فهرست کتاب


گفتار امیرالمؤمنین علی (ع) جلد دوّم همراه با ترجمه فارسی هدایة العلم و غررالحکم

سید حسین شیخ الاسلامی

طلب مغفرت

1- استغفار نما تا روزی داده شوی.
2- افزونترین پیوند (یا متوسل شدن به خدا) طلب آمرزش است.
3- طلب آمرزش کردن گناهان را پاک نماید.
4- طلب آمرزش از خدای دوای گناهان است.
5- طلب آمرزش کردن از نظر پاداش بزرگتر و به حسب ثواب شتابان تر خواهد بود.
6- نیکوئی استغفار گناهان را پاک می سازد (یعنی انسان با اخلاص و ندامت کامل طلب آمرزش نماید).
7- اگر اینکه مردم هنگامی که نافرمانی می نمایند بازگشت کرده و طلب مغفرت نمایند عذاب نشده و هلاک نخواهند گردید.
8- هر که (توفیق) طلب آمرزش داده شود از آمرزش محروم نگردد.
9- هر که از خدا (آن طور که خدا فرموده) طلب آمرزش کند به آمرزش رسد.
10- خوب وسیله ایست (برای تحصیل رضای خدا و نجات از مهالک و ترفیع درجات) استغفار.
11- شفاعت کننده ای رستگارتر از استغفار نیست.
12- آمرزش (الهی) را به دست نیاورد مگر کسی که احسان را مقابل بدی اندازد.

غفلت و بی خبری

1- بیداری چشمها با غفلت دلها سودی ندارد.
2- بی خبری کسب فریب کرده و به هلاکت نزدیک می سازد.
3- از بی خبری دوری نمائید، زیرا که آن از تباهی حسّ و دریافت است.
4- بر حذر باش از غفلت و فریب خوردن به مهلت (به این معنی که مهلتی هست بعداً انجام خواهم داد) زیرا که غفلت عمل ها را فاسد نموده، و اجل ها امیدها را می برند.
5- غفلت و بی خبری گمراهی، و فریب خوردن نادانی است.
6- غفلت سبب فرحناکی است (چون غافل بی غم است).
7- غفلت و بی خبری مضرترین دشمنان است.
8- بی خبری شیوه احمقان است.
9- بی خبری ضدّ دور اندیشی است.
10- بی خبری گمراهی نفسها و نشانه بدبختی و بدیهاست.
11- بی خبری دائمی (و یا دوام ترک تفکر) بینائی را زائل می نماید.
12- مستی غفلت و فریب از نظر بهوش آمدن دورتر از مستی شرابهاست (یعنی مست غفلت دیرتر بهوش آید تا مست شراب).
13- بی خبری و غفلت را با بیداری و آگاهی برطرف ساز.
14- عجب دارم از غفلت و بی خبری صاحبان عقل ها از نیکوئی طلب کردن (زاد و توشه) و آماده شدن برای روز بازگشت.
15- در آرام گرفتن به غفلت (از آخرت) فریب خوردن است.
16- تعجب کنید از آن حسرتی بر صاحب غفلتی اینکه عمر او بر او حجتی باشد، و اینکه او را روزگارش به بدبختی رسانده یا ادب کند.
17- (این عبارت بعد از فرازهائی از گفتار آن حضرت است) پس به هوش باش آی شنونده از غفلت و بی خبری خود، و از شتاب خویش کم کن، و پشت خود را قوی گردان (تردید به خود راه مده) دوریت را (از بدی عاقبت) فراگیر، و قبرت را یاد نما زیرا که بر آنست گذر تو.
18- برای غفلت و بی خبری بس است گمراهی.
19- برای غفلت مرد (و آدمی) کفایت می کند آنکه همت خود را در آنچه برای او مفید نیست مصروف دارد.
20- برای غفلت مرد (و آدمی) کفایت می کند اینکه عمرش را در آنچه رستگار نسازد آن را تباه سازد.
21- کسی که غافل شود نادان است (یعنی نباید از دنیا و مرگ و حساب غافل گردید و گرنه نادانی تحقق یابد).

بی خبر

1- عجب دارم از غافل و بی خبر که مرگ در طلبش شتابان است.
2- هر که غفلت او طولانی گردد هلاکت او زود انجام گیرد.
3- هر که بر او غفلت و بی خبری غلبه کند دلش مرده است.
4- هر که از حوادث روزگار غافل شود مرگ او را بیدار خواهد ساخت (که در آن هنگام به هلاکت رسیده و مفرّی برایش نیست).
5- وای برای کسی که بر او غفلت و بی خبری غلبه کرده و پس کوچیدن (از این جهان) را فراموش نموده و آماده نگشته است.
6- هیچ عملی برای غافل نیست (چون حضور قلب و توجه و اقبال ندارد).