد رسیدن ستمدیده فریادرس طلب حاصل نخواهد شد.

غیبت

1- شنونده غیبت یکی از دو غیبت کنندگان است (غیبت چنانکه در روایات هم گفته شده آنست که انسان به دنبال کسی حرفی بزند که اگر آن را بشنود او را اندوهناک سازد).
2- بر تو بدوری از غیبت، زیرا که آن تو را نزد خدا و مردم دشمن کرده، و اجر و پاداش تو را باطل می کند.
3- دردناکترین مردم غیبت کننده است.
4- دشمن ترین مردم به سوی خدا غیبت کننده است.
5- براستی که یاد غیبت (یعنی یاد کسی به غیبت) بدترین بهتانست.
6- یاد کردن کسی به بدی غائبانه بدترین بهتان است.
7- غیبت کردن علامت منافق (و دورو) است.
8- غیبت کردن رنج (و یا منتهای طاقت و کوشش) فرد ناتوان است.
9- غیبت خورش سگهای جهنم است (ممکن است سگهای جهنّم غیبت کنندگان بوده، و یا غیبت کننده ها غذای سگها باشند و یا اصل غیبت به صورت غذای سگها درآید، و یا چنین تعبیری مبالغه در بدی آن باشد و اللّه العالم).
10- شنونده غیبت مانند غیبت کننده است.
11- شنونده غیبت یکی از دو غیبت کننده است.
12- شنونده غیبت شریک غیبت کننده است.
13- هر که به غیبت مردم حریص باشد دشنام داده شود.
14- گوش دهنده به غیبت مانند گوینده آن است.
15- نفست را به غیبت عادت مده، زیرا عادت کننده آن بزرگ گناه است.
16- اندک غیبت بهتان (یا دروغ بسیار) است.
17- (تتمه کلامی است از خطبه / 140 نهج البلاغه که در نهی از غیبت مردم فرموده است) آی بنده ای به گناهش شتاب مکن که شاید او آمرزیده شده باشد، و بر نفس خود را گناه کوچک ایمن مباش شاید که بر آن معذّب گردی.